نگاهي اجمالي دوربينهاي ديجيتال
يكي از دلايل محبوبيت دوربينهاي ديجيتال سازگاري آنها با كامپيوتر هاي شخصي و اينترنت است با تخصص نسبتاً كمي يك شخص مي تواند عكس بگيرد آن را ببيند و آن را پاك كند و در دقايقي آن را به كامپيوتر خود upload كند آنگاه مي تواند در اينترنت نمايش داده شود و يا بوسيله email فرستاده شود با گرفتن عكس و چاپ و ظهور آن و سپس اسكن آن (كه در دوربينهاي معمولي بايد اين مراحل طي شود) تصوير شما تبديل به يك عكس ديجيتال قابل استفاده در وب و كامپيوتر مي شود ولي در دوربين ديجيتال همه اين مراحل يكجا انجام مي شود و آن هم در لحظه گرفتن عكس بنابراين سرعت و هزينه و كيفيت كار افزايش مي يابد در اين قسمت ما به چند ويژگي دوربين ديجيتال كه ممكن است قبل از خريد يك دوربين ديجيتال بخواهيد آنها را مورد توجه قرار دهيد اشاره مي شود و همينطور در مورد اينكه چگونه عكس را از دوربين ديجيتال به كامپيوتر خود انتقال دهيد بحث مي كنيم.
انواع دوربينهاي ديجيتال:
عكسهاي ديجيتال از هزاران نقطه كه به نام پيكسل شناخته مي شود تشكيل شده اند هر چه تعداد پيكسلهايي كه عكس را در طول و عرض آن تشكيل مي دهند بيشتر باشند كيفيت عكس بيشتر است اظلاعات مربوط به تعداد پيكسلهاي طول و عرض بيان مي شوند و بعضي به صورت حاصلضرب آن دو مثلاً 1280*960=1228880 پيكسل يا حدود 1.3 مگا پيكسل بيان مي شود. يك دوربين با 5 مگا پيكسل (1920*2560) قدرت اين را دارد كه عكسهاي ديجيتال با رزولوشن بالا و كيفيت حرفه اي بگيرد البته هر چه رزولوشن بالاتر باشد قيمت دوربين هم بالاتر است.
دوربينهاي ديجيتال ارزان قيمت معمولاً با اصطلاح point and shot ياد مي شوند زيرا حمل نقل آنها آسان است و معمولاً در شرايط مختلف نور و فوكوس به صورت اتومات در حد قابل قبولي عمل مي كنند. يك دوربين 1.3 مگا پيكسلي براي خلق تصاويري كه در وب يا ارسال email استفاده مي شوند كاربرد دارندهمچنين از تصاوير ديجيتال مي توان خيلي راحت پرينت گرفت. در دنيا سايتهاي زيادي هستند كه شما ميتوانيد عكسهاي خود را براي آنها بفرستيد و آنها بعد از پرينت گرفتن از آنها با قيمت كمي آنها را براي شما مي فرستنديك دوربين ديجيتال 1.3 مگا پيكسلي مي تواند عكسهاي خوب براي يك پرينت 4 اينچ در 6 اينچ خلق كند و يك دوربين 2.2 مگا پيكسلي براي يك پرينت كيفيت بالا در ابعاد 5 اينچ در 7 اينچ كافي است.
بدليل اينكه رزولوشن مانيتور كامپيوتر شما از رزولوشن پرينتر كمتر است براي يك عكس كيفيت بالا در اينترنت به يك دوربين گرانقيمت احتياج نداريد.
خداحافظ فيلم عكاسي!
به جاي فيلم عكاسي دوربينهاي ديجيتال عكسها را گرفته و ذخيره مي كنند حافظه هاي مختلفي روي دوربين قرار دارند كه چهارتا از مشهورترين آنها عبارتند از:
compact flash memory cards
compact flash II memory cards
smart media memory cards
memory sticks
كارتهاي compact flash و media smart كوچك هستند كه سوتكهايي دارند كه بوسيله آنها به دوربين متصل مي شوند هر دوربين ديجيتال با يك نوع از اين حافظه هاي قابل جابجايي همراه است و حافظه هاي اضافي هم قابل دسترسي است. بعضي از انواع دوربينهاي ديجيتال از تكنولوژي ديسكهاي مغناطيسي استفاده مي كنند كه ظرفيت ذخيره بيشتر دارند هر چند قابل تعويض نيستند. زمانيكه مي خواهيد يك دوربين ديجيتال بخريد بايد از نوع حافظه و تكنولوژي ساخت آن مطلع باشيد.
باتريها مهم هستند
مهم نيست كه چه دوربين ديجيتالي را انتخاب كنيد باتري قابل شارژ براي آن يك ضرورت است بيشتر دوربينهاي ديجيتال ارزانقيمت همراه با باتريهاي قليايي ارائه مي شوند. اما بدليل اينكه دوربين براي ذخيره عكس، فوكوس و زوم احتياج به انرژي دارد كه يك باتري قليايي معمولي را به سرعت خالي مي كند.
يك انتخاب باتري نيكل متل هيدرايد است (NIMH) است كه در سايز AA ارائه مي شوند. و نسبت به محيط حساسيت كمتري دارند ( برخلاف باتريهاي نيكل كادميوم (NiCad) كه از مواد توكسيك تشكيل شده اند) و يك دوربين ديجيتال را براي مدت طولاني تري نسبت به باتريهاي قليايي تغذيه مي كنند.
