ادامه کار با سیستم هنگام از دست دادن هارد دیسک ، خراب شدن ویندوز و ... بدون ناراحتی
اگر هارد دیسک سیستم شما سوخته است و تا مدتی نمی توانید از کامپیوتر خود استفاده کنید زیاد ناراحت نباشید زیرا بدون هارد دیسک هم می توان از تمام امکانات یک کامپیوتر بهره برد !
سیستم عامل Knoppix نیاز به نصب مستقیم بر روی هارد ندارد و فقط فایلهای راه انداز خود را در حافظه سیستم قرار می دهد .
برای استفاده ازاین سیستم عامل کافیست با تغییر در بایوس PC آن را به بوت CD-ROM تغییر دهید از این پس با قرار دادن CD پس از چند لحظه به سیستم عامل Knoppix وارد می شوید .
از جمله امکاناتی که Knoppix بدون نیاز به هارد دیسک در اختیار شما قرار میده عبارتند از :
1. اتصال به اينترنت
2. اتصال به شبکه محلی
3.پخش فایلهای صوتی و تصویری و...
4. نمايش درایو های هارد دیسک در صورت وجود هارد
5. نرم افزار های مانند Office و برنامه ها گرافیکی و بازی های تحت Knoppix
یه استفاده دیگه هم میشه از این سیستم عامل کرد :
واسه همه این اتفاق رخ داده که ویندوزتون خراب بشه و بخواین برنامه ها و اطلاعات خودتونو به سی دی منتقل و بعد از اون دوباره سیستمتون رو پیکربندی کنین !خوب فکر نمیکنین استفاده از یه سیستم عامل کامل مثل Knoppix اگه بهترین راه حل نباشه یکی از بهترینها....
لینک دریافت این سیستم عامل Knoppix
ftp://ftp.webtrek.com/pub/mirrors/knoppix/KNOPPIX_V3.6-2004-08-16-DE.iso
سایت رسمی شرکت سازنده
نکته :
1. برای دریافت سیستم عامل با استفاده از Download Accelerator Plus باید فایل فرمت ISO را به ادامه فایل فرمتهای تعریف شده در آن اضافه کنید .
2. پس از دریافت سیستم عامل باید با استفاده از NERO و استفاده از گزینه BURN IMAGE TO DISK آنر بر روی CD رایت کنید .
3. حجم این برنامه خیلی زیاده و یه سی دی کامل رو پر میکنه بنابراین دانلودش فقط به کاربرانی که از اینترنت پر سرعت ( ADSL ) برخوردارند توصیه میشه ولی اگه تو بازار وجود داشت و یا دوستانتون دانلود کردن از دست ندینش که خیلی وقتها به درد میخوره . ( گرچه من خودم خیلیها رو میشناسم که برنامه های با حجم بالاتر از اینو هم نصف شبها با استفاده از DAP و ... با خطوط E1 دانلود کردن )
خاموش کردن صدای گوشخراش مودم حین اتصال به اینترنت !
گر از مودم کامپیوتر شما در زمان اتصال به اینترنت سر وصدای زیادی بلند می شود و شما آن را دوست ندارید به راحتی می توانید صدای مودم خود را خاموش نمائید .و از آن به بعد با آرامش وبگردی را شروع نمائید . ولی ....
ولی اینکار یک ایراد نسبتا بزرگ ( البته برای بعضی دوستان ) هم دارد و دقیقا به همین علت است که اصلا توصیه نمیشود . آژیر مودم گرچه گوشخراش است ولی وسیله مطمئنی است برای پی بردن به درست کار کردن مودم ، درایور مودم و یا ایرادات احتمالی خط تلفن . در واقع شما با خاموش کردن صدای مودم عملا یک Tester نسبتا خوب و بدرد بخور را از دست خواهید داد . ولی خوب بعضیها اینکار را ترجیح میدهند .
براي اين كار روي Connection اي كه براي ارتباط با ISP مورد نظر ايجاد كرده ايد كليك كنيد و پس از ظاهر شدن پنجره اي با عنوان Connect , دكمه Properties را فشار دهيد تا پنجره اي با عنوان Properties ظاهر شود .
پس از این کار در قسمت Genral در بخش Connect دكمه Configure را فشار دهيد در پنجره Modem Configuration در قسمت پايين پنجره گزينه Enable Modem Speaker را غير فعال كنيد و در نهايت پس از تاييد تمامي پنجره ها ، میتوانید دكمه Dial را براي اتصال به اينترنت فشار دهيد .
البته هر زمان که خواستید میتوانید با فعال کردن گزینه مذکور صدای مودمتان را برگردانید .
با طی تمامی مراحل از این پس خواهید دید که دیگر حین اتصال به اینترنت اصلا صداي شماره گيري مودمتان شنیده نمی شود.
حجاب در قرآن
مفهوم و ابعاد حجاب در قرآن
حجاب در لغت به معنای مانع، پرده و پوشش آمده است. استعمال این کلمه، بیشتر به معنی پرده است. این کلمه از آن جهت مفهوم پوشش میدهد که پرده، وسیلهی پوشش است، ولی هر پوششی حجاب نیست؛ بلکه آن پوششی حجاب امیده میشود که از طریق پشت پرده واقع شدن صورت گیرد.
حجاب، به معنای پوشش اسلامی بانوان، دارای دو بُعد ایجابی و سلبی است. بُعد ایجابی آن، وجوب پوشش بدن و بُعد سلبی آن، حرام بودن خودنمایی به امحرم است؛ و این دو بُعد باید در کنار یکدیگر باشد تا حجاب اسلامی محقق شود؛ گاهی ممکن است بُعد اول باشد، ولی بُعد دوم نباشد، در این صورت نمیتوان گفت که حجاب اسلامی محقق شده است.
اگر به معنای عام، هر نوع پوشش و مانع از وصول به گناه را حجاب بنامیم، حجاب میتواند اقسام و انواع متفاوتی داشته باشد. یک نوع آن حجاب ذهنی، فکری و روحی است؛ مثلاً اعتقاد به معارف اسلامی، مانند توحید و نبوت، از مصادیق حجاب ذهنی، فکری و روحی صحیح است که میتواند از لغزشها و گناههای روحی و فکری، مثل کفر و شرک جلوگیری نماید. علاوه بر این، در قرآن از انواع دیگر حجاب که در رفتار خارجی انسان تجلی میکند، نام برده شده است؛ مثل حجاب و پوشش در نگاه که مردان و زنان در مواجهه با نامحرم به آن توصیه شدهاند. در قرآن مجید بیش از ده آیه در مورد حجاب و حرمت نگاه به نامحرم وجود دارد. یکی از این آیات، آیه 59 سوره احزاب است:« یا ایهاالنبی قل لازواجک و بناتک و نساءالمومنین یدنین علیهن من جلابیبهن ذلک ادنی ان یعرفن فلا یوذین و کان الله غفورا رحیما» (ای پیامبر، به زنان و دخترانت و نیز به زنان مومنین بگو خود را بپوشانند تا شناخته نشوند و مورد اذیت قرار نگیرند. و خداوند بخشنده مهربان است. جلاب به معنای یک پوشش سراسری است؛ یعنی زن باید همه اندامش پوشیده باشد تا همچون گلی لطیف از دسترس هوسرانان مصون و محفوظ باشد.
هدف و فلسفه حجاب
هدف اصلی تشریع احکام در اسلام، قرب به خداوند است که به وسیلهی تزکیهی نفس و تقوا به دست میآید:
إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاکُمْ (حجرات؛13) بزرگوار و با افتخارترین شما نزد خدا با تقواترین شماست.
هُوَ الَّذِی بَعَثَ فِی الْأُمِّیِّینَ رَسُولاً مِنْهُمْ یَتْلُوا عَلَیْهِمْ آیاتِهِ وَ یُزَکِّیهِمْ وَ یُعَلِّمُهُمُ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَةَ وَ إِنْ کانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِی ضَلالٍ مُبِینٍ؛
اوست خدایی که میان عرب امّی (قومی که خواندن و نوشتن هم نمیدانستند) پیغمبری بزرگوار از همان قوم برانگیخت، تا بر آنان وحی خدا را تلاوت کند و آنها را (از لوث جهل و اخلاق زشت) پاک سازد و کتاب سماوی و حکمت الهی بیاموزد؛ با آن که پیش از این، همه در ورطهی جهالت و گمراهی بودند
از قرآن کریم استفاده میشود که هدف از تشریع حکم الهی، وجوب حجاب اسلامی، دستیابی به تزکیهی نفس، طهارت، عفت و پاکدامنی است. آیاتی همچون:قُلْ لِلْمُؤْمِنِینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ وَ یَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذلِکَ أَزْکى لَهُمْ؛ ای رسول ما مردان مؤمن را بگو تا چشمها از نگاه ناروا بپوشند و فروج و اندامشان را محفوظ دارند، که این بر پاکیزگی جسم و جان ایشان اصلح است.
حجاب چشم
قُلْ لِلْمُؤْمِنِینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ (نور؛30) ای رسول ما به مردان مؤمن بگو تا چشمها را از نگاه ناروا بپوشند.
قُلْ لِلْمُؤْمِناتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصارِهِنَّ(نور؛31) ای رسول به زنان مؤمن بگو تا چشمها را از نگاه ناروا بپوشند.
حجاب در گفتار
نوع دیگر حجاب و پوشش قرآنی، حجاب گفتاری زنان در مقابل نامحرم است:
فَلا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَیَطْمَعَ الَّذِی فِی قَلْبِهِ مَرَضٌ(احزاب؛32) پس زنهار نازک و نرم با مردان سخن نگویید؛ مبادا آن که دلش بیمار (هوا و هوس) است به طمع افتد.
حجاب رفتاری
نوع دیگر حجاب و پوشش قرآنی، حجاب رفتاری زنان در مقابل نامحرم است. به زنان دستور داده شده است به گونهای راه نروند که با نشان دادن زینتهای خود باعث جلب توجه نامحرم شوند
وَ لا یَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِیُعْلَمَ ما یُخْفِینَ مِنْ زِینَتِهِنَّ(نور؛31) و آن طور پای به زمین نزنند که خلخال و زیور پنهان پاهایشان معلوم شود.
