امروزها که همه در تب وتاب سال نو خانه تکانی وخرید هستند این دل من گرفته در انتظار عشق دیرینه است عشق هفت سال قبل دلی را در این هفت سال دادم ودلبر را ندیدم ودل نوکیسه ام را به خواستگاری دل ورشکسته ای می فرستم خدا کند دل او نیز بشکند که در روز های به یاد ماندنی نفرستاد پیامی ونداد جوابی شاید او نیز این مطلب را می خواند واگر نخواند وهر وقت دید بداند هفت سال بازیچه بودن هفت روز زندگی نیست عمری است که تار موی سیاهی را به سفیدی می رساند ودل جوانی را به پیری می فرستد
من همان توفان زده دشت جنونم
صید افتاده به خونم
در این راه به گذشته از جونم
عاقبت راه را هم نمی دونم
نوشته شده توسط اسماعیل احمدیان در دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386 ساعت 3:55 بعد از ظهر |
لینک ثابت |
طلا را به وسيله آتش......زن را به وسيله طلا ........و مرد را به وسيله زن امتحان کنيد.فيثاغورث
دوست مزرعه سرسبزی است که با امید و عشق در آن بذر می افشانی و با سپاس آن را درو می کنی
توي دنيا دو تا نابينا ميشناسم، يكي تو كه هيچ موقع عشقم رو نديدي، يكي من كه كسي رو جز تو نديدم
براي اداره كردن خويش ، از سرت استفاده كن . براي اداره كردن ديگران ، از قلبت " . دالايي لاما
وقتي كبوتري شروع به معاشرت با كلاغها ميكند پرهايش سفيد ميماند، ولي قلبش سياه ميشود.... دوست داشتن كسي كه لايق دوست داشتن نيست اصراف محبت است- دكتر علي شريعتي
زندگي 4 پيچ داره :تولد، عشق، ازدواج و مرگ، سر کدوم پيچ منتظرت باشم؟
به انتظار بیندیش که چه صبورانه در تمامی لحظات مارا همراهی می کند واما ما... چه عجولانه و با شتاب منتظر پایان انتظار هستیم غافل از اینکه انتظار هیچ گاه ما را تنها رها نخواهد کرد زیرا... پایان هر انتظار آغاز انتظاری دیگر است
مطمئن باش که مهرت نرود از دل من مگر ان روز که در خاک شود منزل مناشتیاقی که به دیدار تو دارد دل مندل من داند و من دانم و اندر دل من
هرچی عشقه با نگینش/هرچی خوبه بهترینش/آسمونم با زمینش/همشون فدای تو
دل من نرمترازجنس حریر/دلم از جنس بلور/گرتو راقصد شکستن باشد/سنگ بی انصافی است/ یک تلنگر کافی است
نوشته شده توسط اسماعیل احمدیان در دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386 ساعت 3:46 بعد از ظهر |
لینک ثابت |
نوشته شده توسط اسماعیل احمدیان در یکشنبه نوزدهم اسفند 1386 ساعت 2:22 بعد از ظهر |
لینک ثابت |
نوشته شده توسط اسماعیل احمدیان در یکشنبه نوزدهم اسفند 1386 ساعت 2:19 بعد از ظهر |
لینک ثابت |
نوشته شده توسط اسماعیل احمدیان در چهارشنبه پانزدهم اسفند 1386 ساعت 0:12 قبل از ظهر |
لینک ثابت |
نوشته شده توسط اسماعیل احمدیان در چهارشنبه پانزدهم اسفند 1386 ساعت 0:9 قبل از ظهر |
لینک ثابت |
نوشته شده توسط اسماعیل احمدیان در چهارشنبه پانزدهم اسفند 1386 ساعت 0:7 قبل از ظهر |
لینک ثابت |
چشم به راهت من بمانم روز و شب از فراغت من بنالم روز و شب هجر تو اتش به جان و دل زد دیده ام گوهر فشاند روز و شب درد عشق هر زمان با من بود قصه ی عشق عشق تو رو با خود بگو یم روز و شب یاد چشمانت اتش به روح و جانم زد یاد اغوش تو هم با من بماند روز وشب اتش بر جانم من خاطرات تو زد هر روز وشب دیده بستم بعد از این بر روی هر دشت و دمن اشک چشمانم بود جاری به راهت روز و شب
گفتم تو شيرين مني گفتا تو فرهادي مگر گفتم خرابت مي شوم گفتا تو آبادي مگر گفتم ندادي دل به من گفتا تو جان دادي مگر گفتم ز کوهت مي روم گفتا تو آزادي مگر گفتم فراموشم مکن گفتا تو در يادي مگر گفتم که بر بادم مده گفتا نه بر بادي مگر
يک نفر يک جايي ... تمام رؤياش لبخند توست ... وزماني که به تو فکر مي کنه احساس مي کنه که زندگي واقعا با ارزشه پس هرگاه احساس تنهايي کردي اين حقيقت رو به خاطر داشته باش يک نفر.. يک جايي.. در حال فکر کردن به توست
من مي دانم مي دانم روزي از کوچه دلتنگي هايم گذر خواهي کرد من آن روز کوچه را با اشک هايم آب خواهم داد تا بوي خوش آمدن يار همه را با خبر کند و به انتظار ديرينه ي من پايان دهد من تو را عشقت را حتي دوست نداشتن هايت را در سينه ام در خيالم و در روحم حبس خواهم کرد
میان عاشق معشوق رمزی است چه می داند انکه اشتر می چراند
در عالم یک رویا می نویسم در اوج افق یاد بودی از تو که مثل نسیمی در میان دستانم بودی وگذشتی نگا هت ،خنده ها یت و حتی سخنانت همچون آهنگی زیبا از سر زمینی سحر آمیز بود و بس به یاد تو می ریزم قطره خونی از دریچه ی قلبم به روی خا طراتم
داستان شب هجران تو با شمع گفتم آنقدر سوخت كه از گفته پشيمانم كرد
بسكه ميترسم از جدايي ها ميگريزم ز آشنايي ها دلي از سنگ خاره خواهم ساخت تا نرنجد ز بي وفايي ها
در خواب ناز بودم شبی دیدم کسی در می زند در را گشودم روی او دیدم غمست در می زند ای دوستان بی وفا از غم بیاموزید وفا غم با همه بیگانگی هر شب به من سر می زند غم هم اگر ترکم کند تنهای تنها می شوم
گر همچو من افتاده اين دام شوي اي بس كه خراب باده و جام شوي ما عاشق و رند و مست و عالم سوزيم با ما منشين اگر نه بد نام شوي
من ترا سخاوتمندانه به کسی هدیه میدهم ... که از من عاشقتر باشد و از من برای تو مهربانتر من ترا به کسی هدیه میدهم... که صدای ترا از هزار فرسخ راه دور در خشم... در مهربانی...در دلتنگی... در هزار همهمه ی دنیا یکه و تنها بشناسد من ترا سخاوتمندانه به کسی هدیه میدهم که راز افتابگردان و تمام سخاوتهای عاشقانه ی این گل معصوم را بداند و ترنم دلپذیر هر اهنگ...هر نجوای کوچک... برایش یک خاطره ی مشترک باشد او باید از رنگین کمان چشمان تو تشخیص بدهد که امروز هوای دلت افتابی یا ان دلی که من برایش میمیرم سرد و بارانیست... ای بهانه ی زنده بودنم ترا سخاوتمندانه به کسی هدیه میدهم که قلبش بعد از هزار بار دیدن تو باز هم به دیوانگی و بی پروایی اولین نگاه من بتپد همانطور عاشق... همانطور مبهوت وقار و جمال بی مثال تو ایا کسی پیدا خواهد شد؟!!! از من عاشقتر... و از من مهربانتر برای تو ترا به او سخاوتمندانه با دنیایی حسرت خواهم بخشید و او را که از من برای تو عاشقتر است هزار بار خواهم بوسید...