همچنين بعضي دوربينهاي ديجيتال داراي باتريهاي ليتيوم و باتريهاي يوني ليتيوم هستند. باتريهاي ليتيوم دو يا سه برابر عمر باتريهاي قليايي را دارند و به خوبي شارژ را نگه مي دارند. باتريهاي يوني ليتيوم قابل شارژ هستند.كه البته هر دو نوع باتريهاي ليتيوم و يوني ليتيوم گرانقيمت هستند.
انتقال عكس از دوربين به كامپيوتر
زمانيكه يك دوربين ديجيتال مي خريد همراه با آن كابلهايي وجود دارند كه بوسيله آنها به كامپيوتر وصل مي شوند. كابلهاي سريال و USB ( مخفف Universal Serial Bus) مي توانند به كامپيوتر وصل شوند. اتصال سريال بسيار كند است. امروزه اكثر دوربينهاي ديجيتال بوسيله USB به كامپيوتر متصل مي شوند كه انتقال فايل را بسيار سريعتر انجام مي دهند.
يك راه ديگر براي انتقال اطلاعات از كامپيوتر به دوربين دستگاههاي كارت خوان هستند. اين يك وسيله به اندازه موس است كه بوسيله USB به كامپيوتر وصل مي شود بعضي از كارت خوانها فقط يك نوع حافظه را مي توانند بخوانند اما كارت خوانهايي هم وجود دارند كه چند نوع حافظه را مي توانند بخوانند جور بودن و همخواني كارتهاي حافظه با دستگاه كارت خوان خود معضلي است.
يك راه هم قرار دادن كارت حافظه در يك رابط فلاپي ديسك (وسيله اي شبيه يك فلاپي ديسك) و گذاشتن آن در درايو فلاپي كامپيوتر است براي كامپيوترهاي notebook رابطهاي كارت (شبيه كارتهاي اعتباري) كه اجازه مي دهد حافظه به اسلاتهاي notebook متصل شود، مورد استفاده قرار مي گيرد.
عدد عجيب
این عدد عجیب 142857 میباشد .
اگر عدد مذکور را در دو ضرب کنيم، حاصل: 285714 ميشود!-به ارزش مکاني 14 توجه کنيد
اگر اين عدد را در سه ضرب کنيم حاصل: 428571 ميشود!-به ارزش مکاني 1 توجه کنيد
اگر اين عدد را در چهار ضرب کنيم حاصل: 571428 ميشود!-به ارزش مکاني 57 توجه کنيد
اگر اين عدد را در پنج ضرب کنيم حاصل: 714285 ميشود!-به ارزش مکاني 7 توجه کنيد
اگر اين عدد را در شش ضرب کنيم حاصل: 857142 ميشود!-سه رقم اول با سه رقم دوم جا بجا شده
اگر اين عدد را در هفت ضرب کنيم حاصل: 999999 ميشود
اين عدد به تازگي کشف نشده! بلکه هزاران ساله که به عنوان يه عدد جالب مورد توجه بوده. 142857 در واقع دوره گردش عدد 1/7 هست و خاصيتهاي جالب ديگه اي هم داره
همونطور که ميبينيد، مضارب اين عدد همه يا 142857 (با گردش حلقوي) هستند يا 999999 . جالب اينجاست که براي اعداد بزرگتر هم اين روند به صورت ديگه اي ادامه داره
مثلا 8*142857 ميشه 1.142.856، حالا اگه رقم اول رو با 6 رقم بعد جمع کنيد حاصل ميشه: 142.857
و مثلا 42*142857 ميشه 5.999.994، حالا اگه رقم اول رو با 6 رقم بعد جمع کنيد حاصل ميشه: 999.999
و 142857*142857 ميشه 20.408.122.499، حالا اگه 5 رقم اول رو 6 رقم بعد جمع کنيد حاصل ميشه: 142.857
اینم چند تا عدد دیگه که تو نت پیدا کردم و خودشون کلی فلسفه دارن . . .
142857 (6 digits)
0588235294117647 (16 digits)
052631578947368421 (18 digits)
0434782608695652173913 (22 digits)
0344827586206896551724137931 (28 digits)
0212765957446808510638297872340425531914893617 (46 digits)
01694915254237288135593220338983050847457627118644 06779661 (58 digits)
01639344262295081967213114754098360655737704918032 7868852459 (60 digits)
براي غلبه بر بي حوصلگي چه كار كنيم
بي حوصلگي هنگامي روي ميدهد كه ما ديگر به اطرافيان، اشياء پيرامون خود و فعاليتهاي روزمره خود علاقه مند نبوده و از آنها لذت نميبريم. بي حوصلگي در واقع فقدان تنوع و انگيزش در زندگيست.
يكي از خصوصيات انسان تنوع طلبي و نياز به تغيير مداوم در شكل و نوع محركات بيروني ميباشد. سازگاري حسي سبب ميشود ما از فعاليتهاي تكراري به ستوه آييم. سازگاري حسي يعني: كاهش حساسيت حواس زماني كه در معرض مداوم يك عامل محرك ثابت و تغيير ناپذير قرار ميگيرند. مثلا پس از خريد يك تلفن همراه نو شوق و ذوق فراواني داريم اما پس از گذشت يكي دو ماه همان تلفن همراه برايمان تكراري و ملال آور ميشود.