از مجموع مباحث طرح شده به روشنی استفاده میشود که مراد از حجاب اسلامی، پوشش و حریم قایل شدن در معاشرت زنان با مردان نامحرم در انحای مختلف رفتار، مثل نحوهی پوشش، نگاه، حرف زدن و راه رفتن است.
بنابراین، حجاب و پوشش زن نیز به منزلهی یک حاجب و مانع در مقابل افراد نامحرم است که قصد نفوذ و تصرف در حریم ناموس دیگران را دارند. همین مفهوم منع و امتناع در ریشهی لغوی عفت نیز وجود دارد؛
حجاب و عفت
دو واژهی «حجاب» و «عفت» در اصل معنای منع و امتناع مشترکاند. تفاوتی که بین منع و بازداری حجاب و عفت است، تفاوت بین ظاهر و باطن است؛ یعنی منع و بازداری در حجاب مربوط به ظاهر است، ولی منع و بازداری در عفت، مربوط به باطن و درون است؛ چون عفت یک حالت درونی است، ولی با توجه به این که تأثیر ظاهر بر باطن و تأثیر باطن بر ظاهر، یکی از ویژگیهای عمومی انسان است؛ بنابراین، بین حجاب و پوشش ظاهری و عفت و بازداری باطنی انسان، تأثیر و تأثّر متقابل است؛ بدین ترتیب که هرچه حجاب و پوشش ظاهری بیشتر و بهتر باشد، این نوع حجاب در تقویت و پرورش روحیهی باطنی و درونی عفت، تأثیر بیشتری دارد؛ و بالعکس هر چه عفت درونی و باطنی بیشتر باشد باعث حجاب و پوشش ظاهری بیشتر و بهتر در مواجهه با نامحرم میگردد.
حجاب در روایات
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:«زنان در خانه به جایی که بر کوچه و بازار اشراف داشته باشند نروند، چرا که نگاه مردان به آنها خیره میشود. به آنان سوره نور را بیاموزید چون در این سوره از تحریم و عقوبت زنا و نیز از اجتناب نگاه به نامحرم سخن به میان آمده است.» امیرالمومنین علیه السلام در وصیت خود به امام حسن مجتبی علیه السلام فرمود:«با پوشش و حجابی که برای همسرانت قرار میدهی، چشم آنان را از هوس و حرام بازمیداری، چرا که حجاب برای آنها ثبات بیشتری به ارمغان می آورد. از خروج بیحساب و بیرویه زنان جلوگیری کن، زیرا مفاسدی دارد؛ و اگر میتوانی، کاری کن که همسرانت غیر از تو را نشناسند و با مردان رفت و آمد نداشته باشند»
ام سلمه می گوید:
روزی من و میمونه خدمت رسول خدا بودیم که ابن مکتوم نابینا آمد. پیامبر به ما دو نفر فرمود چادر به سر کنیم و خود را بپوشانیم. ما گفتیم:«یا رسول الله، ابن مکتوم که نابیناست و ما را نمیبیند. پیامبر فرمود: آیا شما هم کورید و او را نمی بینید؟
امام رضا علیه السلام در نامهای به یکی از یاران خود نوشت:«نگاه به موی زنان حرام است، چون موجب تحریک و فساد است.
حجاب زنان سالمند
قرآن مجید به شکل ظریفی به این تأثیر و تأثّر اشاره فرموده است. نخست به زنان سالمند اجازه میدهد که بدون قصد تبرّج و خودنمایی، لباسهای رویی خود، مثل چادر را در مقابل نامحرم بردارند، ولی در نهایت میگوید: اگر عفت بورزند، یعنی حتی لباسهایی مثل چادر را نیز بر ندارند، بهتر است.
وَ الْقَواعِدُ مِنَ النِّساءِ اللاَّتِی لا یَرْجُونَ نِکاحاً فَلَیْسَ عَلَیْهِنَّ جُناحٌ أَنْ یَضَعْنَ ثِیابَهُنَّ غَیْرَ مُتَبَرِّجاتٍ بِزِینَةٍ وَ أَنْ یَسْتَعْفِفْنَ خَیْرٌ لَهُنَّ وَ اللَّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ.(نور؛60)
علاوه بر رابطهی قبل، بین پوشش ظاهری و عفت باطنی، رابطهی علامت و صاحب علامت نیز هست؛ به این معنا که مقدار حجاب ظاهری، نشانهای از مرحلهی خاصی از عفت باطنی صاحب حجاب است. البته این مطلب به این معنا نیست که هر زنی که حجاب و پوشش ظاهری داشت، لزوماً از همهی مراتب عفت و پاکدامنی نیز برخوردار است.
آیا حجاب مانع همه بزهکاری های اجتماعی است؟
با توجه به همین نکته، پاسخ این اشکال و شبههی افرادی که برای ناکارآمد جلوه دادن حجاب و پوشش ظاهری، تخلفات بعضی از زنان با حجاب را بهانه قرار میدهند آشکار میگردد؛ زیرا مشکل این عده از زنان، ضعف در حجاب باطنی و فقدان ایمان و اعتقاد قوی به آثار مثبت حجاب و پوشش ظاهری است و قبلاً گذشت که حجاب اسلامی ابعادی گسترده دارد و یکی از مهمترین و اساسیترین ابعاد آن، حجاب درونی و باطنی و ذهنی است که فرد را در مواجهه با گناه و فساد، از عقاید و ایمان راسخ درونی برخوردار میکند؛ و اساساً این حجاب ذهنی و عقیدتی، به منزلهی سنگ بنای دیگر حجابها، از جمله حجاب و پوشش ظاهری است؛ زیرا افکار و عقاید انسان، شکل دهندهی رفتارهای اوست.
البته، همانگونه که حجاب و پوشش ظاهری، لزوماً به معنای برخورداری از همهی مراتب عفاف نیست، عفاف بدون رعایت پوشش ظاهری نیز قابل تصور نیست. نمیتوان زن یا مردی را که عریان یا نیمه عریان در انظار عمومی ظاهر میشود عفیف دانست؛ زیرا گفتیم که پوشش ظاهری یکی از علامتها و نشانههای عفاف است، و بین مقدار عفاف و حجاب، رابطهی تأثیر و تأثّر متقابل وجود دارد. بعضی نیز رابطهی عفاف و حجاب را از نوع رابطهی ریشه و میوه دانستهاند؛ با این تعبیر که حجاب، میوهی عفاف، و عفاف، ریشهی حجاب است. برخی افراد ممکن است حجاب ظاهری داشته باشند، ولی عفاف و طهارت باطنی را در خویش ایجاد نکرده باشند. این حجاب، تنها پوسته و ظاهری است. از سوی دیگر، افرادی ادعای عفاف کرده و با تعابیری، مثل «من قلب پاک دارم، خدا با قلبها کار دارد»، خود را سرگرم میکنند؛ چنین انسانهایی باید در قاموس اندیشهی خود این نکتهی اساسی را بنگارند که درون پاک، بیرونی پاک میپروراند و هرگز قلب پاک، موجب بارور شدن میوهی ناپاکِ بیحجابی نخواهد شد.
منابع:
كتاب حجاب استاد مطهري
اصطلاح ترس از مدرسه به معنای ترس کودک از مدرسه رفتن است.
ترس یا هراس و اضطراب به معنی خطر ناگهانی است. ترس متناسب با خطر است و اضطراب به ترس بدون منشأ گفته میشود. ترس مرضی یا فوبیا ترسی شدید و عودکننده و غیرمنطقی است؛ ترسی که به یک شخص، حیوان، شیء یا یک موقعیت معطوف میشود و موجب اجتناب از موضوع ترساننده است.
کودک مبتلا به ترس از مدرسه، معمولاً کار مدرسهای خود را خوب انجام میدهد و از بهره هوشی خوبی برخوردار است.
کودکی که از مدرسه میترسد نزد مادرش میماند ولی کودک فراری از مدرسه در خیابانها گردش میکند و از بهره هوشی کمتر از متوسط برخوردار است. ترس از مدرسه در کودکان مدرسهرو و در هر سنی که باشند دیده میشود، اما مشکل بین ۵ الی ۸ سالگی دیده شده و در ۱۱ و ۱۲ سالگی معمول و رایجتر است و هر۲جنس به آن مبتلا میشوند؛ البته دخترها کمیبیشتر از پسرها.
در تمام طبقات اجتماعی این ترس مشاهده میشود. مخالفت کودک برای رفتن به مدرسه معمولاً در روزها و هفتههای نخستین سال تحصیلی همراه با علائم جسمانی یا گریستن مداوم است.
ترس از مدرسه سبب میشود که کودکان در مواردی به تعارض روی آورند و اقدام به انجام اعمالی کنند که باعث نگرانی والدینشان شود، تا آنها به این نتیجه برسند که کودک را نباید به مدرسه فرستاد. گاهی ممکن است کودک بهواقع بیمار شود؛ در این صورت لازم است برای معالجه او اقدام کرد.
فوبیای مدرسه معمولاً صبح زود رخ میدهد و در مواقعی که مدرسه رفتن منتفی است فروکش میکند و در روزهای تعطیل یا روزهای آخر هفته کمتر دیده شده یا اصلاً دیده نمیشود.
ترس از مدرسه دارای شدت و ضعف است. حالت شدید آن بیشتر در کلاسهای اول تا سوم است. کودک دائماً از دردهای گوناگون مینالد،دچار کمخونی، بیخوابی و بیاشتهایی است و هضم غذایش با دشواری همراه است.● علل ترس از مدرسه ترس از مدرسه تقریباً همیشه به یکی از۲علت زیر برمیگردد؛ ترس مربوط به مدرسه یا ترس مربوط به خانه.ممکن است خانواده کودک را از چیزهای موهوم ترسانده باشند.تغییر و مواجهه با اشخاص تازه و مخصوصاً در مورد کودکان کمرو که دچار عدم احساس امنیت درونی و عدم اعتمادبهنفس هستند نیز میتواند موجب فوبیای مدرسه شود. گاهی آنچه ترس از مدرسه به نظر میآید در واقع ترس از ترک منزل است. گاهی وقوع حوادثی ناگوار در خانواده موجب میشود کودک تصور کند اگر به مدرسه برود و دور از محیط خانواده باشد اتفاق ناگواری پیش خواهد آمد. رایجترین تصوری که درباره ترس از مدرسه وجود دارد این مشکل را ناشی از «اضطراب جدایی» میداند
تصور اصلی بر این است که مادر و کودک به گونهای شدید به یکدیگر وابستهاند، وابستگی شدید کودک برایش این ترس را به وجود میآورد که امکان دارد برای خود یا مادرش اتفاقی روی دهد. ماندن کودک در خانه نیازها و اضطرابهای کودک را ارضا میکند. هر چند این نگرش در بین نظریهپردازان بسیار رایج است اما عاقلانه نیست که در تمام موارد این اختلال را ناشی از چنین علتی بدانیم.