اگر آتش درونت خيلي با عشق شعله ور شده است بدان كه عاشقي را درك كرده اي
خداوندا! اگر بخواهم آنچه در ذهن دارم با تو بگويم، هزاران جلد کتاب مي شود ولي آنچه در دل دارم يک جمله بيش نيست: دوستت دارم
قلبمو هدیه می دم بهت . مواظبش باش . نه به خاطر اینکه قلبمه به خاطر اینکه تو توشی
اشكي براي شوق، شوقي براي درس، درسي براي ميز، ميزي براي کار، کاري براي نان، ناني براي تخت، تختي براي خواب، خوابي براي مرگ، مرگي براي سنگ، سنگي براي ياد، يادي براي اشك... اين است مفهوم زندگي
نوشته شده توسط اسماعیل احمدیان در سه شنبه چهاردهم اسفند 1386 ساعت 10:23 قبل از ظهر |
لینک ثابت |
رنگهـــا
رنگها تاثیرات فروانی برروحیه و رفتار انسانها می گذارند و حالات روانی وعاطفی آنان را شدیداً تحت تاثیر قرار می دهند.رنگها هر یک حاوی پیامی خاص به بینندگان می باشند که این موضوع از قدیم الایام مورد برسی و تحقیق دانشمندان و روانشناسان بوده و در دهه های اخیر در مباحث روانشناسی رنگها تحقیقات و کندوکاوهای فراوان و مفصل صورت پذیرفته است.
متاسفانه در شرایط فعلی، در مدارس،بیشتر از رنگ خاکستری استفاده می شود. در حالی که خاکستری رنگ بی رنگی است.نه تیره است نه روشن و از هر گونه تحرک و یا گرایش روانی رهاست.(خنثی است)نه تنش زاست ونه تنش زدا.متداول شدن استفاده از این رنگ در مدارس، شاید به علت چرک تاب بودن آن است که در نتیجه تاثیرات روانی آن نادیده گرفته می شود.
در اینجا برای هرچه بهتر استفاده کردن و بکار بردن رنگها در فضاهای مورد نظرتوضيحاتي آورده شده است
تیرگی و روشنی:
رنگهای تیره از جنبه بصری انسان پیشروی می کنند به این سبب دیوارهای تیره رنگ،اتاق را کوچکتر نشان میدهند.متقابلاً رنگهای روشن پسروی داشته فضا را بزرگتر می نمایند.
سردی و گرمی:
تجربه ثابت کرده انسان می تواند به وسیله رنگ،تا هفت درجه گرما یا سرما را در محل کارش حس کند.هر وقت که با رنگ ابی یا سبز مواجه می شود،احساس سردی و موقعی که رنگ قرمز یا نارنجی را می بیند گرما را احساس کند.
کیفیت:
رنگهائی که از تجزیه نور سفید حاصل می شوند دارای حداکثر در خشش هستند.این رنگها در مقایسه با ارزش غیر خالص خود دارای حالت پیش روی کننده هستند، زرد خالص نسبت به زردی که با سفید یا سیاه ترکیب شده باشد معترض تر می نماید. در پارهای موارد هنگام تغییر ارزش رنگ، رابطه کیفی به رابطه تیره و روشن یا سرد و گرم بدل شده اثر فضایی رنگ تغییر می کند.
کمیت:
دو عامل، قدرت رنگی هر رنگ را مشخص می کند، یکی میزان درخشندگی و دیگری کمیت یا وسعت سطح رنگ. رنگهای با درخشندگی متوسط و کم در سطح وسیع غلیظتر به نظر می آید اما رنگ رقیق در سطح وسیع باز هم کم رنگ تر می شود.
مکان رنگ:
بر حسب این که رنگ در سقف، دیوارها یا در کف قرار داشته با شد،اثرات خاصی در انسان بوجود می آورد که دقت در ویژگیهای آن واجد اهمیت است. رنگهای گرم روشن از بالا تحریک کننده،از طرفین گرما بخش و در کف حالت بالا رونده دارند.رنگهای گرم تیره از بالا متین، از طرفین محدود کننده و در کف اطمیینان بخش هستتند.
رنگهای سرد روشن از بالا آرام بخش، از طرفین وسعت بخش و ببر زمین نرم و لطیفند.رنگهای سرد و تیره از بالا تهدید کننده و از جوانب مالیخولیائی و در پائین سنگین و طاقت فرسا به نظر می آیند.