همين عامل در روابط زن و مرد نيز مصداق دارد. افراد بسياري از اين مسئله شكايت ميكنند كه دوست دختر و يا پسر محبوب آنها ديگر برايشان عادي و خسته كننده شده و هيجان و شور اوايل آشنايي در روابطشان رنگ باخته است. اما بايد آگاه بود كه تنوع طلبي يك ويژگي ذاتي انسانها بوده و ميبايست در برخي موارد آن را تحت كنترل درآورد و برايش محدوديت قائل شد. حتي اگر مردي همسر زيبايي هم داشته باشد ممكن است به زنان ديگر مخفيانه نگاه كند و يا زل بزند حتي اگر آن زنان نازيبا و زشت باشند. چرا كه نزد آن مرد زيبايي همسرش ديگر تكراري و عادي گشته و به عبارتي به چهره وي عادت كرده و بدنبال يك محرك بصري جديد ميگردد. اما همين مرد بايد مطلع باشد كه اين دور باطل هيچگاه به كمال خوشنودي منتهي نميگردد جايي كه ديگر چيزي دلش را نزند و برايش تكراري نگردد. (زني كه هيچگاه برايش تكراري و خسته كننده نشود).
بنابراين بايد براي برخي امور در تنوع طلبي محدوديت قائل شويم و گرنه مجبور خواهيم شد هميشه بي حوصله و دلزده باقي بمانيم و طعم رضايت را نچشيم. يكي از نكات بسيار مهم در روابط اين ميباشد كه زن و مرد هر آنچه كه دارند را يك باره رو نكنند. يعني تمام مهارتها، خصوصيات اخلاقي و شخصيتي، آرزوها، اسرار، برنامه هاي آينده، هدفهاي بلند مدت و كوتاه مدت و غيره. چون زماني كه مثلا دختري از تمام راز و رمز، مهارتها و شيرين كاري هاي يك پسر آگاه شود ديگر چيزي باقي نميماند كه حس كنجكافي دختر را نسبت به آن پسر برانگيزد و رابطه از هيجان و تب وتاب مي افتد. مانند فيلمي كه وقتي از ابتدا تا انتهاي آن را مشاهده ميكنيم ديگر بندرت پيش مي آيد كه بخواهيم مجددا نگاهش كنيم اما اگر همين فيلم بصورت سريال نمايش داده شود هم هيجانش بيشتر ميشود و هم كنجكاوي بيننده براي سر درآوردن از ادامه داستان. اما اين بدين معنا هم نيست كه به طرف مقابلمان دروغ بگوييم و شخصيت اصلي خود را كتمان كنيم بلكه بايد به گونه اي پيش برويم كه در هر يك از ملاقات هايمان يك سخن، مطلب، خبرو يا برنامه تازه در چنته داشته باشيم. خلاصه بايد پيش بيني ناپذير باشيم.
براي غلبه بر بي حوصلگي در زندگي از اين راهكارها سود بريد:
1-سعي كنيد هر از چند گاهي در زندگي خود تغييراتي هر چند جزئي ايجاد كنيد.
2- بي كاري و فقدان فعاليت يك عامل مهم در ايجاد بي حوصلگي ست. دست به كار شويد با نشستن و به نقطه اي خيره شدن چيزي عوض نميشود. برخيزيد و به كاري مشغول شويد.
3- حس پوچي و اين باور كه زندگي، شغل و فعاليتهاي شما بي معني ميباشند ميتواند شما را تا مرز خود كشي پيش برد. شما نبايد زندگي خود را يك دايره بي پايان و هدف بدانيد. اين وظيفه خود شماست كه به زندگي خود معنا بخشيد.
4-هر روز يك چيز جديد ياد بگيريد و به علم خود بيفزاييد.
5- خود را به چالش بكشانيد. به فعاليتي دست بزنيد كه در شما استرس ملايمي ايجاد ميكند. مانند برد و باخت (در بازي، ورزش) و يا پذيرش ايده هاي جديد.
6- به ياد داشته باشيد كه هيچ چيز كسالت بار و خسته كننده نيست بلكه اين ذهن بي حوصله شماست كه همه چيز را كسل كننده ميبيند. بي حوصلگي يك امر نسبي و درونيست. افكار خود را تغيير دهيد تا احساسات شما نيز تغيير يابند.
7-حس كنجكاوي خود را بر انگيزيد.نسبت به پيرامون خون بي تفاوت نباشيد.سعي كنيد از همه چيز سر در بياوريد.البته به غير از مسائل شخصي ديگران.
8- خيالپردازي كنيد. خيالپردازي بيش از حد سبب دور افتادن شما از واقعيتها و حقايق ميگردد اما از تخيل خود ميتوانيد در رفع بي حوصلگي كمك بگيريد. خيالپردازي كنيد و به آرزوهاي خود دست يابيد.
9- تكرار فعاليتهاي روزمره و يا از روي عادت بسيار خسته كننده است. بنابراين ديگر ايده ها، گزينه ها واحتمالات را هم انتخاب كنيد. مثلا هر روز براي صبحانه چاي شيرين نخوريد، يك روز هم قهوه و يا شير بخوريد و يا هر روز سر يك ساعت فعاليت خاصي را انجام ندهيد. هراز گاهي طرز لباس پوشيدن و يا مدل موي خود را تغيير دهيد .