دیدگاه تحلیل روانی، کودک مبتلا به ترس از مدرسه را کودکی میداند که نسبت به والدینش تمایلات پرخاشگرانه دارد و از اینکه تمایلاتش را در ترس از ترک و جدا شدن از پدر و مادر ابراز کند عاجز است، از اینرو به گذشته باز میگردد و به یک نیازمندی قبلی توسل میجوید و خشم خود را از دنیای خارج و به ویژه از مدرسه ظاهر میکند. ترس از مدرسه اغلب حاصل خصومت و کینهتوزی متقابل و سرکوب شده بین دختر و مادر است که در ارتباط دختر با مدرسه متبلور میشود.
برخی از متخصصان نیز برترس واقعی از مدرسه تأکید ورزیدهاند و تجربههای تکاندهنده در محیط مدرسه را باعث شرطی شدن ترس کودکان میدانند. در دیدگاه رفتاری، تأثیری که توجه در تقویت اضطراب جدایی دارد در ماندگاری ترس شرطی نیز مؤثر است.
روان شناسان برای کاهش ترسهای کودکان راههای زیادی را توصیه میکنند. آنها در وهله اول به والدین توصیه میکنند که در رفع مشکل کودک عجولانه عمل نکنند. تعجیل و شتابزدگی آنها در کاهش ترس کودک میتواند به جای درمان ، اضطراب و ترس او را افزایش دهد. این ترس معمولا بتدریج از بین میرود و لازم است والدین با خونسردی و آرامش اقدام به کاهش این ترسها نمایند. توصیه بعدی روان شناسان این است که هرگز کودکان را به خاطر ترسی که دارند تحقیر و سرزنش نکنیم. هر چند دلیل ترس از نظر ما بزرگترها کاملا غیر منطقی و نامعقول به نظر میرسد اما خود کودک چنین احساسی ندارد و نمیتواند غیر منطقی بودن ترس خود را درک کند و سرزنش به او کمکی نخواهد کرد.حتی زمانیکه کودک تحت نظر یک متخصص یا روان شناس درمان میشود، اگر عامل اصلی ایجاد کننده ترس هنوز حضور داشته باشد چندان فایدهای نخواهد کرد. مثلا زمانیکه خود مادر از تاریکی میترسد، هر چند کودک حمایتها و درمانهایی را از روانشناس و مشاور خود دریافت میکند، اما الگویی که در خانه از رفتار مادر میپذیرد الگویی قویتر است که نتایج یک درمان ثمر بخش را از بین میبرد. بنابراین لازم است علل اساسی ترس کشف و مرتفع شوند
● درمان ترس از مدرسه
معلم و والدین باید از شیوهها و وسایل مختلف کمک به کودکان برای غلبه برترس از مدرسه استفاده کنند. روشهای منفی و غیرمؤثر درمان از ترس از مدرسه عبارت است از: ▪ نادیده گرفتن ترس از مدرسه ▪ دور نگهداشتن کودک از موقعیت ترسناک (مدرسه) ▪ برخورد غیرمنطقی و خشونتبار با ترس کودک روشهای مثبت و مؤثر از دیدگاه صاحبنظران استفاده از روشهای رفتار درمانی است. اکثر درمانگران بر این باورند که بازگشت سریع کودک به مدرسه از اهمیت زیادی برخوردار است.
نگرشهای روانکاوی، بر تقویت «خود کودک» تأکید دارد. شیوههایی مانند حساسیتزایی نظامداریا مواجههسازی هدایت شده که برای کاهش اضطراب یا سایر فوبیها به کار میآید، در درمان ترس از مدرسه نیز کاربرد دارد. مواجههسازی بر این امر تأکید میکند که حتی اگر کودک سردرد و سایر علائم اضطراب را نشان دهد باید به مدرسه برود؛ در این صورت بهتدریج علائم فروکش خواهد کرد اما در صورت ماندن کودک در منزل به احتمال قوی علائم تثبیت خواهند شد. در همین حال لازم است والدین کودک از همان ابتدا مدیر و معلم کودک را در جریان وضعیت او قرار دهند، چون این کودکان به توجه خاص نیاز دارند. از دیگر صورتهای مواجههسازی این است که یکی از والدین کودک چند روزی در دفتر مدرسه حضور داشته باشند و کودک به کلاس برود و پس از مدت مشخصی که به تدریج این زمان افزایش مییابد بتواند از کلاس خارج شده و والدین خود را ببیند و این برنامه تا عادی شدن رفتار کودک در مدرسه ادامه داشته باشد.
در روش دیگر میتوان با معلم به توافق رسید که کودک روز اول فقط به کلاس برود و درس خود را پس دهد و تکلیف روز بعد را بگیرد و به منزل برگردد و به تدریج میزان حضور او در مدرسه عادی شود.
استفاده از الگو و سرمشق نیز که عملاً در مدرسه و کلاس صورت میگیرد کمک خوبی برای مواجههسازی است. در این روش کودکانی که با ذوق و شوق آمد و شد و بازی میکنند و همکاری خوبی در مدرسه دارند عملاً به عنوان الگو یا سرمشق کودک وارد عمل میشوند. والدین و معلمان نیز این موقعیت را باید برای کودک بازگو کنند. بنابراین یاری گرفتن از کودکانی که بدون ترس و همراه با علاقه در مدرسه و کلاس حضور دارند الگوهای خوبی برای سرمشقگیری کودکان مبتلا به ترس از مدرسه هستند. قرارداد بستن و استفاده از پاداش یکی دیگر از روشهای درمانی ترس از مدرسه است. منظور این است که انتظاراتی که والدین و معلم از کودک دارند با دادن پاداش تقویت شود.
استفاد از پاداش به ازای پیشرفتهای کودک کمک موثری به از بین بردن سریع علائم میکند و همچنین مصاحبه و کشف واقعبینانه علت ترس کودک که ممکن است نشأت گرفته از اختلافات والدین و وابستگی به آنها یا بیان حکایتهای غیرواقعبینانه در مورد زدن کودک در مدرسه و عوامل دیگری باشد باید از سوی والدین و معلم یا پزشک مورد ارزیابی قرار گیرد و برحسب مورد برای اصلاح و درمان او اقدام شود. گروهی از پژوهشگران دارو درمانی را نیز لازم تشخیص میدهند که در موارد شدید و زیرنظر پزشک متخصص باید درمان صورت پذیرد
نقش بينش در مديريت
موفقيت,هميشه در راهي كه بينش در آن متولد شده, شروع مي شود. يك بينش, در آغاز از يكي از دو محل زير ناشي مي شود, يا رهبر مي تواند آنرا ايجاد كند يا آنرا تشخيص مي دهد. اين يك خطاي ادراكي است كه مردم فكر مي كنند كه رهبران بايد منبع تمام ايده ها باشند. خير آنها اين طور نيستند, يك رهبر, بزرگ بايد درست همانطور كه روياي يك ايده را مي بيند قادر به تشخيص آن باشد و در حقيقت, مورد دوم را كه بيشتر قابل اندازه گيري است, بيشتر داشته باشد. بنابراين, يك رهبر, يا يك ايده را ابداع كرده است, يا اينكه ممكن است آنرا تشخيص دهد.
اهميت بينش
پيتر داكر كه يك نويسنده كتابهاي مديريتي است, اشاره كرده است كه (( بهترين راه براي پيش بيني آينده, ايجاد كردن آن مي باشد)) بيتشر رهبران, كاملا با اين عقيده موافق هستند. يك رهبر, مي خواهد تفاوتي را ايجاد كند و سعي مي كند كه چيزي را ايجاد كند كه قبلا هرگز وجود نداشته است, اين اختلاف و تفاوت يك بينش را شكل مي دهد.
مهمترين وظيفه يك رهبر, ايجاد يك تصوير روشن و توجيه كننده از آينده و تضمين حفظ تعهد به آن آرمان مي باشد, سخنان ((هنري فورد)) را در زماني كه بينش خود را براي ساختن يك ماشين به اطلاع توده مردم مي رساند, در نظر بگيريد
(من يك خودروي سواري براي جمعيت انبوه انسانها, خواهم ساخت كه پس از آنكه مهندسان امروزي, ساده ترين فرم طرحها را ابداع كردند, توسط بهترين كاركنان استخدام شده و با بهترين مواد ساخته شود, قيمت آن به قدري پائين باشد كه هيچ فردي كه حقوق مناسبي دارد, از داشتن آن ناتوان نباشد و همراه با خانواده اش از موهبت ساعات لذت بخش در فضاهاي آزاد و وسيع خداوند, بهره مند گردد.)
موفقيت رهبري فورد, با يك بينش, شروع شد. او براي موفقيت, يك استراتژي به اين بينش اضافه كرد. سه ايده بزرگ كه به بينش وي, حيات بخشيد, عبارت بود از:
1_ خط مونتاژ متحرك
2_ پرداخت به كاركنان , نه به كمترين ميزان ممكن بلكه تا اندازه اي كه عادلانه باشد.
3_ يكپارچگي عمودي كه كارخانه ريوررج فورد را تبديل به شگفتي جهان صنعتي نمود.
يك رهبر, علاوه بر ايجاد يك بينش و استراتژي براي موفقيت, بايد از قوت و استقامت لازم براي به پايان رساندن اين اهداف, برخوردار باشد.(مانينك و ديگران:2003 ,56)
آگاهي از اهميت چشم انداز و ضرورت خلق يك چشم انداز مناسب براي افراد, سازمانها و ملت ها يك وظيفه غير قابل چشم پوشي است. مطالعات متعدد در اين زمينه اين اهميت و ضرورت بوده است. داشتن چشم انداز و نيل به موفقيت آنچنان لازم و ملزوم يكديگرند كه به طرح اين سئوال منجر مي شود: آيا تصوير مثبت يك ملت از آينده پيامد كسب موفقيت آن ملت است يا موفقيت آنها پيامد داشتن يك چشم انداز مثبت بوده است ؟(( پژوهش حاكي از آن است كه اگرچه تصوير آينده در ذهن هاي افراد خلاق پديد مي آيد اما يك چشم انداز جالب و موثر پيش از كسب موفقيت چشمگير وجود داشته است.