رنگها اثرات روانی مختلفی در شرایط سنی متفاوت دارند که به طور کلی اثرات روانی رنگهای اصلی بر روی انسان عبارتند از:
رنگ زرد:
این رنگ بر خلاف نظر عامه از لحاظ تربیتی و استفاده در مکانهای آموزشی حائز اهمیت است.حالت گرم کننده دارد و روشن ترین رنگ در میان کلیه ته رنگهاست. رنگ زرد، تراکمی از سفیدی و رنگ خوشحالی و شادابی و نشاط و آرامش است،سمبل آخرت،شگفتی و نور خورشید است.و به عروج انبیاء و شادمانی می ماند، نشان روشنی،هوشمندی،روشنفکری است،صاحبنظران روانشناسی رنگها معتقدند،اگر زرد به مقداری آبی تمایل داشته باشد،آن قسمت از مغز را که حالت جهش فکری دارد،تحریک کرده افزایش میزان حضور ذهن در افراد را سبب می شود و عامل تقویت حافظه است.
رنگ قرمز:
رنگی مثبت، متجاوز و مهیج است، فشار خون را بالا می برد در نتیجه برای افراد عصبی بسیار مضر است،هنگام تغزیه فوق العاده اشتها آوراست ، سمبلی از خون وعشق،در جائی که عشق،محبت،صفا و گل وگیاه و زیبایی باشد،نشانگر اوج عشق و در جائی که جنگ، پستی وشیطان صفتی حاکمیت داشته باشد،اوج غضب،شهامت و خطر را می رساند.(برای به هیجان درآوردن بچه های منزوی و گوشه گیر بسیار مفید است).
رنگ آبی:
رنگی است صاف و روشن، همواره بی تحرک و ناشکیبا و در عین حال فعال ، برد بار وصبور ،رنگی امیدوار کننده و مقدس،کنبدهای مساجد و مناره های آبی که مانند پلی بین آسمان و زمین محسوب می شوند نشانگر همین موضوع می باشند، از فراموشی می کاهد.
رنگ سبز:
تر کیبی از دو رنگ آبی و زرد است.این رنگ بیانگر جوانی و ایمان،عشق،عقیده دینی،توکل ،فنانا پذیری ،لطافت ، تقدیس و معنویات می باشد. چون نرمش پذیری را به دنبال دارد برای سنین بین 10 تا 16سالگی که این افراد دوران بحرانی بلوغ را می گذرانند مناسب است .مثلا برای رنگ آمیزی مدارس راهنمایی (سبز روشن).
رنگ نارنجی:
از ترکیب دو رنگ قرمز و زرد،از آنجا که هر دو از رنگهای گرمند دارای جذابیت و هیجان زیاد است.در گوارش غذا موثر است،آرامش دهنده و مسکن می باشد،بیانگر آمادگی و فعالیت است،برا بچه در سنین کودکی رنگ بسیار مفیدی است مثلا برای رنگ آمیزی کودکستانها مناسب است.
رنگ بنفش:
از ترکیب دو رنگ قرمز و آبی حاصل می شود،ترکیبی از تسکین دهی و هیجان دارد در افراد کم خواب درجات خواب را بالا می برد، چون رنگی هنری است برای رنگ آمیزی کارگاههای هنرستان نوع کمرنگ این رنگ مناسب است.
نوشته شده توسط اسماعیل احمدیان در سه شنبه چهاردهم اسفند 1386 ساعت 10:13 قبل از ظهر |
لینک ثابت |
مينياتور
واژه ي مينياتور که مخفف شده ي کلمه ي فرانسوي ميني موم ناتورال و به معني طبيعتکوچک و ظريف است و در نيمه ي اول قرن اخير و حدودا از دوره ي قاجاريان وارد زبانفارسي شده، اصولا به هر نوع پديده ي هنري ظريف (به هر شيوه يي که ساخته شده باشد)اطلاق ميشود و در ايران براي شناسايي نوعي نقاشي که داراي سابقه و قدمتي بسيار طولاني است به کار ميرود.
اين هنر که به اعتقاد اکثر محققان در ايران تولد يافته، بعد به چين راه برده و از دوره يمغولها به صورتي تقريبا تکميل تر به ايران برگشته و هنرمندان ايراني تلاش بي شائبه ييرا صرف تکميل و توسعه ي آن کردهاند از جمله هنرهائي است که قابليت به تصويردرآوردن تمامي طبيعت را در قالبي کوچک دارد. اما نبايد چنين پنداشت چون مقياستصاوير در مينياتور سازي بسيار کوچک است، بنابراين تنها بخش کوچکي از طبيعت راميتوان در اين تابلوها تصوير نمود، يا چون الهام بخش مينياتوريست طبيعت است، وي ناچارميباشد فقط مناظري از طبيعت را ترسيم کند. بلکه کوشش در ايجاد و القاي هر چه بيشترزيبايي و تفهيم آن صفت ويژه يي است که مينياتور سازي را از ساير انواع نگارگري ايرانجدا ميکند و مينياتوريست هنرمندي است که آنچه را خود ميانديشد يا ميپندارد کهبيننده علاقمند به ديدن آن است تجسم ميبخشد و به هيچوجه تابع مقررات و قوانين حاکمبر فضاي نقاشي نيست.
مينياتورهاي امروز ايران، همان نقاشي کلاسيک اروپا (سبک اميرسيونيسم و به دنبال آنشيوه هاي مدرن نقاشي اروپائي) است و هر چند گروهي نوشته اند که به هنگام ظهور اسلام، ايرانيان در هنر نقاشي داراي سنتي کهن بودهاند. اما هيچ سند معتبري که اين ادعا را ثابتکند در دست نيست و اصولا اين گونه اظهار نظر کردن بيشتر منطبق بر واقعيت است کهمکاتب مينياتورهاي ايراني، از قرون بعد از اسلام آغاز شده و در قرون اوليه ي بعد از ظهوراسلام، هنر ايران با ابتکاراتي در خطوط عربي تداوم يافته و بهترين نسخه هاي قرآن کريم راهنرمندان مبتکر ايراني نوشته اند و به تزئين و تذهيب مصحف شريف پرداخته اند و طلاکاري حواشي و سر لوحه ي قرآن و طرحهاي اسليمي و ختايي و گردشهاي ترکيب بندي آنها را به شيوه ي مخصوصي که امروزه آنرا استيليزه ميناميم ابداع کردند و در ادامه ي اين ابداع و ابتکار، نقاشي بر اساس متن کتب و نوشته ها نيز رواج يافت که مينياتورهاي مکتب بغدادسر آغاز آن است.