10- هر بار سر قرار ملاقات يك دست لباس مشابه به تن نكنيد. و يا در كافي شاپ فقط ميلك شيك سفارش ندهيد. با يك هديه بدون مناسبت طرف مقابل خود را غافلگير كنيد.
11- با حسرت به دختران ديگر نگاه نكنيد مطمئن باشيد مردان بسياري نيز هستند كه با حسرت به دوست دختر كنار شما نگاه ميكنند و آرزوي داشتن وي را دارند.
12- تكراري نباشيد.
ارزشيابي توصيفي الگويي جديد در ارزشيابي تحصيلی
ارزشيابي تحصيلي، فعاليتي است كه معلم، در جريان تدريس خود انجام مي دهد. اين فعاليت، شامل جمع آوري اطلاعات و داوري درباره وضعيت يادگيري و پيشرفت دانش آموز است. جمع آوري اين اطلاعات از طريق شيوه هاي مختلف صورت مي پذيرد و نيازمند كسب مهارت و دانش كافي در اين زمينه است. معلم بايد با استفاده از نتايج حاصل از سنجش و ملاحظه اهداف و انتظارات آموزشي درباره وضعيت فرد، داوري كرده، ضعفها و قوتهاي دانش آموز را مشخص كند و براي بهبود فعاليتهاي يادگيري به او توصيه هايي را ارائه دهد.
متأسفانه فرآيند سنجش و ارزشيابي در كشور ما، مطابق عرف، فقط شامل ارزيابي مجموعي يا نهايي است كه در پايان دوره آموزشي به منظور تشخيص پيشرفت تحصيلي و رتبه بندي صورت مي گيرد. در اين روش تمامي تلاش معلم، دانش آموز، والدين و كل نظام آموزشي معطوف به آزمونهاي نهايي و نمره آنهاست و ماحصل همه زحمتها در يك عدد يك يا دو رقمي خلاصه مي شود. اين نمره، نه تنها ملاك قضاوت وتصميم گيري درخصوص دانش آموز است، بلكه به نوعي ارزشيابي از عملكرد معلم، مربي، مدير و والدين و نظام آموزشي، تلقي مي شود. ترديدي نيست كه نتايج حاصل از اين گونه تصميم گيري ها دقيق نبوده، ممكن است عواقب ناگواري به همراه داشته باشد؛ به عبارت ديگر به جاي آنكه نظام ارزشيابي و اندازه گيري در خدمت آموزش و رشد و توسعه دانش فراگيران و معلمان قرار گيرد، فرآيند تدريس و يادگيري در خدمت نظام سنجش و آزمون در آمده است و ملاك قضاوت در مورد عملكرد نظام و دانش آموز در يك مقياس صفر تا بيست خلاصه مي شود.
دفتر ارزشيابي تحصيلي و تربيتي سابق، با توجه به رويكردهاي جديد ارزشيابي، پس از مطالعات فراوان و در پاسخ به رأي صادره در جلسه 674 مورخ 2/5/81 شوراي عالي درخصوص تبديل مقياس كمي (20 _ 0) به مقياس كيفي، طرح ارزشيابي توصيفي را ارائه داد.
اين طرح، الگويي كيفي است كه تلاش مي كند بر خلاف الگوهاي رايج ارزشيابي، به جاي كمي نگري از طريق توجه به معيارهاي برنامه درسي و آموزشي به عمق و كيفيت يادگيري دانش آموزان توجه كند و توصيفي از وضعيت آنها ارائه دهد و ارزشيابي را در خدمت آموزش و يادگيري قرار دهد.
مهمترين ويژگيهاي الگوي ارزشيابي توصيفي عبارت است از:
_ توجه به تنوع و تغيير مقياس سنجش
_ توجه به يادگيري دانش آموز
_ توجه به تنوع و تغيير ابزارهاي ارزشيابي
_ توجه به انتظارات برنامه درسي
_ توجه به اهميت سازگاري اجتماعي در كنار پيشرفت تحصيلي
_ توجه به اهميت بهداشت رواني در فرآيند ياددهي _ يادگيري
_ توجه به حيطه هاي مختلف يادگيري
اين طرح با مد نظر قرار دادن ويژگيهاي فوق، همراه با ايجاد تغييرات بنيادي در نظام موجود ارزشيابي تحصيلي تهيه شد. اين تغييرات عبارتند از:
تغيير مقياس فاصله اي (20 _ 0) به مقياس ترتيبي (در حد انتظار _ نزديك به انتظار _ نيازمند به تلاش بيشتر):
در طول ساليان دراز، نمره 20 بسيار مورد احترام و توجه بوده است و معلمان ما نتايج آزمونها را براساس آن به دانش آموزان و والدين بازخورد داده اند. كه همين امر باعث رقابت نامطلوب شده است. مقياسهاي ترتيبي كمتر ايجاد رقابت مي كند و مشكلات نمره هاي كمي را ندارد؛ زيرا با مقياسهاي ترتيبي و بازخوردهاي توصيفي دانش آموزان، ديگر نگران كسب نمره نيستند. آنها به دنبال شناخت اشتباه خود در فعاليتهاي يادگيري هستند. والدين نيز از فرزندانشان نمره نمي خواهند و به جاي اينكه از آنان بپرسند امروز چند گرفته اي؟ مي پرسند: امروز چه ياد گرفته اي؟ تغيير مقياس فاصله اي به مقياس ترتيبي، يعني حذف يكي از عوامل استرس آور در كلاس درس.