بسياري از ملتها در ابتداي راه رسيدن به بزرگي و شوكت خود, همواره منابع قابل توجه, جمعيت فعال و موثر يا يك استراتژي برتر نداشته اند و غالب با فايق آمدن بر تضادها به موفقيت رسيده اند و سلاح آنها داشتن چشم اندازي عميق از آينده خودشان بوده است, بنابراين داشتن چشم انداز اگر نه تنها عامل, حداقل , مهمترين عامل موفقيت است, افراد و سازمان ها نيز از اين قاعده مستثني نبوده اند (ابيلي و ديگران: 1382, 93)
تعريف بينش(vision)
بينش, يك تصوير ايده آلي از آنچه كه مي تواند و بايد انجام شود مي باشد رهبر بايد به منظور محك زدن بينش خود به سه سئوال پاسخ دهد.
1_آيا مسير انتخاب شده, جهت صحيح مي باشد؟
2_آيا اهداف انتخاب شده , اهداف صحيح مي باشد؟
3_ آيا زمانها, زمانهاي صحيح مي باشند؟ (مانينگ و ديگران : 2003, 57)
بينش, با معنايي كه در دانش سازماني دارد به عنوان توان درك و فهم نامعلومي ها, به اندازه ماهيتهاي مشخص شده و معلوم تعريف مي شود (امير كبيري: 1382, 31)
بينش, تفاوت ميان يك طرح واضح و پيوسته و يك چيز در هم و بر هم از انگيزه هاي ذي نغمال را شامل مي شود
www.Boxes( and Arrows. Com)
بينش, چهارچوب ذهني مشتركي ايجاد مي كند كه بر اساس آن مي توان آينده را ساخت بنابراين بينش تصور منحصر به فرد و ويژه از آينده است (زالي: 1377, 130)
بينش, پاسخ لازم را براي سه سئوال كي هستيم؟ چه مي كنيم؟ به كجا مي رويم را ارائه مي دهد (علوي راد:1382, 130)
بينش, اشاره به تصويري روشن و در مواردي تلويحي از آينده دارد كه به افراد نشان مي دهد كه چرا بايد براي خلق آن بسيار كوشش نمايند. (ايران نژاد پاريزي: 1382, 97)
بينش (ديدگاه) , يك تصوير ذهني, عاقلانه و تحقق پذير مي باشد كه به اندازه يك تصور و خيال نامعلوم و يا به اندازه يك هدف و ماموريتي كه تعيين شده است مي تواند ويژه باشد. (امير كبيري: 1382, 31)
ضرورت داشتن بينش در مديران
چشم انداز اشاره به تصويري روشن و در مواردي تلويحي از آينده دارد كه به افراد نشان مي دهد چرا بايد براي خلق آن بسيار كوشش نمايند. در فرايند تحول, يك چشم انداز خوب سه هدف مهم را در بر دارد, نخست اينكه با روشن كردن جهت كلي تحول, مي تواند صدها يا هزاران تصميم مفصل را ساده تر بيان كند. به عنوان مثال گفتن چنين جملاتي كه( ما بايد در چند سال آينده به جاي محل استقرار فعلي خود در جنوب باشيم) دوم اينكه به افراد انگيزه اقدام و كار مي دهد, حتي اگر گامهاي نخستين دردناك باشند, سوم اينكه مي تواند اقدامات افراد گوناگون را حتي اگر هزاران هزار نفر هم باشند, به شيوه اي كاملا سريع و كارآمد هماهنگ كند.
روشن كردن جهت تحول مهم است, چرا كه افراد اغلب مخالف آن هستند, يا اينكه آن را به درستي تشخيص نمي دهند و يا اينكه در مورد ضرورت وقوع تحول ترديد دارند. يك چشم انداز اثر بخش و استراتژيهاي پشتيبان به چنين مسايلي كمك مي كند, مثلا چنين گفته مي شود , جهان در حال تحول است و دلايل متقاعد كننده اي وجود دارد كه مجموعه اين اهداف را مشخص و محصولات جديد را توليد كنيم ( با مالكيت جديد و برنامه هاي كيفيت را دنبال كنيم) تا به اهداف نايل شويم, هنگامي كه جهت مشخص است ناتواني در تصميم گيري از بين مي رود , بحث و جدلهاي بي پايان در مورد مسائلي از اين قبيل منتفي مي شود : مثلا اينكه آيا اين شركت بايد خريداري شود, بودجه صرف به كارگيري و استخدام نمايندگان فروش بيشتر ميشود , آيا سازماندهي مجدد واقعا لازم است و اينكه آيا توسعه بين الملي به حد كافي سريع است, طرح يك سئوال ساده – آيا كار در مسير چشم انداز قرار دارد؟- مي تواند به ساعتها روزها يا حتي ماهها بحث و جدل خسته كننده پايان دهد. ( ايران نژاد پاريزي: 1382, 98)
از آنجا كه سازمانهاي امروزي, از افراد متخصص تشكيل شده كه هر كدام در زمينه باريك خود مي تواند اظهار نظر كند, هدف آن بايد مانند بلور شفاف باشد سازمان بايد بر يك هدف متمركز شود در غير اين صورت اعضاي آن دچار سر در گمي خواهند شود و هر يك از اعضا زمينه تخصصي خود را دنبال خواهد كرد تا اينكه آنرا براي يك فعاليت مشترك بكار بندد. همچنين, هر يك از آنها, نتايج را از نظر تخصص خود تعريف كرده و ارزشهاي خود را بر سازمان, تحميل خواهد كرد, تنها يك بينش متمركز و مشترك, اعضاي سازمان را به هم مرتبط كرده و حصول نتايج را ممكن خواهد ساخت, بدون توافق بر سر اهداف و ارزشها, سازمان اعتبار خود را از دست خواهد داد و در نتيجه قادر به جذب افرادي كه براي كارها نياز دارد, نخواهد بود. (مانينگ و ديگران:2003, 20)
(جوواكر) با مطالعه دانش آموزان موفق و ناموفق دريافته است كه رمز موفقيت بسياري از دانش آموزان موفق نه خاستگاه اجتماعي و خانواده مناسب يا هوش بالا, بلكه داشتن چشم اندازي مثبت از آينده بوده است, بر عكس, بسياري از دانش آموزان ناموفق نيز علي رغم هوش بالا و خاستگاه اجتماعي و خانوادگي مناسب به دليل نداشتن تصويري روشن از آينده دچار ناكامي شده اند. اعتقاد بر اين است كه ويژگي مهم انسان داشتن چشم به آينده است و اين راه رستگاري او در بدترين لحظات زيستن بوده است و به تعبير يك ظريق ديگر, از آنجا كه انسان بخشي از هستي خود را در آينده سپري خواهد كرد چه بهتر كه انسانها بر آينده خود توجه داشته باشند و لازم به ياد آوردي است شناسنامه موفقيت ها ي سازمانها و شركتهاي پيشرو نيز با يك چشم انداز مناسب مهر خورده است.(ابيلي و ديگران: 1382, 94)
براي رسيدن به هدف تمام كارهايتان بايد بر آن هدف متمركز باشد, وقتي چيزي را كه در پي آن هستيد در ذهنتان به تصوير مي كشيد, در حقيقت آن را خلق مي كنيد و تمام ذهنتان را متوجه آن مي كنيد. و اين امر حتي زماني كه مشغول امور ديگر هستيد در مغزتان حضور دارد, اين امر به شما اطمينان مي دهد كه شما هوشيار هستيد و از موفقيت هايي كه به وجود مي آيند, استفاده مي كنيد.
در غياب بينش و ديدگاه شما هميشه با اين خطر مواجهيد كه براي انجام دادن كارها بيش از اندازه در زماني كم تلاش مي كنيد و اين امر موجب مي شود كه سفرتان كاملا به پايان رسد بي آن كه به جايي رسيده باشد. شما قهرمان دنيا نيستيد كه هر كاري را كاملاَ خوب انجام دهيد و به علاوه هر روز فقط 24 ساعت است . انرژي و توانتان را جمع كنيد تا و ظايفتان را به ترتيب و يكي پس از ديگري انجام دهيد اگر چه اين امر كه در پاسخ به هر درخواست پاسخ مثبت وسوسه انگيز و خوشحال كننده است اما اين خط وجود دارد كه كارهايتان متنوع شوند كه تمامشان را سطحي و بدون دقت تمام كنيد . ممكن است بعدها حتي وقت كافي براي خواندن مدارك مربوط به يك جلسه مهم را هم نداشته باشيد . عواقب اين وضعيت اين است كه به هدفتان نايل نمي شويد و كارتان را ناقص انجام مي دهيد . (گودرزي : 1380 ، 28)
بينش آنچه كه بايد باشيم و انجام دهيم را مثخص مي كند و در شناخت مشتريان و نياز ها يي كه بايد برطرف شود و توانمندي هايي كه بايد براي رسيدن و اهداف ايجاد شود را مشخص مي كند و آنچه كه براي موفقيت بلند مدت لازم است را تعيين مي كند و مشخص مي كند كه چه چيزي لازم است چه چيزي لازم نيست ، چگونه به هدفهاي خود دست يابيم و چگونه دست نيابيم ، تجهيزات مورد نياز چه مي باشد را معين مي كند (http:/www.sti.com/financial/sharehltr)
مقدمه
استعداد را میزان نسبی پیشرفت فرد در یک فعالیت برآورد میکنیم. اگر برای کسب مهارت در یک فعالیت افراد مختلف در شرایط و موقعیت یکسانی قرار بگیرند متوجه خواهیم شد که افراد مختلف تفاوتهایی از لحاظ میزان کسب آن مهارت نشان میدهند. برخی افراد در یک زمینه یادگیری بهتر و کارایی زیادتری از خود نشان میدهند و پیشرفت آنها در آن زمینه سریعتر است، در حالی که افراد دیگر در زمینههای دیگری ممکن است از خود کارایی و مهارت و سرعت پیشرفت زیادتری نشان دهند. در واقع چنین تفاوتی به تفاوت آنها در استعدادهایشان مربوط میشود.