مکتب بغداد، از آن جهت که نوعي نقاشي بدوي است تا حدودي نشان از فقدان مهارت وقدرت هنري سازندگانش دارد و بيشتر در بر دارنده ي قصه ها و روايات مذهبي است.هنرمندان مکتب بغداد، اکثرا ايراني بودهاند و معمولا نيز به سفارش و دستور روسايقبايل عرب کتب خطي را با ذوق خود تزئين ميکردند و روش کار آنها به اکثر نقاط دور ونزديک ايران راه يافته بود و تا دوران سلجوقيان که نقاشي ايران ترقي محسوسي کرد ادامهيافت.
بعد از حمله ي چنگيز به ايران و از رونق افتادن بغداد که مرکز تجمع هنرمندان بود و از آنجا که نخستين فرمانروايان مغول در شمال غربي ايران و در تبريز و مراغه مستقر شدند، خواهناخواه هنرمندان در آن منطقه گرد آمدند و به دليل علاقه و تمايل مغولان به هنر چيني،جذب ذوق آزمايي در اين زمينه شدند.
ناگفته نبايد گذاشت که نقاشي به شيوه ي چينيها، با هجوم مغولان به ايران نيامد، بلکهنقاشي ايران سالها قبل از تهاجم چنگيز با اسلوب و روشهاي هنر چين در سراسر خاورميانه شهرت و اعتبار داشت و در شاهنامه ي فردوسي نيز به اين مطلب اشاره شده و احتمال ميرود که ترکان سلجوقي مروج اين شيوه در ايران بوده باشند. منتهي ايرانيان شيوه ينقاشي چيني را با ديد خاص هنري خود تلفيق کردند و کاشي هايي که امروزه نمونه هايي ازآن در دست است نشان ميدهد که سالها پيش از حمله مغول به ايران، همان سبک وشيوه و رنگآميزي و طراحي که بعدها به صورت نقاشي کتب مورد استفاده قرار گرفت، درايران اعمال شده و اگر دست حوادث کتاب خانههاي بزرگ ايران را معدوم نکرده بود امروزبه راحتي ميتوانستيم نسخي را که متعلق به دوران پيش از مغول بوده و همان ويژگيمينياتورهاي مکتب هرات يا مراغه و مکاتب ديگر بعد از مغول را داشته ببينيم.
مينياتور ايراني هرگز پيوندهاي خود را با شعر، فرهنگ و شيوه هاي تفکر بومي نبريده وافسانهها، اساطير، قهرمانان ملي، سنن و شيوه هاي زندگي ايراني همواره نمودي آشکار درآثار آنان داشته و اين وابستگي به زندگي وا عتقادات ملي تا جايي قوي است که به مينياتورايراني، عليرغم پيوندها و نقاط مشترک فراوانش با ساير مکاتب آسيايي (از جمله شيوه هاينقاشي هندي، چيني و ژاپني) وجه خاصي ميدهد و باعث تمايزش از هنر ساير ملتها وممالک ميشود و اين وضعيت تا دوران ايلخانيان و تيموريان ادامه داشت و به قدري موردتوجه بود که يکي از شاهزادگان تيموري به نام بايسنغر ميرزا که خطاطي هنرمند بود،سرپرستي امور هنري را در شهرت هرات به عهده گرفت.
در آن زمان، شهر هرات مرکز تجمع هنرمندان شده بود و معروف است که فقط در يکآموزشکده ي نقاشي، شصت استاد به تعليم هنر جويان و انجام سفارشات محوله اشتغالداشتند. معروفترين استاد کاران مکتب هرات کمال الدين بهزاد است که کتاب مصور ومعروفي به نام ظفر نامه ي تيموري دارد و به جرات ميتوان آثار وي را از لحاظ حالت چهره ها،حرکت قلم، انتخاب موضوع و نمايش دادن وقايع سرآمد تمام مينياتورهايي دانست ک قبليا بعد از او در ايران ساخته شده است.
رويهمرفته آثار مينياتور ايران در مکتب هرات، به علت سابقه ي ممتد و آزادي عمل قابلتوجهي که بعد از مکتب بغداد براي هنرمندان به وجود آمد، تا حدي پيشرفت نمود که آثاردوره هنر نقاشي و مينياتور سازي ايران، بعد از دوره ي هرات، با همان شرايط تکميل يافتهي خود به عصر صفويان منتقل شد و بعد از آنکه تبريز به عنوان پايتخت انتخاب گرديد،استاد کمال الدين بهزاد به آنجا دعوت و عهده دار سمت رياست کتابخانه ي سلطنتي شد وهمراه با استاد کاران بزرگ اين دوره نظير، آقا ميرک، سلطان محمد، حسين پاکوب وعده ييديگر کوشيد تا اين هنر را تعالي و تکامل بخشد.
سبک و مکتب نقاشي دوره صفويه را در يک تقسيم بندي کلي ميتوان در دو بخش کاملاجدا از هم مورد بررسي قرار دارد.
اول مکتب تبريز که تا وقتي پايتخت به قزوين منتقل شد به همان شيوه يي که ذکر آنگذشت تداوم داشت. مينياتورهاي اين دوره، همه در يک نوع و از لحاظ ظرافت کاري وحرکت قلم و طرح و رنگ دنباله ي مکتب هرات است و فقط مختصري با آن تفاوت دارد.دوم مکتب اصفهان که بعد از انتقال پايتخت به اصفهان شکل گرفت و طي آن سبک و شيوه ي کار دچار دگرگوني هايي کاملا چشمگير شد که نمونه ي بارز و مشخص آن نقوش تزئينيمساجد اصفهان، کاخ چهل ستون و عمارت عالي قاپو است معروفترين نقاش اين دوره، رضا عباسي است که در زمان شاه عباس دوم صفوي در اصفهان ميزيست.شاه عباس چون نقاش بو دو هم اينک نيز نمونه هايي از آثار هنري او در موزه ي گلستانموجود است توجه خاصي به گسترش هنر نقاشي داشت و به دليل و تشويقي که ازهنرمندان به عمل ميآورد مينياتور سازي در دوره ي او از جهت توسعه و قدرت، مهارت وسرعت کار نقاشان ترقي فوق العاده يي کرد و هنرمندان توانستند در حدي وسيعتر ازمکتبهاي هرات، تبريز و قزوين، با هنر چيني و تاثير پذيري از آن فاصله بگيرند و اصالتايراني به آثار شان بدهند و با ساده کردن نقوش و سرعت عمل بيشتر، نقاشي را از رويصفحه ي کاغذ به صورتي ديواري در آورند.اما ذکر اين نکته نيز ضروري است که آثار اين دوره به هيچ وجه قابل مقايسه با مکتب هرات نيست و از نظر ظرافت ضعيفتر از مکتب هرات است و فقط در آن نقوش تزئيني وگردشهاي اسليمي و ختايي و انواع ساقهها و گلبرگها بسيار متنوع شده و اشکال آن کهقبلا از چند نوع گل و برگ و اسليمي ريز تجاوز نميکرد، به بيش از پنجاه نوع اسليمي و گلابتکاري بالغ گرديده است.