تغيير تأكيد از ارزشيابي پاياني به ارزشيابي تكويني
در نظام آموزش سنتي رايج در كشور ما، معلمان سعي مي كردند از طريق ارزشيابي پاياني، نتايج يادگيري دانش آموزان را به شكل نمره گزارش دهند و توجهي به چگونگي يادگيري و بهبود آن نداشتند. در ارزشيابي توصيفي معلم، ارزشيابي را در خدمت آموزش قرار مي دهد؛ به عبارت ديگر تلاش مي كند كه ارزشيابيهاي او به يادگيري بهتر منجر شود. به همين دليل در فرآيند يادگيري ضعفها و قوتهاي يادگيري دانش آموز براي برطرف كردن و بهبود بخشيدن بررسي مي شود.
تنوع بخشي به ابزارهاي جمع آوري اطلاعات
در شيوه سنتي رايج، اطلاعات عمدتاً از طريق آزمونهاي مواد _ كاغذي (امتحان) و پرسشهاي كلاسي جمع آوري مي شد. اما در طرح ارزشيابي توصيفي، ابزارهاي جمع آوري متنوع شده اند و علاوه بر آزمونهاي مواد _ كاغذي و پرسشهاي كلاسي ابزارهاي ديگري مانند پوشه كار، روشهاي ثبت مشاهده، تكاليف درسي و آزمونهاي عملكردي نيز مورد استفاده قرار مي گيرند. اساس كار در تنوع بخشي به ابزارهاي گردآوري اطلاعات از وضعيت يادگيري دانش آموز، واقعي تر كردن اطلاعات است كه همان مشاهده كودك در حين فعاليت و بررسي آثار و محصولات يادگيري است.
تغيير در ساختار كارنامه:
در طرح ارزشيابي توصيفي كارنامه تحصيلي «گزارش پيشرفت» نام گرفته است. در گزارش پيشرفت توضيحات مفصل تر و عميق تر به شكل توصيفي در خصوص رشد و پيشرفت دانش آموز به والدين ارائه مي شود. همچنين در اين گزارش تنها به وضعيت درسي صرف توجه نمي شود، بلكه به ابعاد عاطفي، جسمانــي و اجتماعـــي دانش آموز نيز توجه شده است. توصيه هاي ارائه شده در اين گزارش نيز باعث مي شود والدين دريابند كه كودكشان احتمالاً در چه بخش از انتظارات آموزشي، مشكلاتي دارد و براي بهبود عملكرد تحصيلي فرزندشان چه بايد بكنند.
تغيير در مرجع تصميم گيرنده درباره ارتقاء دانش آموزان
در نظام سنتي ارزشيابي تحصيلي، تصميم گيري درباره ارتقاء دانش آموز به نمره هاي پاياني او بستگي دارد. در اين نظام طبق شرايطي كه از پيش تعيين شده است و بر اساس نمره هاي كسب شده مشخص مي شود كه آيا دانش آموز مي تواند به پايه بالاتر ارتقاء يابد، يا اينكه بايد تكرار پايه نمايد. اين تصميم گيري را حتي در سالهاي اخير به عهده رايانه گذاشته اند و رايانه به راحتي مشخص مي كرد كه فردي اجازه ارتقاء دارد يا خير!!
در الگوي ارزشيابي توصيفي به دليل اينكه اطلاعات جمع آوري شده متنوع و شامل داده هاي كمي و كيفي است، تحليل و تركيب اين داده ها و تصميم هاي آموزشي مبتني بر آن، از جمله تصميم گيري درباره ارتقاء يا عدم ارتقاء دانش آموزان به عهده معلم و شوراي مدرسه است. در اين الگوي ارزشيابي، به معلم اختيار تصميم گيري تفويض مي شود؛ زيرا وي لايق ترين فردي است كه مي تواند درباره دانش آموز تصميم بگيرد.
توجه همه جانبه به تمامي جنبه هاي رشد
در الگوي ارزشيابي توصيفي، علاوه بر رشد بُعد عقلاني دانش آموز، به جنبه هاي ديگر رشد، از جمله بعد اجتماعي، عاطفي و جسماني نيز توجه شده است. معلم در طول سال با مشاهده رفتار و عملكرد دانش آموز گزارشي را از وضعيت او در حيطه هاي ذكر شده به شكل توصيفي، ارائه مي دهد. اين گزارش بايد دقيق و حساب شده باشد و به دور از اغراق، از الفاظ و كلمات مثبت استفاده شود.
دقت در رعايت نكات بهداشتي _ كسب عادتهاي مطلوب جسماني _ همكاري با ديگران _ عمل به قوانين مدرسه _ احترام گذاشتن به ديگران _ شركت در مباحث و گفتگوها و... از جمله انتظاراتي است كه در الگوي ارزشيابي توصيفي در زمينه توجه به حيطه هاي گوناگون رشد شخصيتي دانش آموز، مطرح شده است. انتظاراتي كه در نظام سنتي، كاملاً ناديده انگاشته شده.
طرح ارزشيابي توصيفي از سال 83 ـ 82 به شكل آزمايشي در سراسر كشور به اجرا در آمد و در سال جاري تعداد 1000 كلاس، تحت پوشش اين طرح قرار گرفته است.