افراد علاوه بر تفاوتهایی که از لحاظ استعدادهایشان با یکدیگر دارند، مثلا یکی در زمینه فنی و دیگری در امور هنری استعداد دارند، از لحاظ هوشی نیز متفاوت از هم هستند. به عبارتی افراد از لحاظ بهره هوشی در طیفی گسترده شدهاند که از عقب ماندگی ذهنی شدید تا نبوغ و غیر هوشی را شامل میشود. اما اکثریت افراد در حدود متوسط قرار میگیرند.
کاربرد هوش و استعداد
موفقیت افراد در تمامی فعالیتها و رفتارهای او تا درجاتی به میزان هوش و استعداد او بستگی دارد. هرچند برخی فعالیتها نیاز چندانی به سطح هوشی بالا و یا استعداد خاص در آن زمینه ندارند و همه افراد تا حدودی از عهده انجام آن فعالیتها برمیآیند، مثل امور روزمره و شخصی زندگی. اما برخی فعالیتها نیز وجود دارند که لازمه آنها و موفقیت در انجام آنها سطح معینی از هوش و استعداد فرد در آن زمینه است. به عنوان مثال در هنر موسیقی علاوه برداشتن سطح معینی از هوش ، داشتن استعداد از عوامل بسیار ضروریست. بنابراین کاربرد سطح هوشی و استعداد عمدتا در زمینه انتخاب مشاغل و رشتههای تحصیلی مورد توجه است.
رابطه هوش و استعداد
در گذشته از بهره هوشی برای تعیین اینکه یک فرد در یک زمینه خاص میتواند کارایی لازم را از خود نشان دهد یا نه استفاده میکردند. به عبارتی آزمونهای هوشی برای تعیین میزان استعداد فرد در آن زمینه بکار می رفت و اولین بار چنین روشی در جنگ جهانی اول و دوم برای گزینش افراد برای تخصصهای مختلف استفاده شد. در جنگ جهانی دوم فقط داوطلبانی را که نمره آنها در آزمون هوشی از حد خاصی بالاتر بود برای آموزش خلبانی انتخاب میکردند. در تحقیقاتی که در این زمینه انجام شده بود برای حقوقدان شدن بهره هوشی 95 - 157 ، مهندس شدن 100 -151 ، مکانیک شدن 60 - 155 و ... تعیین شده بود.
امروزه علاوه بر تأکید اساسی که بر بهره هوشی در یادگیری مهارتها و حرفهها میشود مسأله استعداد نیز در کنار آن اهمیت ویژهای دارد و آزمونهای هوشی نمیتوانند تعیین کننده صرف میزان موفقیت فرد در یک زمینه باشند. به عنوان مثال فردی که از لحاظ سطح هوشی در حد بالایی قرار دارد لزوما مهندس یا پزشک خوبی نخواهد شد. موفقیت آن وابسته به بهره هوشی او در کنار استعدادهایی که در آن زمینه دارد میباشد. افرادی با بهره هوشی یکسان ممکن است استعدادهای مختلفی در زمینههای مختلف از خود نشان دهند. فردی ممکن است در زمینه موسیقی مهارت و شایستگی نشان دهد، دیگری در مکانیک و دیگری در علوم پزشکی.
سنجش هوش و استعداد
برای سنجش استعداد افراد در زمینههای گوناگون معمولا از آزمونهای ویژه سنجش استعداد استفاده میشود. برخی از این آزمونها کلی بوده و تواناییها و استعدادها فردی را به صورت کلی میسنجند. مثلا ابزارها و آزمایشاتی وجود دارد که توانایی فرد را در زمینه انجام فعالیتهای ظریف مورد سنجش قرار میدهند برخی از این افراد در این زمینه نمرات بالایی میگیرند که نشان دهنده استعداد آنها در کارهای ظریف مثل ساعت سازی ، طلاسازی و ... است. افرادی که در این زمینه نمره پایین میگیرند در یادگیری و انجام این فعالیتها دچار مشکل میشوند یا حداقل باید زمان بیشتری برای کسب مهارت در آنها صرف کنند.
برای سنجش هوش نیز از آزمونهای جداگانهای استفاده میشود. یک آزمون استعداد بیانگر سطح هوشی فرد نخواهد بود و یک آزمون هوش میزان استعداد فرد را در یک زمینه بطور کلی مشخص نمیکنند. البته برخی از آزمونهای هوشی با تعیین هوش و عملی تا حدودی توانایی فرد را در زمینههای مختلف کلامی و عملی را برآورد کنند و به صورت یک راهنمایی کلی میتوانند مفید باشند. به این ترتیب روشن میشود با توجه به مجزا بودن بحث هوش و استعداد آزمونهای جداگانه نیز برای برآورد دقیق ویژگیهای فرد مورد استفاده قرار میگیرند.
نابغههای کودن
در روانشناسی عقب ماندگی ذهنی با افرادی هر چند نادر مواجه میشویم که با وجود پایین بودن بهره هوشی حتی در سطحی که به عنوان یک عقب مانده ذهنی معرفی میشوند، استعدادهای فوقالعادهای از خود در یک زمینه خاص نشان میدهند. بطوری که استعداد آنها دائما چشمگیر و قابل توجه باشد. یکی از این نابغههای کودن با بهره هوشی مربوط به طبقه عقب ماندگی ذهنی متوسط قادر بود با یک قیچی و یک طلق اشکالی را با ظرافت و دقت تمام برش دهد. بدون اینکه از الگو یا مواد و ... استفاده میکند. این اشکال معمولا اشکال پیچیده مثل یک اسب در حال رسیدن ، یک گوزن با گردنی افراشته بر روی یک صخره و مواردی از این قبیل را شامل میشود که با تمام ظرافت هنری برش داده میشد.
رابطه هوش و استعداد
لزوما داشتن بهره هوشی بالا به منزله دارا بودن استعداد در تمامی زمینهها نیست. افرادی که بهره هوشی بالا دارند ممکن است در زمینههای مختلف استعدادهای مختلف داشته باشند. از اینرو بهره هوشی به تنهایی نمیتواند تعیین کننده رشته تحصیلی یا شغلی فرد در آینده باشد. بر این اساس والدینی که اصرار دارند فرزند باهوش آنها حتما در رشتههای ریاضی فیزیک یا مهندسی تحصیل کند ممکن است با در نظر نگرفتن استعداد فرزند خود در زمینه هنر استعدادهای او را سرکوب سازند.
مربیان در مدارس بویژه در مدارس دوره متوسطه باید تمام تلاش خود را در جهت راهنمایی دانش آموزان برای کشف استعدادهای خود به عمل آورند، یکی از این روشها میتواند اجرای آزمونهای معتبر استعداد سنج باشد.
منابع
· آزمون هوش استنفورد- بینه
· روانشناسی یادگیری
· هوش
در تاريخ بشريت حادثه اى كه ما نام آن را نبوت مى گذاريم اتفاق افتاده است و در وجود اين حادثه ميان ما و ميان بى اعتقادان به نبوت اختلافى نيست، اختلاف در تفسير اين حادثه است، اختلاف در مضمون پيامى است كه در اين حادثه وجود دارد، اما در اصل حادثه در اين واقعيت تاريخى ميان ما و هيچ يك از انسان هايى كه با تاريخ سر و كار دارند اختلافى وجود ندارد. موسى يك پديده اى است كه در تاريخ ثبت شده، عيسى و ديگر پيامبران با تاريخچه هاى كم و بيش روشن يا مبهم همينطور. ما در اين بحث نبوت را با اين ديد مى نگريم يعنى اين حادثه تاريخى را در نظر مى گيريم بعد در اطراف آن بحث مى كنيم. اولاً بحث مى كنيم كه در هنگام وقوع اين حادثه زمينه اجتماعى چگونه بوده است؟ يعنى اين حادثه در چه موقعيت زمانى و تاريخى و در چه وضعيت اجتماعى واقع شده است؟ بعد بررسى مى كنيم كه اين حادثه از كجاى جامعه سر برآورده؟ از كدام طبقه؟ از كدام قشر؟ از چه تيپ انساني، از پادشاهان، از مستضعفان، از عالمان و متفكران و انديشمندان؟ بعد بحث و مطالعه مي كنيم كه اين حادثه داراى چه جهت گيرى بود، آيا به سود طبقه خاصى مى انديشيد، آيا به سود ماديون مى انديشيد؟ آيا به جنبه هاى عرفانى و معنوى مى انديشيد؟ چه هدفى در كار بود؟ داراى چه جهت گيرى اجتماعى و فكرى بود؟ همچنين بحث مى كنيم كه وقتى اين حادثه واقع شد نخستين شعارى كه اين پيام آور آورد چه بود؟ نمى گوييم پيام آور از غيب، تا كسانى بگويند ما به غيب اعتقاد نداريم، اين اختلاف را مى گذاريم براى بعد، به هر حال حادثه اى بود كه پيام آورى در آن پيامى ارائه مى كرد، آيا اين پيام، مخالفانى يا موافقانى در جامعه داشت يا نه؟ اگر داشت چه كسانى بودند، از چه قشر هايى و با چه انگيزه هايى در مخالفان، و نيز از چه قشرهايى و با چه انگيزه هايى در موافقان، و با كدام ابزار از ابزارهاى كمك و معاونت.
آيا هدف در اين حادثه چه بود: رفاه زندگى مادي، برداشتن فاصله طبقاتي، بالا بردن سطح انديشمندى و هوشمندي، مخالفت با قدرتها، با توجه به قدرتها؟، اينها سوالهائى ست كه براى شناختن آن حادثه، حادثه اى كه بى گمان يك واقعيت اجتماعى به حساب مى آيد، لازم است و پاسخ به اين سوالها روشنگر آن حادثه خواهد بود..
اين پيام آور به چه چيز يا به چه كسى دعوت مى كند،واينجا مساله توحيد مطرح مى شود و اينجاست كه توحيد بعد اجتماعي، بعد انقلابي، سياسي، اقتصادى پيدا مى كند واز اين قبيل، ، ما همين رشته بحث را در نهج البلاغه دنبال مى كنيم
اولين بحثى كه به شكل سوال مطرح است در زمينه ظهور نبوت هاست، نبوت ها در چه موقعيت زمانى و ذهنى و اجتماعى بروز كرده است؟ اين به ما كمك خواهد كرد كه پيام نبوت ها را بهتر بشناسيم. در نهج البلاغه چند جا به سئوال ما پاسخ داده شده است.