موضوعي که از اواخر دوره ي صفويه و بعد از آن در سبک نقاشي ايران خود نمايي کرد نفوذسايه روشن است که البته از روش نقاشي اروپائي اقتباس شده و در دوره ي زنديه ادامهيافته و باعث به وجود آمدن سبک شيراز شده است.
سبک و شيوه ي آثار هنري دوره ي زنديه به استثناي نقوش شاخهها و گل و برگ کهاختصاص به آن دوره دارد، در قسمت صورت سازي و سايه روشن ها و طراحي تصاوير ومناظر تفاوت چنداني با شيوههاي ديگر رايج در ايران ندارد. البته از اواخر دورهي صفويهنقاشي هايي در دست است که نشان ميدهد شيوه ي نقاشي به طريقه ي سايه روشن دار،در اواخر اين دوره شروع به خود نمايي کرده است.مکتب نقاشي قاجار که از زمان فتحعلي شاه قاجار رونق و رواج يافته تا حدودي متاثر از سبک شيراز و داراي پرسپکتيو است و به طور مساوي از نقاشيهاي ايراني و اروپايي مايه گرفتهاست و در اواخر دوره، به تدريج نفوذ سبک اروپايي در نقاشي ايران به قدري زياد شده کههنرمندان با استفاده از گراورهاي رنگي و کپيه ي آثار نقاشي اساتيد دوره ي، رنسانس بهکلي اصالت ايراني خود را از دست داده و تابع سبک و سياق نقاشي کلاسيک اروپا شده اند و اين نفوذ هنر غرب در هنر ايران تا جايي بود که صنيع الملک نيز نتوانست از آن بر حذربماند. به طور مثال تصاويري که اين استاد از رجال و بزرگان زمان خود با آبرنگ ترسيم کرده، با وجودي که اصالت ايراني خود را حفظ نموده، اما بسيار نزديک به شيوه هاي نقاشي کلاسيکميباشد.آثار معروف، محمودخان ملک الشعراي صبا نيز مربوط به همين زمان است اين استادپيشرفت هنر اروپا را در نظر داشته و تابلوي معروف کاتب او نشان ميدهد که بيشترآثارش سفارشي بوده است در حاليکه تابلوي مطالعه ي او بر خلاف شرايط محيط به ميلخودش ترسيم شده و احتمالا مورد استقبال مردم نيز قرار نگرفته. کمال الملک نيز هنگامي که جهت مطالعه به ايتاليا و فرانسه سفر کرده بود، به دليل اينکه نميتوانست يا نميخواستپذيراي سبک نقاشي امپرسيونيسم باشد به کپيه برداري از آثار استاد کاران عصر رنسانسپرداخت و به همين جهت در بازگشت به ايران و تاسيس مدرسه ي صنايع مستطرفه (کمالالملک) در آخرين سالهاي حکومت قاجاريه، به تعليم شيوه هاي نقاشي عصر رنسانسپرداخت و به اين ترتيب، بعد از گذشت چند سال، شيوه هاي نقاشان عصر قاجاريه از بينرفت و بقاياي هنرمندان آزاد به کپيه برداري، گراور و استفاده از باسمه هاي چاپ شده اروپا پرداختند و با تهيه ي آثاري از شاهنامه ي فردوسي و شمايلهاي مذهبي به کار خود ادامهدادند.
بعد از سقوط قاجاريه، نقاشي ايران دو شکل کاملا جدا از هم پيدا کرد و هنرمندان در دودسته ي مستقل به ادامه ي کار هنري خود پرداختند:
گروه اول شاگردان کمال الملک بودند.نظير: حسنعلي وزيري، ابوالحسن صديقي محمد علي حيدريان، حسن شيخ و... که همگي بهشيوه ي خود استاد و اقتباس از طبيعت کار ميکردند و
دسته ي دوم را افرادي نظير: محمد ابراهيم نقاش باشي، آقا امامي، هادي تجويدي، علي درودي، حسين بهزاد، حاجمصور الملکي، محمد علي تذهيب، ميرزا احمد نقاش، محمد مدبر و... تشکيل ميدادند که با استفاده از تکنيکهاي مختلف و به وسيله ي استفاده از رنگ روغن يا آبرنگ، مينياتورهايريز يا تابلوهاي بزرگ نقاشي ميکردند و موضوعات تابلوهاي آنان را نيز بيشتر مسايل وموضوعات ملي تشکيل ميداد.در همين سالها، علاوه بر مدرسه ي صنايع مستطرفه ي سابق، هنرستان هنرهاي ملي نيزتاسيس شد و عده يي از هنرمندان قديمي به تهران آمدند و موسسه ي صنايع قديمه راتاسيس کردند اين سازمان هنري، بعد از چند سال که زير وزارت پيشه و هنر سابق اداره ميشد به نامهاي هنرستان عالي هنرهاي باستاني و هنرستان عالي هنرهاي نوين به کار خود ادامه داد تا اينکهدر سال 1339 کليه ي موسسات هنري که زير نظر ادارات مختلف به کار اشتغال داشتند درسازمان واحدي متشکل شدند و به اين ترتيب اداره ي کل هنرهاي زيباي کشور تاسيس شد و چند سال بعد به صورت وزارت فرهنگ و هنر (سابق) در آمد. از ميان استادان حاضر،افرادي نظير: علي کريمي ، محمود فرشچيان، محمد تجويدي علي مطيع، محمد علي زاويه،نصرت اله يوسفي، عبدالله باقري و... که اکثرا نيز جزو آموزش ديدگان مدرسه ي صنايعقديمه هستند و نزد کمال الملک، هادي تجويدي، احمد امامي يا علي درودي آموزشديده اند، هنوز تلاشي صميمانه در جهت حفظ و نگهداشت اين هنر ارزنده دارند و هر يکشاگردان متعددي تربيت کردهاند که در حد خود در حکم حيثيتي والا براي مينياتور سازيايران هستند و در پايان لازم به تذکر است که هم اينک نبض مينياتور سازي ايران دراصفهان ميتپد و هنرمندان بر جسته ي اين رشته مهارت و کار آيي خود را رابطه باارزشهاي منبعث از انقلاب اسلامي صرف تجسم بخشيدن به نمادهايي روشن و صريح ازاسلام، انقلاب، زندگي مردم، سنتهاي سالم و ادبيات انساني اين مرزوبوم ميکنند وظرافت، وسعت طرح، گوناگوني نقش و تنوع رنگي که در کارهاي آنان به چشم ميخوردبيشتر از آنجا ناشي ميشود که هر کدامشان به سهم خود، پيوسته در فکر اعتلاي هنرارزشمندشان هستند.