از آغاز اجراي طرح، دورههاي توجيهي براي مجريان به شكل استاني و قطبي در سراسر كشور برگزار گرديد و اين دورهها به شكل مستمر تاكنون ادامه داشته است. از جملة مهمترين دورههايي كه برگزار شد، دورة تربيت مدرس ارزشيابي توصيفي بود كه در تابستان سال جاري (84) انجام پذيرفت . مدرسان آموزش ديده موظف شدند پس از بازگشت به استانهاي خود، سه دورة ديگر را به شرح زير برگزار نمايند:
1ـ دورة مقدماتي ارزشيابي توصيفي كه با توجه به افزايش تعداد كلاسهاي مجري طرح در سال تحصيلي 85ـ 84 براي معلميني كه به اين طرح ميپيوندند در نظر گرفته شده است.
2ـ دورة تكميلي كه براي افزايش دانش و مهارت معلمان مجري طرح برگزار ميشود.
3ـ دورة آشنايي با ارزشيابي توصيفي كه براي آشنايي كارشناسان و مديران مدارس با اين طرح در نظر گرفته شده است.
از آنجا كه براي بررسي عملكرد مجريان و ميزان تحقق اهداف طرح، نياز به نظارت دقيق و مستمر ميباشد، گروه پشتيباني و نظارت (شامل : معاون آموزش عمومي سازمان معاون پشتيباني سازمان ـ مدير گروه ابتدايي سازمان ـكارشناس مسئول ارزشيابي دورة عمومي سازمان ـ ناظر علمي طرح در استان ـ نمايندة معلمان) اين مهم را به عهده گرفت و با تشكيل جلسات منظم، حمايتهاي لازم را از اجراي طرح به عمل آورده است.
در زمينة ارزيابي از عملكرد طرح و به دست آوردن نقاط قوت و ضعف اجراي آن ، دفتر ارزشيابي تحصيلي و تربيتي اقدام به جمعآوري گزارش ناظرين طرح و نظريات معلمان، مديران، والدين و كلية دستاندركاران نمود. جمع بندي گزارش نشان ميدهد كه به طور كلي ارزشيابي كيفي ـ توصيفي با توجه به ويژگيهاي آن از جمله : توجه به ويژگيهاي اجتماعي ـ عاطفي، توجه به عملكرد واقعي دانشآموز، افزايش علاقه به يادگيري، توجه به ارزشيابي مستمر و فرايندي، تعامل بيشتر اولياء با مدارس در زمينة امور تحصيلي دانشآموز ، ارائه بازخوردهاي پيوسته به دانشآموز اولياء براي بهبود عملكرد دانشآموز تقويت ارتباط عاطفي بين معلم و شاگرد ، از بين رفتن حس حسادت و رقابت كاذب ، افزايش استقلال دانشآموز، خلاقيت و تفكر خلاق و سرانجام توجه به اهداف و معيارهاي تعليم و تربيت و برنامههاي درسي دانشآموزان در ارزشيابي آنها كه در مقايسه با ويژگيهاي الگوهاي رايج ارزشيابي پيشرفت تحصيلي كه محور اصلي آنها بر مقايسه دانشآموزان با توزيع نرمال كلاس درس و وضعيت ديگر دانشآموزان است و با خود هيجانها و اضطرابهاي كاذب و غفلت از اهداف و معيارهاي اصلي برنامهها و مواد درسي را به همراه دارد، با استقبال و توجه رو به رو شده، به عنوان يك طرح ضروري و مهم تلقي ميشود. در گزارش ، به مواردي نيز به عنوان نقاط ضعف طرح اشاره شده است: از جمله وقت گير بودن و افزايش حجم كاري معلمان در مدرسه و خانه به دليل تنوع ابزارها و عدم تناسب آن با حجم كتاب درسي، بالا بودن تعداد دانشآموزان كلاس، كمبود امكانات و تجهيزات متناسب با حجم فعاليت معلمان ، اظهار نظرهاي منفي و غير كارشناسي از سوي برخي از معلمان.
در عين حال مشاهدات و نظريات نشان ميدهد كه اجراي آزمايشي طرح ارزشيابي كيفي ـ توصيفي در صورت توجه به ابعادي چون اطلاع رساني و ترويج آموزشهاي مستمر و تهيه كتابچهها و راهنماهاي آموزشي، تأمين اعتبار و پشتيباني مناسب مالي و اجرايي طرح و توجه به انگيزههاي مالي معلمان و دستاندركاران، بهبود ابزارها و آسان سازي و تكميل گزارش پيشرفت تحصيلي و... ميتواند در سالهاي آينده ودر كلاسهاي بالاتر به تدريج به يك الگوي جايگزين تبديل شود.
اميد است با عنايت به اصول حاكم بر ارزشيابي پيشرفت تحصيلي و اهداف تفضيلي طرح ارزشيابي توصيفي كه بنيان آن بر شكوفا شاختن استعدادهاي طبيعي دانشآموزان و آزادي و انتخاب است، به نتايج قابل توجهي در زمينة اجراي اين طرح برسيم.
هنر برقراري ارتباط با اولياي دانش آموز
يك روز در دفتر مدرسه اي شاهد واقعه تاسف انگيزي بودم كه تا مدتها فكر مرا در مورد عدم كارداني برخي از مربيان در برقراري ارتباط صحيح و شايسته با اولياي دانش آموزان به خود مشغول داشت.