در خطبه اول نهج البلاغه به دو مناسبت در اين زمينه بحث شده است:
و اصطفى سبحانه من ولده انبياء اخذ على الوحى ميثاقهم و على تبليغ الرساله امانتهم لما بدل اكثر خلقه عهدالله اليهم فجهلوا حقه، و اتخذوا الانداد معه، و اجتالتهم الشياطين عن معرفته، و اقتطعتهم عن عبادته فبعث فيهم رسله …… 1
در اين عبارت چگونگى زمان ظهور پيامبران بيان شده است:
زمانى كه بيشترين آفريدگان خدا فرمان خدا را دگرگونه كردند و حق خدا را ندانسته و رقيبانى را با او پذيرفتند و شياطين، آن را از شناخت خدا بازداشته و از عبوديت او برگردانده بودند، در چنين دورانى بود كه خدا پيامبرانش را در ميان مردم برانگيخت.
زمينه ظهور پيامبران
در نهج البلاغه به قسمت هاى ديگرى مى توان دست يافت. آنچه در اين فراز آمده به چند خصوصيت از جامعه جاهلى اشاره فرموده است:
بيشترين آفريدگان خدا در اين زمان فرمانى را كه خدا به انسان سپرده دگرگونه كرده اند، منظور از فرمانى كه خدا به انسان سپرده چيست؟ فرمانى كه ما كلمه عهد را به جاى آن ترجمه كرديم منشور است كه حاكمى و بزرگى براى زير دست خود مى نويسد، ابلاغى كه رئيس به مرئوس خود مى دهد، عهد مالك اشتر يعنى منشور. در آن روزگار بيشترين انسانها منشور الهى را دگرگونه كردند، قرآن در چند جا به اين منشور اشاره كرده است، بعضى جاها با كلمه عهد يعنى با همين لغت و واژه اى كه در اين خطبه به كار رفته و در جاى ديگر با واژه ها و عنوان هاى ديگر.
از جمله اين آيه است:
الم اعهد اليكم يا بنى آدم ان لاتعبدوا الشيطان2
اى فرزندان آدم آيا من به شما فرمان ندادم كه شيطان را عبوديت نكنيد.
آيه ديگر:
و قضى ربك ان لاتعبدوا الا اياه
خدا حكم كرده و فرمان داده است كه عبوديت نكنيد مگر او را
پس اينجا هم فرمان خدا و عهد الهى يعنى عبوديت فقط خدا.
در آيه سوم اين طور آمده است:
و اشهد هم على انفسهم الست بربكم قالوا بلى شهدنا
خدا انسان ها را در دوران پيشين ( به تعبير روايات) بر خويشتن گواه كرد، آنها را گواه بر خودشان گرفت به اينگونه كه گفت: «الست بربكم» آيا من پروردگار شما نيستم؟ «قالوا بلي» انسان ها با زبان فطرت و طينت خودشان گفتند چرا، يعنى انسانيت به طور طبيعى اعتراف كرده به اين كه بنده خداست و بايد خدا را عبوديت كند. اينست عهدى كه اميرالمومنين در اين خطبه به آن اشاره مى كند و فرمانى كه خدا به آن سپرده و آنها را موظف به انجام آن فرمان كرده است ولى آنان دگرگونه اش كردند، خدا فرمان داده بود كه از شيطانها، بتها، از رقيبان پندارى خدا يعنى خداوندان زر و زور و خداگونگان، در هر جامعه به هر نحو و با هر عنوان اطاعت نشود اما انسانها اين فرمان را دگرگونه كرده بودند بعضى بتها را عبادت مى كردند و بعضى خود را بت كرده و بر انسان هاى ديگر تحميل كرده بودند. پس خصوصيت بارز دوران ظهور انبياء اين است كه بيشترين انسانها فرمان الهى را يعنى لزوم عبوديت انحصاري الله را دگرگونه كرده بودند و اين نتايج بر اين دگرگونه كردن بار مى شود پس حق خدا را ندانسته و رقيبانى رابا او پذيرفته اند و شيطانها آنها را از شناخت او بازداشته و از عبوديت او برگردانده بودند. در اين دوران، خدا نبوت ها و بعثت ها را در جامعه بوجود مى آورد.
و اين را مى دانيم كه زمينه ظهور همه پيامبران يكسان و يكنواخت است، در همان شرايط اجتماعى كه پيغمبر اسلام ظهور كرده از لحاظ خطوط كلى دقيقاً در همان زمينه هاست كه موسى و عيسى و ابراهيم و هزاران پيغمبر ديگر ظهور كردند. بنابراين آنچه در مورد زمينه ظهور اسلام در اينجا ذكر شده با زمينه ظهور پيامبران ديگر و بعثت هاى ديگر تطبيق مى كند و آن جمله اينست:
و اهل الارض يومئذ ملل متفرقه و اهواء منتشره و طوائف مشبه بين لله بخلقه او ملحد فى اسمه او مبشير الى غيره
مردم روى زمين در آن هنگام فرقه هاى جدا جدا داراى هوس هاي پراكنده و شيوه هاى گوناگون بودند كسانى خدا را با آفريدگانش همانند مى كردند و كسانى در نام او فرو مانده و به او نرسيده بودند و كسانى ديگر به حقيقتى جز او اشاره مى كردند.
(مردم روى زمين در آن هنگام كه پيامبر ظهور مى كند فرقه هاى جدا جدا بودند). يعنى يك انديشه همه گير و همه گستر بر ذهن ها حاكم نبود و اين نشانه عدم وجود يك فرهنگ قابل پذيرش، و يا نشانه جدايى ها و اختلاف هاى فراوان ميان انسان هاست و خود اين از نشانه هاى جهالت است. هوس هاى پراكنده به دو معنا مى تواند باشد.
معناى ساده تر اين كه انسان ها در هر بخشى از بخش هاى جامعه يا در هر بخشى از بخش هاى روى زمين داراى خواست ها و جهت گيرى هاى ويژه خودشان بودند. كسانى در اين گوشه يا در اين طبقه يا در اين قشر و در اين صنف به چيزى شوق مي ورزيدند و كسانى در قشر و طبقه و صنف و شغل ديگر به چيز ديگر. آرمان هاى مشترك در جامعه وجود نداشت و اين هم نشانه انحطاط يك جامعه است.
معناى دوم: منظور از هوس هاى پراكنده يعنى وقتى شما در سراسر عالم نگاه مى كرديد چند قطب و چند قدرت بيشتر وجود نداشت؛ در ايران، ساسانيان بودند و طاغوت هاى ساساني، در رم امپراطوران روم بودند، در حبشه سلطانى و طاغوت ديگري، در چند نقطه عالم چندين مستبد خودكامه و ديكتاتور در راس زندگى مردم قرار داشتند، هر جا هر طاغوتى در راس يك جامعه اى قرار داشت، آنچه در سطح جامعه مشاهده مى شد و احساس مى شد كامجويى هاى آن طاغوت بود، اگر در جامعه ايرانى آن زمان ظلم بود، اگر آقايى بى حد و حصر برهمنان و نظاميان و خانواده هاى بزرگ و اشرافى بر مردم تحميل مى شد اين در حقيقت به معناى كامجويى آن طاغوتى بود كه در راس قرار داشت او اين طور مى خواست و اگر مردم در زير فشار ظلم طبقاتى و اقتصادى فرهنگى و اخلاقى دست و پا مى زدند اين در حقيقت گوشه اى و جلوه اى از كامجويى آن طاغوت بزرگ را نشان مى داد. بنابراين هوس يك انسان در بخش عظيمى از جامعه بشريت و خانواده بشريت مشاهده مى شد و محسوس و ملموس بود. دنيا در يك چنين وضعى بود.
انحراف در شكل بت پرستى
مرم شيوه هاى گوناگونى داشتند، كسانى خدا را با آفريدگانش همانند مى كردند آن كسانى كه بر طبق فطرت و جاذبه قلبى و روحى خودشان احساس مي كردند كه خدايى و آفريننده اى وجود دارد اين خدا را در شكل مخلوقات، در شكل موجودات كوچك و محدود و ناقصى مى ديدند. عده اى گاو را مى پرستيدند به عنوان خدا، عده اى بت چوبى و سنگى يا هر نوع بت ديگر را مورد پرستش قرار مى دادند، بنابراين خدا را بر طبق دعوت فطرت مى پرستيدند اما اين خدا را به درستى نمى شناختند. گمراهي از اين بزرگتر و واضحتر چه مى شود؟ و كسانى در نام او فرو مانده و به او نرسيده بودند، و همين موضوع يك نوع انحراف در ذهن مردم خداجو و خداشناس پديد آورده بود، در اسم خدا فرو بمانند و نتوانند از اسم به آن طرفتر بروند، يك نمونه اش را ما در دوران هاى باستانى و قديم مى بينيم مثلاً آن كسانى كه با وجود خدا به طور مبهم آشنا بودند چون نمى توانستند خدا را درست بشناسند همين اسم «الله» يا اسم «منان» را مى گرفتند و اسم را مى پرستيدند. اگر از آنها مى خواستى كه مصداق اين اسم را برايت معين كنند از حقيقت خدا چيزى نمى دانستند لذا اين اسم را در اين بت يا آن بت منعكس مى يافتند و نمونه ديگرش را ما مى توانيم امروز در بعضى از ايدئولوژى هاي التقاطى ببينيم كه اينها خدا را قبول مى كنند اما اگر از آنها بپرسى كه خدا چيست؟ مى بينى در مفهوم خدا را در معنا و مضمون اين كلمه درمى مانند، خدا به معناى كل وجود معنا مى كنند، خدا ره به معناى قوانين حاكم بر طبيعت معنا مى كنند، خدا را با معناى واقعى خودش يعنى آن ذات مستقل واجب الوجود وترديد ناپذير كه آفريننده اين عالم است ونه خود اين عالم، با اين مفهوم برجسته فلسفى قابل استدلال، نمى توانند بشناسند، در اسم خدا درمى مانند، در اسم خدا توقف مى كنند، وقتى كه «الله»، «ذات الله» را نتوانند بشناسند، طبيعى است كه معرفت عشق، عرفان، جاذبه هاى معنوي، كشش هاى اخلاقى كه همه بر مبناى توحيد و عرفان و شناخت خداست در يك چنين عناصر به وجود نمى آيد، خيلى روشن است وقتى كه انسان خدا را مجموعه قوانين آفرينش دانست براى او مناجات، بى معنى است، براى او سوز وگداز عاشقانه و عارفانه امام سجاد(ع) يك عمل پوچ است، براى او دعا و توجه و ذكر بى معنى است، در حقيقت آنچه او قبول دارد الله نيست، مفهوم الله نيست، معناى الله نيست، اسم الله نيست لذا به خاطر اين است كه اميرالمومنين در اينجا مى گويد «او ملحد فى اسمه» وكسانى در نام او فرومانده و به او نرسيده اند، اين هم جزو نشانه هاى مردمى است كه در دوران ظهور نبوتها وجود داشتند واين نشانه انحطاط اديان وانحراف مذاهب در آن زمان است.