سياه قلم يکي از انواع مينياتور است. ويژگي اين نوع مينياتور، در مقايسه با ديگر انواعنگارهها که تنوع بيشتري دارند، سادگي و استفاده از رنگ کمتر است و اين خصوصيت درمينياتور سفيد قلم نيز به چشم ميخورد.
گونه ي ديگر رنگ هايي که در ساخت مينياتور مورد استفاده قرار ميگيرد رنگهاي جسمياست. اين نوع رنگ که از غلظت و ثبات بيشتري برخوردار است براي ساخت تابلوهاي پرکارمصرف ميشود و بازگو کننده ي آن دسته از خصوصيات و حالاتي است که در تضاد بااحساسات لطيف و انساني ميباشد
نوشته شده توسط اسماعیل احمدیان در سه شنبه چهاردهم اسفند 1386 ساعت 10:12 قبل از ظهر |
لینک ثابت |
بهترين لحظه، لحظه ايست كه فكر كني فراموشت كردم، بعد 1 اس ام اس از طرف من بياد كه توش نوشته ميميرم برات !
زندگی عشق است افسانه نيست آنکه عشق راآفريد ديوانه نيست
می دونستی اشک گاهی از لبخند با ارزش تره؟ چون لبخند رو به هر کسی می تونی هدیه کنی اما اشک رو فقط برای کسی می ریزی که نمی خوای از دستش بدی .
عشق شايد زود تو را عاشق و دلتنگ كند اما هرگز تو را سير نمي كند. روز
با تو از خاطره ها سرشارم. با تو تا آخر شب بیدارم . عشق من دست تو یعنی خورشید. گرمی دست تو را کم دارم . . .
دوست داشته باش و زندگی کن!زمان برای همیشه از آن تو نیست
عمري با غم عشقت نشستم
به تو پيوستم واز خود گسستم
وليکن سرنوشتم اين سه حرف بود
تو را ديدم. پرستيدم . شکستم
عشق آن نیست که هر لحظه کنارش باشی عشق آن است که پیوسته به يادش باشي
اگه تو دنيا هيچي هيچي نداشته باشي مطمئن باش سه چيز هميشه مال تو هست:خداي مهربون، فکراي قشنگ وقلب کوچيک من
نميگم دوستت دارم
نميگم عاشقتم
ميگم ديونتم كه اگه يه روز ناراحتت كردم بگي بيخيال ديونست . . .
نوشته شده توسط اسماعیل احمدیان در سه شنبه چهاردهم اسفند 1386 ساعت 10:8 قبل از ظهر |
لینک ثابت |
نظر يك نويسنده زن در باره مردها
مردها موجودات پيچيده اي هستند. خودشون فكر مي كنند كه ساده اند اما اين به آن دليله كه هنوز خودشون رو نمي شناسند. هميشه دور و بر ما مي پلكند .
اين كلمه ي پلكيدن دقيقا همون منظوريه كه من دارم . چون حضور واقعي ندارند. از وقتي به سن بلوغ مي رسيم صداي زمزمه ي اونا رو كه تا به حال نشنيده بوديم مي شنويم. يك از پشت سر، يكي از روبه رو، يكي از سمت چپ يكي از سمت راست يكي از روي ديوار ... شماره تلفن هاي يي كه به زور داده مي شه، آه ،حسرت ، افسوس... قسم هايي كه خورده مي شه : " چرا باور نمي كني كه دوستت دارم؟ " از خودمون مي پرسيم : " واقعا دوستم داره ؟ " نمي خواهيم زود عاشق بشيم . آخه باور كردنش برامون سخته. يعني كسي هست كه واقعا از چهره ي ما خوشش بياد؟ از حرف زدنمون ، از خنديدنمون از اون چيزي كه در حقيقت هستيم ؟ اونا مي گن كه هست اما ما باور نمي كنيم. با اين حال، بدمون نمي ياد كه باور كنيم.
گاهي برامون سرگيجه آور مي شن وقتي كه جوش كاراي بي پايانشون رو مي زنند و به ما توجهي ندارند . از زندگيشون مي گن از كودكيشون ، از پدر و مادرشون از آدماي دور و برشون و بعد مي رسن به دوست دختراي سابقشون . يه جوري درباره ي اونا حرف مي زنند كه انگار يادشون رفته الان كي جلوشون نشسته و داره به حرفاشون گوش مي ده. ما از شدت رنج به خودمون مي پيچيم. فكر مي كنيم لابد درباره ي ما هم به نفر بعدي همين چيزا رو مي گن . مايي كه مي خوايم يگانه ي اونا باشيم.
مردها با همه ي پيچيدگي ، عجيب شبيه بچه ها هسستند ! كم پيش مياد به مردي بربخوريم كه به سن بلوغ رسيده باشه. اونا ، اغلب ماجراجو ، تنوع طلب ، فراموشكار و فعالند. در لحظه زندگي مي كنند، بخصوص موقعي كه به ما مي رسند اين ويژگي بيشتر خودنمايي مي كنه. مي گن كه به آينده فكر نمي كنند. اين حرف خيلي دو پهلو است. از خودمون مي پرسيم منظور شون چيه . مسلما منظورشو در مورد پس انداز نكردن و اين جور چيزا نيست ، پس لابد منظورشون خود ما ئيم كه در آينده ي اونا جايي نداريم. گاهي براي ما مثل سنگ محك ميشن كه همه چيزو باش مي سنجيم. گرما و سرماي هوا رو، خوشي ها و تلخي هاي زندگي رو ، پوچي دنيا رو و .....