آن روز در دفتر مدرسه به هنگام زنگ تفريح و در ميان گروهي از معلمان كه خستگي چند ساعت كار را با نوشيدن يك استكان چاي رفع مي كردند، معلم جواني در حضور دختركي خردسال به مادر او پرخاش مي كرد كه چرا دختر در درس خود تنبل، نامنظم و بي مسئوليت است.
كودك از شدت خجالت سرش را در گريبان فرو برده و وضع و حالت روحي او به نحوي بود كه گويي آرزو داشت زمين دهان باز كند و او را كه در حضور آن جمع آن چنان تحقير شده بود، در خود جاي دهد. مادر جوان در مقابل سخن تند، سرزنش آميز و گزنده معلم سعي كرد حالتي دفاعي به خود گيرد تا از غرور و شخصيت خود دفاع كند. زيرا كه به هر حال مسائل فرزندش به خود او نيز مربوط مي شد و چه بسا نمودار طرز تربيت و عدم رسيدگي كافي او به وضع دخترك تلقي مي شد.
بنابراين او نيز به نوبه خود شروع به انتقاد از طرز رفتار و تدريس معلم در كلاس نمود و عدم پيشرفت دخترش را در اثر ناشيگري و ناواردي معلم در امر تدريس دانست. لحظه اي بعد كار مشاجره بين آن دو چنان بالا گرفت كه به گريه دختر، پادرمياني و دخالت مدير و معاون مدرسه و ناراحتي معلمان حاضر در صحنه انجاميد.
معلم با صورتي بر افروخته و عصباني كوفته به كلاس خود برگشت، مادر جوان خشمگين، ناراحت و عصباني از مدرسه خارج شد و دختر بچه با چشمي گريان و قدمهايي لرزان دفتر را ترك كرد تا به حياط مدرسه برود و به جمع پر سرو صدا و شلوغ كودكاني كه از آخرين لحظات زنگ تفريح استفاده مي كردند، بپيوندد.
ديدن اين صحنه ناراحت كننده ذهن هر بيننده اي را به طرح اين سوال مي كشاند كه براستي هدف از ترتيب دادن يك چنين ملاقاتهايي از طرف مدرسه آن هم در زنگ تفريح و در حضور جمع معلمان چيست؟ تحقير مادر؟ سرشكستگي دانش آموز؟ ناراحت كردن معلم و يا برعكس، هدف جلب همكاري اوليا در امر تحصيل دانش آموزان است؟
گاه از خود مي پرسم چرا اغلب مدارس، هرگاه اولياي كودكان را احضار مي كنند تنها براي شكايت از كودك و نشان دادن نقاط ضعف و بي انضباطي اوست؟ آيا براستي ما مربيان در وجود دانش آموزان بي شماري كه زير نظر ما پرورش مي يابند، هيچ نكته مثبت و اميدواركننده اي نمي يابيم تا يك بار پدر يا مادر آنان را به مدرسه بخوانيم و با نهايت خوشحالي به آنها اعلام كنيم: " خانم، آقا؛ پيشرفت فرزند شما واقعاً چشمگير است و بايد به شما به خاطر اين موفقيت تبريك گفت" و يا پرونده كودك را جلوي آنها بگذاريم و بگوييم؛" مي بينيد! اين كار اول سال فرزند شماست و اين هم كار فعلي او، فكر نمي كنيد او در اين مدت خيلي خوب كار كرده است؟" و يا مي توان با اولياي كودكان در مورد پيشرفتي كه فرزندشان از نظر رفتار، رعايت ادب، انضباط، صداقت و درستي يا همكاري با ديگران داشته است، سخن گفت.
اگر معلمي در چنين لحظاتي به چهره مادر يا پدري كه پيشرفت فرزندش در امر تحصيل يا رفتار مطرح مي گردد بنگرد، بدون شك اشك شوق و احساس غرور و افتخار را در چهره مشتاق او خواهد ديد. اما ما مربيان با اينكه به خوبي مي دانيم جلب اعتماد و همكاري اوليا چه تاثير سازنده و ثمر بخشي در پيشرفت تحصيلي و اجتماعي كودكان دارد، متاسفانه كمتر شاهد چنين لحظات شكوهمندي هستيم و هرگز براي خود فرصت و فراغتي جهت ايجاد يك چنين روابط اميدوار كننده با اوليا در نظر
نمي گيريم.
عواملي كه مانع برقراري ارتباط صحيح با اوليا مي گردد.
بدون شك عوامل بسياري وجود دارد كه از به وجود آمدن رابطه اي صميمانه و شايسته با اولياي دانش آموزان جلوگيري مي نمايد كه اين عوامل اغلب به زمينه ها و تجربيات قبلي معلمان و مسئولان مدارس و تصوري كه آنان از اولياي دانش آموزان در ذهن خود دارند، مربوط مي شود. در بين عوامل بي شمار بازدارنده در اينجا به چند نكته اشاره مي شود.