وهمچنانكه امام علي (ع) در نهج البلاغه مي فرمايد:
در هنگام بعثت پيامبران، مردم دستخوش فتنه هائى بودند كه در آن ريسمان دين گسسته بود و دستگيره هاى يقين و باور، سست شده بود و راههاى دگرگونى و اختلاف پيدا كرده بود و كار به پراكندگى گرائيده و راه گريز از اين فتنه بر مردم تنگ شده بود و جايگاه بهره گيرى بر مردم مبهم و تاريك مانده بود، هدايت در آن روزگار فرو افكنده و كمرنگ بود. كورى و نابينائى همه گير بود. خداى رحمان، عصيان و سرپيچى مى شد اما شيطان مورد نصرت و يارى قرار مى گرفت و ايمان بى ياور و بي پشتوانه مى ماند، پايه هاى ايمان متزلزل و ويران بود نشانه هاى ايمان گم بود، راههاى ايمان فراموش شده بود، مردم از شيطانها فرمان مى بردند و راه آنها را مي پيمودند به سر منزلى كه آنها هدايت مى كردند فرو مى آمدند و لواى شيطان بر پا مي گشت، مردم دستخوش فتنه هايى بودند كه اين فتنه ها مردم را در زير سم خود مانند حيوان وحشى و ناآرامى لگد مال و آنها را پايكوب مى كرد. فتنه مانند حيوان پيروزمندى كه طعمه خود را زير دست و پاى خود له كرده و گردن برافراشته است از سركوبى مردم، گردن برمى افراشت مردم در فتنه ها گم گشته بودند. در بهترين خانه ها با بدترين همسايگان زندگى مى كردند، خواب آنان بدخوابى بود و سرمه چشمشان اشكها بود. در سرزمينى زندگى مى كردند كه عالمان لجام زده بودند، و جاهلها عزيز و گرامي مى زيستند.
اين زمينه بعثت پيامبران است در كلام اميرالمومنين و شما اگر اين كلام را مورد دقت قرار دهيد مى بينيد كه يك تصوير است يك نقاشى است يك اثر به معناى واقعى كلمه هنرى است براى نشان دادن اوضاع و احوال جاهلي. در اين ترسيم هنري در يك تابلو كه على بن ابى طالب (عليه السلام) روى منبر ايستاده و براى مردم حرف زده است در اين حرف زدن كه على تابلويى ترسيم كرده است بيشترين قلم، از بدبختى ها و نابسامانيها و نارسائيهاى جامعه مشاهده مى شود از جنبه هاى فكرى مردمى هستند كه راه بجائى نبرده اند و هدفشان را نمى دانند چيست نمى دانند براى چه صبح از خواب برمى خيزند، شايد فكر مى كنند كه مى دانند اما اشتباه مى كنند اما با بدترين همسايگان، اين سرزمين همسايگان بدى داشت صاحبان و مالكان بدى داشت، بعد در مورد ايمان و يقين و بقيه خصوصياتى كه مى بينيد دقيقا همان زمينه هايى است كه خوشبختانه ما مردم در بخشى از عمرمان بعضى ها دو سال بعضي پنج سال بعضى ها بيست سال آزموديم، اين زمينه بعثت پيامبران و اميرالمومنين (عليه السلام) مى گويد در چنين شرايط و اوضاع و احوالى كه بيان كرديم پيامبران مبعوث شدند و اين براى ما يك بحث بسيار مهم فكرى است.
متاسفانه مشاهده مى شود كه در بعضى از انديشه ها و فكرهاي ناسالم، زمينه بعثت پيامبران بد فهميده و بد تعبير و براساس آن استنتاجها و تحليهاى غلط و مادى انجام مى گيرد.
منابع :
يادنامه كنگره هزاره نهج البلاغه، انتشارات بنياد نهج البلاغه
تفسير نهج البلاغه
فصلنامه زكرياى رازى ش 17
براي آن که بتوانيد بهتر مطالعه کنيد ، به نکات زير توجه نماييد:
1- مکان مطالعه: دانش آموزان در خصوص مکان مطالعه عادتهاي متفاوتي دارند. مطالعه در منزل، پارک و کتابخانه عمومي از رايجترين مکانهاي مطالعه محسوب مي شوند. آنچه در اين باره بايد بدانيد اين است که محيط و مکان مطالعه علاوه بر داشتن شرايطي چون سکوت و آرامش، بايد تا حد امکان ثابت و بدون تنوع باشد.
اگر مي خواهيد واقعا با تمرکز مطالعه کنيد، بايد سعي کنيد که خود را به محيط يکنواخت و ثابت عادت بدهيد.
بنابراين فضاهاي عمومي مانند پارک براي يک مطالعه جدي، مکان مناسبي محسوب نمي شوند. تغييرات مکرر در دکور اتاق و يا مکان نيز - چون مخل تمرکز است - توصيه نمي گردد.
2- هدفمندي مطالعه: هدفمندي در مطالعه يعني داشتن يک ذهنيت روشن و شفاف درباره اهداف، برنامهها و پيش بينيهاي لازم. اين موضوع را از زواياي مختلف مي توان مورد بحث قرار داد. يک بعد مهم آن به نيات، ايده آلها و انگيزههاي شما بر مي گردد. بعد ديگر آن به آرامش ذهني و نظم رفتاري شما مربوط است. مسئله ديگر اين است که چقدر مهارتها و ظرافتهاي لازم را در برنامه ريزي و به خصوص پيش بيني تغييرات به خرج دهيد. يعني اگر به دليلي برنامه شما بهم بخورد چگونه مديريت زمان مي کنيد.
3- آغاز هوشيارانه: هوشياري يعني داشتن يک آگاهي ارادي و به عبارت بهتر يعني بيداري آگاهانه. بسياري از ما به هنگام مطالعه بيداريم، ولي از هوشياري لازم برخوردار نيستيم. براي داشتن هوشياري لازم، وضو بگيريد، نيت کنيد، براي يکي دو دقيقه چشمان خود را ببنديد و افکارتان را بر روي کاري که مي خواهيد انجام دهيد متمرکز کنيد، مثل اينکه من در اين لحظه با آمادگي کامل مي خواهم مطالعه ام را شروع کنم. تمرين خودآگاهي و تقويت هوشياري، کيفيت آغاز و ادامه را افزايش خواهد داد.
4- تفاوتهاي فردي: بر خلاف گفتهها و تبليغات بعضي از مراکز، هيچ قانون کلي براي تعيين مقدار زمان لازم مطالعه وجود ندارد. چون افراد مختلف توان و حوصله و هوش متفاوت دارند. بنابراين مهم تر از آنکه ساعات مطالعه خود را افزايش دهيم، اين است که از مطالعه مان - هر قدر هم اندک باشد - بهترين و بيشترين استفاده را ببريم. پس به جاي مقايسه مقدار ساعات خود با ديگران، از زمانهاي مطالعه خود به طور مطلوب استفاده کنيد.
5 - برنامه اي براي افزايش ساعات: اگر مي خواهيد که ساعات مطالعه خود را افزايش دهيد، دقت کنيد که نبايد عجله کرد. چون هر رفتار در طول زمان به وجود مي آيد، تغيير رفتار نيز نياز به زمان دارد. عجله و دستپاچگي در افزايش زمانهاي مطالعه به نتيجه اي غير از آشفتگي و اضطراب نخواهد انجاميد.
6- تعيين خط پايه: مبناي افزايش ساعات مطالعه، ارزيابي وضع فعلي و تعيين خط پايه است. اين کار بسيار آسان است و مي تواند توسط خودتان يا يکي از اطرافيان انجام گيرد. براي يک هفته يا ده روز نموداري رسم کنيد که محور عمودي آن نشان دهنده دقايق و ساعات و بردار افقي آن نشان دهنده روزها باشد. در پايان روز آخر ميانگين ساعات را محاسبه کنيد. حال بر اساس تواناييهاي فردي خود و با يک روند منطقي در ماه اول ماه اول 60 تا 90 دقيقه و در ماههاي بعد به همين ترتيب ساعات بيشتري را به برنامه خود اضافه نماييد.