خيال مي كنيم اگه نباشن راحت تريم ، كمتر دلهره داريم ، كمتر رنج مي كشيم . خيال مي كنيم بدون اونا تا آسمونا پرواز مي كنيم اما يه روز متوجه مي شيم كه توي قلعه اي كه از عشق خودشون برامون ساخته اند اسير شديم . قلعه اي با ديوارهاي بلند كه سر به فلك كشيده. از همون اوايل كه با اونا آشنا شديم و اصلا متوجه نبوديم يواش يواش دارند ديوارهاي اين قلعه رو بالا مي برند و ما بي خيال و بدون واهمه فقط تماشا مي كرديم و نمي دونستيم كه توي اون ممكنه گير بيفتيم و كليدي هم براي خارج شدن از اون نداشته باشيم .
نوشته شده توسط اسماعیل احمدیان در سه شنبه چهاردهم اسفند 1386 ساعت 10:0 قبل از ظهر |
لینک ثابت |
|
موقعيت جغرافيايي ، جمعيت و تركيب آن |
شاهين دژ از جمله شهرستانهاي جنوب استان آذربايجان غربي كه در 60 كيلومتري جنوب شرقي شهرستان مياندوآب كه در 46 درجه و 33 دقيقه و 45 ثانيه طول شرقي از نصف النهار گرينويچ و در 46 درجه و 40 دقيقه و 30 ثانيه عرض شمالي از خط استوا در كنار شرقي زرينه رود ( جغتاي) با ارتفاع 1360 متر ازسطح دريا ومساحتي بالغ بر 2000 كيلومتر مربع بوده و از طرف شمال به مياندوآب و ملكان از آذربايجان شرقي و از جنوب به تكاب آخرين شهرستان استان و شرقاً به روستاهاي تابعه مراغه و قره آغاج هشترود و ملكان و از مغرب به شهرستان بوكان محدود مي شود اين شهر شامل دو بخش مركزي و كشاورز كه در 30 كيلومتري جاده مياندوآب و شاهين دژ قرار دارد و شامل پنج دهستان كه سه دهستان در محدوده بخش مركزي بنامهاي محمود آباد ، هولاسو و صفاخانه قرار دارد و 2 دهستان به نامهاي كشاورز به مركزيت بخش كشاورز و چهاردولي به مركزيت روستاي صورين مي باشد .
از مجموع 150 روستاهاي شهرستان نزديك به 90 روستا در بخش مركزي و مابقي در محدوده بخش كشاورز مي باشد . دهستان محمود آباد با 27 روستا و دهستان چهاردولي با 31 روستا مي باشد . مطابق با آخرين سزشماري سال 75 جمعيت شهرستان بالغ بر 100 هزار نفر بوده كه از اين تعداد 35 هزار نفر در مركزشهرستان و مابقي در دهستانها و روستاهاي تابعه سكونت دارند . تركيب جمعيتي شهرستان غير از روستاهاي مناطق كرد نشين از اقوام و تيره هاي مختلف محلي است . كه هر يك علاوه بر تكلم زبان تركي به لهجه ها و گويش هاي محلي خود صحبت مي نمايند از جمله اينها چهار دولي ، تيره زعفرانلويي ، موسولانلويي ، آجرلويي ، قيچيلو ، سربياني هشترودي را مي توان نام برد شايان ذكر است كه زبان اصلي و ساكنين آذري بوده كه اغلب جمعيت اين شهرستان را تشكيل مي دهند ومذهب آنها به صورت شيعه و سني مي باشد شاهين دژ از لحاظ معادن غني بوده و داراي چندين معادن از جمله سنگ سيمان ، سنگهاي تزئيني كه قابل رقابت با سنگهاي مرمر ايتاليا مي باشد همچون مرمر ، چيني ، گرانيت ، خاك نسوز ، آلومينيم ، زغال سن ، سيليس ، جيوه ، نبرتراورش و غيره مي باشد .
*****************
طول : 46 درجه و 34 دقیقه
عرض : 36 درجه و 40 دقیقه
ارتفاع از سطح دریا : 1350 متر
خطر نسبی زلزله در استان آذربایجان غربی
تا (1) خطر نسبی پایین تا (5) بالاترین خطر نسبی
|
آذر بایجان غربی |
|
میزان خطر نسبی |
شماره کد شهرستان |
شهرستان |
|
3 |
A4 |
ارومیه |
|
1 |
A12 |
بوکان |
|
3 |
A6 |
پیرانشهر |
|
2 |
A10 |
تکاب |
|
4 |
A2 |
خوی |
|
4 |
A7 |
سردشت |
|
5 |
A3 |
سلماس |
|
2 |
A9 |
شاهین دژ |
|
3 |
A1 |
ماکو |
|
2 |
A8 |
مهاباد |
|
1 |
A11 |
میاندوآب |
|
2 |
A5 |
نقده |
شاهین دژ :
شاهین دژ یکی از شهرستانهای استان آذربایجان غربی است که از شمال و شمال خاوری به شهرستان هشترود، از شمال باختری به شهرستان میاندوآب ، از خاور به شهرستان تکاب از جنوب به استان کردستان ، از جنوب باختری به شهرستان مهاباد محدود می گردد.
رودهای مهمی که در شهرستان شاهین دژ جریان دارند عبارتند از :
1- زرینه رود
از کوههای چهل چشمه سرچشمه گرفته و به دریاچه ارومیه می ریزد.در حدود سی کیلومتری جنوب شاهین دژ صد عظیم بوکان بر روی این رودخانه زده شده که نقش اقتصادی مهمی در منطقه ایفا میکند.
2- رود هاچه سو
از کوه قاپ قایا هاچه سو سرچشمه گرفته بعد از آبیاری نمودن مزارع کشاورزی این روستا و شهرستان شاهین دژ به زرینه رود می ریزد.