1- كمبود اعتماد به نفس
برخي از معلمان تازه كار، گاه در مقابل اولياي دانش آموزان بخصوص آنان كه از دانش و تخصص بيشتري برخوردارند رفتاري از خود نشان مي دهند كه ناشي از كمبود اعتماد به نفس در آنان است مخصوصاً اگر از مهارت كافي نيز در امر تدريس بهره چنداني نداشته باشند. البته رفتار متكبرانه تعدادي از اوليا نيز كه احساس مي كنند چون در رشته اي تبحر دارند، بنابراين
مي توانند در همه چيز از جمله آموزش و پرورش و طرز تدريس معلم در كلاس هم اظهار عقيده قاطع، انتقاد و خرده گيري نمايند، ترديد و عدم اعتماد به نفس معلم را افزايش مي دهد در حالي كه اگر معلم به رشته خود مسلط و شناخت و توجه كافي به روحيه يكايك دانش آموزان كلاس خود داشته باشد، بالاترين و بهترين مقام براي تصميم گيري و اظهار نظر در امور مربوط به كلاس خويش مي باشد و لازم است اين موضوع براي خود وي و براي ديگران قطعي و مشخص باشد. اما به هر حال اكثر اولياي تحصيل كرده و كاردان، كاملاً مشتاق و آرزومندند كه از طرف معلم گاهي براي همكاري و اظهار نظر به مدرسه دعوت شوند تا آنان نيز به سهم خود بتوانند در مورد پيشرفت وضع تحصيلي و اجتماعي دانش آموزان مشاركت داشته باشند و اين همكاري براي معلم كلاس بي نهايت ضروري و ارزشمند است.
2- قدرت طلبي و احساس برتري
در بين مربيان زحمتكش و فعالي كه در محدود ترين و گاه حتي دلسرد كننده ترين شرايط به تلاش مشغولند، برخي اوقات متاسفانه افرادي يافت مي شوند كه ميل به قدرت طلبي و احساس برتري نسبت به ديگران چنان رفتار و گرايشهاي آنان را تحت تاثير قرار مي دهد كه اولياي دانش آموزان خود را نيز بسان كودكان ناداني تلقي مي كنند كه بايد تحت آموزش آنها قرار گيرند و بنابراين سعي دارند نقش معلم را در برابر والدين نيز بازي كنند.
البته در اين نكته كه معلمان كاردان مي توانند و لازم است نقش حساسي در راهنمايي اوليايي كه به كمك نيازمندند، ادا كنند حرفي نيست اما آن آموزش متكي بر تفاهم، همدلي، صميميت و با بهره گيري از همه امكانات و شرايط مدرسه، موضوعي كاملاً متفاوت است.
بنابراين هر يك از مربيان بايد در نظر داشته باشند كه براي تسريع رشد همه جانبه كودكان چه از نظر عاطفي و اجتماعي و چه از نظر ذهني لازم است كه رابطه معلم با اولياي دانش آموزان بر اساس احترام متقابل، جلب اعتماد و دوستي و تاييد ارزشهاي انساني آنان استوار باشد و از هر فرصتي براي استفاده از نظريات و پيشنهادات مفيد و سازنده بهره گيرند.
3- حالت دفاعي
بعضي از مربيان كه شناخت درستي نسبت به اولياي كودكان ندارند و از اثرات مفيد همكاري و همفكري با اوليا بي خبرند غالباً در مقابل آنان حالت دفاعي به خود مي گيرند؛؛ به عنوان مثال وقتي مادري براي وضع تحصيلي آن كودك با توجه به شرايط جسمي و روحي او بدهد به مدرسه مي آيد، مربيان بر آشفته شده و تصور مي كنند آن مادر خيال دارد روش آنان را محكوم كرده و خرده گيري كند در حالي كه غالباً چنين نيست و لازم است مربيان با اعتماد به نفس حفظ آرامش خونسردي و به كمك اطلاعاتي كه پدر يا مادر دانش آموز در اختيارشان مي گذارد و با بهره گيري از انتقادات سازنده آنان، نه تنها رابطه محكمي با اوليا برقرار كنند بلكه از اين اطلاعات در جهت پيشرفت و وضع تحصيلي و اجتماعي كودك استفاده نمايند. به هر حال هر يك از معلمان بايد به اولياي دانش آموزان فرصت دهد و امكاناتي به وجود آورد تا آنان بتوانند در مواقع لزوم به او مراجعه كرده و نكاتي را كه لازم مي دانند، مطرح كنند. البته شايد بعضي از نكاتي كه ذكر مي گردد، براي معلم ظاهراً اهميت چنداني در بر نداشته باشد در حالي كه احتمال دارد طرح آن نكات براي مادر يا پدر دانش آموز اساسي باشد.
4- جبهه گيري مدرسه و خانواده
يكي ديگر از عواملي كه از ارتباط صحيح و منطقي بين والدين و معلمان جلوگيري مي كند، وجود جوي خصمانه در برخي از مدارس است كه به ناچار آن مدرسه را به سازماني منزوي، خشك، بي تحرك و بي فايده تبديل مي كند. در اين قبيل مدارس، جبهه هاي كوچك و بزرگي وجود دارد كه از عدم اعتماد، سوء ظن و بدبيني بين افرادي حكايت مي كند كه در آنجا به سر مي برند. جبهه بين معلم و شاگرد، جبهه بين معلمين و مدير مدرسه، جبهه گيري مدير در مقابل اوليا و كادر آموزشي در مقابل كارمندان دفتري و . . .
مسلماً چنين محيطي درهاي مدرسه را براي هميشه به روي همه كساني كه مي توانند قدمي در راه بهبود آن بردارند بسته نگه مي دارد و مانع از آن مي گردد كه دانش آموزان مدرسه از آموزش و پرورش صحيح و از همكاري و همفكري افرادي كه از آنان مراقبت مي كنند، برخوردار شوند.