شعر حروف الفبا
روزاي اولي كه پا مي گذاشتم تو كلاس گوييا اومده بودم به يه باغ پر گيلاس
وقتي كه درس شروع كردي برام گوييا جون مي گرفتند همه بال و پرام
مني كه سواد نداشتم براي مشق و حساب حالا هم مي خونم هم مي نويسم تو كتاب
الف اول درس نشانگر اقاقيه ميم درس مسافراي قايقاي باديه
صاد درس هر جا باشد صداقت مثل ر كه راضي بودن يا همون رضايت
چرا اصلا نميگيم سين كه همون سخاوت يا همون شين كه شميم لاله و شهادت
ب ي درس بهاري گشتن تو كلاس ياي آخر كتاب بوي خوش گلاي ياس
وقتي خ يادم مي ياد خنده مي شينه رو لبام ديگه من يادم ميره كبوتراي تو دام
قاف درس گفتن شعر و قافيه فكر كنم براي اين خط همين مصراع كافيه
درس غين درس زدودن غم هر چه از خوبي تو بگم كم
درس عين عاشقي و عبادت يا كه سر زدن به بيمار و همون عيادت
اما پ پاييز و يادم مياره لحظه جدا شدن كه اشك ماتم مي باره
درس ج جودني و جسارت تو محيط مدرسه رقابت
درس دال دليري و دلاوريست درسي كه هميشه نمرش شده بيست
اي معلم تو مثال باغبوني كه مي خوام بگم سپاس براي زحمت پروراندن گلاي ياس
يا مي خوام بگم كه من دوست دارم چون كه من هر چي دارم از تو دارم
اين الفباي كه گفتم همه رمز زندگيست توي جدول الفبا ديگه هيچ جاش خالي نيست
ديگه حرفي برا گفتن ندارم سين ساكت شدن و ديگه به يادم مي يارم
سين و كاف و واو و ت و ميم لام ( سكوت ) اين حرف نشانگر ختم كلام ( وسلام )
چگونه هارد ديسك كامپيوتر خود را FDISK كنيم؟
ابتدا شما ميبايست روش بوت كردن سيستم از طريق Floppy و يا CD-Rom را ياد بگيريد
در هنگام روشن شدن سيستم دكمه DELET (در بعضي كامپيوتر ها دكمه ديگر) را پائين نگه داريد تا وارد Setup شويد. دستگاه را به گونه
اي تنظيم كنيد كه اولين وسيله بوت شدن CD-Rom باشد.يعني وارد قسمت Bios featurs setup
شده و اولين وسيله بوت شدن را CD قرار دهيد.سپس روي گزينهSave &Exit setup كليك كرده و از Setup خارج
شويد.در اينجا سوالي مبني بر (Save to cmos and exit (Y/N از شما پرسيده مي شود.كليد Y را فشار دهيد دهيد تا سيستم دوباره Restart شود.
بعد از Restart سيستم سه پيغام زير ظاهر ميشود:
CD-ROM Start up menu
1.Boot from hard disk
2.Boot from CD-RO
سپس گزينه 2 را اتنخاب كرده تا سيستم از روي CDبوت شود.
بعد از آن پيغام هاي زير صادر مي گردد:
Microsoft Widows98 Start up menu
1.Start Windows98 Setup from CD-Rom
2.Start Computer with CD-Rom supprt
3.Start computer without CD-rom Support
4.View the Help file
شما گزينه 2 را انتخاب كنيد .پس از چند لحظه جلوي پرامپت درايو(مثلاF:\> )فرمان Fdisk را تايپ و
كليد Enter رو بزنيد.
فورا پيغامي مبني بر اينكه ظرفيت Hard شمااز 512 بيشتر است ضاهر ميشود.
كليد Y وسپسEnter رو فشار بدين.سپس صفحه اصلي Fdisk ظاهر ميشود.
Fdisk option
current fixed disk drive:1
choose 1 of the following:
1.creat dos partion or logical dos drive
2.set active partion
3.delet partion or logical dos drive
4.display partion information
Enter choice:…
اين صفحه شامل گزينه هايي جهت انجام اعمال مختلف بر روي ديسك سخت ميباشد.
توجه:
در پارتيشن بندي و كار با Fdisk با سه اصطلاح بر خورد ميكنيد كه عبارتند از Primery ,Extended,logical
برخورد ميكنيد كه سيستم عامل از دوتاي اولي استفاده ميكند.درايو C كامپيوتر همان Primery hsj و بقيه Extended
هستند.در Fdisk ابتدا Primery و بعد Extended ايجاد ميكنيم.وبراي حذف پارتيشن ها برعكس ايجاد اونا عمل ميكنيم.
توجه : ابتدا در صورت وجود پارتيشن آنها را پاك ميكنيم
خب از پن پنجره اصلي گزينه 3 رو انتخاب كنين.سپس پنجره اي ظاهر ميشه كه از او گزينه:
3.Delet logical dos drive in the extended dos partion
بعد از اين كار صفحهاي شامل پيغام هاي زير ظاهر ميشه:
WARNING!Data in deleted logical dos drive will be lost
What drive do you want to delete?
سپسس شما نام آخرين درايو Hard خودتان را وارد كنيد وenter رو بزنين.سپس EnterVolume ظاهر ميشه
كه شما يايد برچسب درايوتان رو وارد كنين يا اگه بر چسبي نداره Enter رو بزنين.(اگه درايو شما برچسب داشته باشه
مثلا به جاي حرف Dبرچسب اون مثلا MyDriveظاهر ميشه)سپس پيغام زير ظاهر ميشه:
Are you sure?(Y/N)?[Y]
براي تاييد حرف Yرو بزنين و بعد Enter و به همين ترتيب همه درايوهاي منطقي(Logical) رو پاك كنين.بعد از پاك شدن همه
درايوهاي منطقي پيغام زير ظاهر ميشه.
All logical drive deleted in the extended dos partion
سپس چند بار دكمه Esc رو بزنين تا وارد صفحه اصلي بشين. (Fdiskoption)بعد دكمه 3 (Delet partion….)
از صفحه بعدي ظاهر شده (Delet extended dos partion)رو انتخاب كنين.بعديه پيغام (Warning………) ظاهر
ميشه كه بايد شما كليد Yرو بزنين بعد Enter.سپس پيغام زير ظاهر ميشه:
Exttended dos partion Deleted
دكمه Esc رو بزنين تا وارد صفحه اصلي بشين.(Fdisk Option).بعد باز گزينه 3 بعدش از صفحه باز شده گزينه ا رو وارد كنين.تا پارتيشن اوليه خذف شه.(Delet primery dos partion).
سپس پيغام (Warning data in the deleted primery dos partion will be lost.زيرپيغام :
What primery partion do you want to delete?[1]
شما كليد Enter رو بزنين.پيغام زير ظاهر ميشه:
Enter volume
در صورت وجود بر چسب(احتمالا ندارين)آن را تايپ و Enter رو بزنين در غير اين صورت Enter رو بزنين.
پيغام :Are you sure(Y/N) كه گزينه Yسپس كليد Enter رو بزنين.پيغام زير ضاهر ميشه:
Primery dos partion deleted
دكمه Esc را بزنين تا وارد صفحه اصلي بشين.حالا پارتيشن هاي شما حذف شده .
براي ايجاد پارتيشن از صفحه اصلي گزينه 1 يعني(1.Create dos partion or logical…..) رو بزنين .
بعد از طي اين مراحل صفحه اي با مشخصات زير حاصل ميشود:
Creat dos partion or logical dos drive
Current fixed disk drive:1
Choose 1 of the following:
1.creat primery dos partion
2.creat extended dos partion
3.creat logical dos drive in extended dos partion
Enter choice:
سپس كليد 1 راتايپ وenter رو بزنين.مدتي صبر كنيد تا 100% CompleteوVerifying drive integrityتا
100%كامل شه.بعد از اون پيغام زير ظاهر ميشه:
Creat primery dos partion
Current fixed disk drive:1
Do you wish to use the maximum available………………
Press Esc to return to fdisk options
كادر بالا از شما مي پرسه كه آيا مي خواهيد تمام ديسك سخت پارتيشن اوليه(Primery)گردد؟شما دكمه Nرا تايپ
كرده وسپس Enter رو بزنين.سپس مدتي صبر كنيد تا 100%كامل بشه …بعدش صفحه زير ظاهر ميشه:
Creat primery dos partion
Current fixed………..
Total disk space is ……..mbytes(1mb=……….)
Maximum space avalable for partion is…….
Enter partion size in mbytes or ……….
Press esc …………
صفحه بالا ظرفيت هارد شما را كه براي اين عمل در دسترس ميباشد رو اعلام ميكنه شما بايد در اين مرحله براي درايو
Strart up تان مقداري را در مقياس مگا بايت وارد كنيد(البته درصد هم ميشه).
توصيه:
1.آنهاي كه هارد 20 دارن 3000 رو بزنن
2.هارد 30 ،4000يا 4500
3.هارد 40 به بالا تا 80،6000يا 5500
4.هاردهاي 20 به پايين به نسبت 2500،2000،1500،1000
5…
بعد از وارد كردن مقدار Enter رو زده تا پيغام زير ظاهر بشه:
Primery dos partion created
سپس Escرو زده تا وارد صفحه اصلي Fdiskبشين.از صفحه اصلي گزينه ا(Creat dos ………or logical…..)
واز صفحه بعدي گزينه 2 (Creat extended dos partion)رو زده مدتي صبر كنيد تا 100%كامل شه.سپس
صفحه زير ظاهر ميشه:
Creat extended dos partion
Current fixed……….
Partion status type volume label mbytes…….
C:1 pri…
Total disk space is……….
Enter partion size in mbytes or per…………………….
No partion defind
Press esc……………
سپس كليد Enter رو بزنين.تا پيغام (Extended……..)ظاهر شه.
حالا كليد Esc رو بزنين تا سيستم به طور اتوماتيك وارد بخش ايجاد درايوهاي منطقي شه.مدتي صبر كنيد تا 100%
تمام بشه سپس از صفحه بعدي ظاهر شده عدد دلخواه خودتان به مگابايت رو براي درايو D:وارد كنيد.مدتي صبر كنيد
تا100%كامل شه.بعد از اين مرحله(يا احيانا Restart system)ماجرا رو براي درايو هاي منطقي ديگه از قبيل E تا Z
ادامه بدبن تا جاييكه هارد شما تموتم شه.
توصيه:
سعي كنيد كه حتي الامكان درايو هايتان كم باشهمعمولا 4 درايو كافيه بعد از اينكه تمام هارد پارتيشن بندي شد پيغام :
All available disk space in the extended dos ……………………
ظاهر ميشه.حالا دكمه Esc رو بزنين تا وارد صفحه اصلي بشين.از صفحه اصلي گزينه 2(Set active partion )روانتخاب كنيد.در صفحه بعدي ظاهر شده كليد 1 رو زده و Enter كنيد.
با عمل فوق درايو C شما به عنوان درايو Start up بوده فعال ميشه.سپس پيغام Partion 1 made active ظاهر ميشه.
بدين تر تيب پارتيشن بندي به اتمام ميرسه .
نكته هاي قابل توجه :
1.ممكن است در بعضي از سيستم ها در حين عمليات هاي بالا Restart هاي متعددي انجام شه.
2.پس از عمل Fdisk حتما توسط دستور a:\format drive را براي همه درايوها انجام دهيد تا
به FAT 32 تبديل شوند.
3.از Fdisk زياد پرهيز كنيد زيرا باعث خراب شدن هارد شما ميشه.
4زياد عجله نكنيد
برگرفته از سايت www.kabarchin.com