3- رود اخچه
از کوه سفره سالان سرچشمه گرفته بعد از عبور از شهر شاهین دژ به زرینه رود می ریزد.
کوه ها :
این شهرستان در منطقه کوههای زاگرس واقع شده و مهمترین کوههائی که آن را پوشانیده عبارتند از:
1- اکوز اولان : در 34 کیلومتری شمال خاوری شاهین دژ با ارتفاع 2917 متر.
2- اوته داغ: در 25 کیلومتری جنوب خاوری ، با ارتفاع 2550 متر .
3- اوزون دره: در 21 کیلومتری جنوب ، با ارتفاع 2698 متر.
4- بردرش: در 21 کیلومتری خاور ، با ارتفاع 2767 متر.
5- تکه قیه شی: در 29 کیلومتری شمال خاوری، با ارتفاع 2710 متر .
6- خسروخان: در 14 کیلومتری جنوب خاوری ، با ارتفاع 2429 متر .
7- سبلاخ : در 17 کیلومتری شمال خاوری با ارتفاع 2492 متر.
8 - سفره سلام: در 21 کیلومتری خاور ، با ارتفاع 2710 متر.
9- سویلی: در 35 کیلومتری شمال خاوری ، با ارتفاع 2668 متر.
10 - قازمه : در 29 کیلومتری شمال خاوری، با ارتفاع 2775 متر.
11- محمود خان : در 27 کیلومتری شمال خاوری، با ارتفاع 2610 متر.
12- یای قاری: در36 کیلومتری شمال خاوری، با ارتفاع 2941 متر که بلند ترین قله این شهرستان می باشد.
تپه ها :
شهرستان شاهین دژ در منطقه نیمه دشتی و نیمه تپه ای بنا شده ، و مهمترین تپه های اطراف آن عبارتند از :
1- تپه یارم قلعه. در جنوب خاوری
2- تپه قره داش . در شمال خاوری
3- داوشان تپه. در شمال
4- تپه خانم جان. در باختر
5- تپه ساری کمر. در جنوب
آب و هوا:
آب و هوای شهرستان شاهین دژ سرد نسبتا خشک و معتدل بوده بیشترین درجه حرارت در تابستان ها 36 درجه بالای صفر وکمترین آن در زمستان 15 درجه زیر صفر می باشد. میزان بارندگی سالانه بطور متوسط 331 میلی متر است
رستنی ها:
از درختان ارژن و زالزالک وحشی از گیاهانی که کاربرد داروئی و صنعتی دارند ، گل گاوزبان - شیرین بیان - بابونه-
شاه تره - خاک شیر - بارهنگ - کاکوتی - قارچ وحشی - بومادران - پیاز کوهی - مرزه کوهی - گون و کتیرا در اکثر
نقاط این شهرستان می رویند.همچنین پوشش گیاهی غنی جهت چرای دام موجود است .
محصولات جالیزی:
هندوانه - خیار - خیار چنبر - خربزه - گوجه فرنگی - فلفل - لوبیا
سایر محصولات کشاورزی:
گندم - جو - نخود - عدس - کنجد - بزرک - سیب زمینی-
میوه ها :
انگور- سیب - گلابی - گیلاس - آلوبالو - زردآلو - قطره طلائی- هلو - شلیل - توت - به - انجیر -
حیوانات:
- اهلی شامل .
گاو- گاومیش - گوسفند - بز - دراز گوش - اسب - قاطر - سگ- گربه - سگ های شکاری - مرغ - خروس - بوقلمون - مرغابی -کبوتر - اردک
- وحشی شامل.
شاهین - گرگ - قوچ - میش - بزکوهی - روباه - شغال - کبک - درنا - تیهو - خرس - بلدرچین -
وضع اقتصادی:
اساس اقتصادی این شهر کشاورزی ، دامداری و صنایع دستی و ماشینی استوار گردیده است که شامل:
صنایع دستی.
گلیم بافی - قالی بافی - جوراب بافی و دستکش (به صورت سنتی توسط زنان خانه دار انجام می شود )
صنایع ماشینی.
آرد سازی ، پنیر سازی ، آهک پزی ، ساخت تیرچه و بلوک ، موزائیک سازی، رنگ رزی ، آجرپزی ، از جمله فعالیتهای صنعتی می باشد
نوشته شده توسط اسماعیل احمدیان در سه شنبه چهاردهم اسفند 1386 ساعت 9:56 قبل از ظهر |
لینک ثابت |
یکی از درگیریهایی که در بین زوجین اتفاق می افتد بخاطر مسئله پوشش در جشنها و یا مراسم خانوادگی میباشد.مسلماً تا بحال شنیده و یا دیده اید که مردی با همسرش سر فلان لباس جر و بحث میکند و از همسرش میخواهد که لباسش را تعویض کند! این مسائل صرفاً بخاطر تفاوت دید ایجاد میگردد و میتواند در دراز مدت سبب کشیدن کبریت بحران در خانواده شود. چراکه زن برای خودش حقوقی را قائل است و مرد هم مسائلی را تجربه کرده و می داند به اصطلاح اون پشت ، مشتها چه خبره! من در این مبحث میخواهم چند مورد قابل ذکر رو براتون تیتر وار توضیح بدم…
1-برخی از آقایان روی این مسئله بعنوان آرامش خاطر خود تاکید دارند! یعنی به اصطلاح نمی خواهند چشم افراد نامربوط به زیباییهای همسرشان بیافتد!
برخی از خانمها هم روی مسئله راحتی تکیه دارند و اطمینانی که از قدرت حفظ کردن خود دارند. در نتیجه این وسط دو طرف برای هم شاخ و شونه میکشند و قر میزنند چون هر طرف حقی را برای خود قائل است که دیگری به اون اهمیتی نمیدهد. واقعیت اینست که خیلی از خانمها این مسائل پوششی را صرفاً بدلیل احترام به همسر رعایت میکنند و این مسئله که میدانند ذهن همسرشان اینجوری آرومتره. اما اگر مرد به این کار به دیده لطف از جانب همسر نگاه نکنه و اون رو یک وظیفه بدونه اونوقت بد دعوایی راه می افته چون انتظار داره! مسلماً آقاهه هی سوک میده و فشار میاره و خانمه هم هی واکنش نشون میده چون خودش حواسش هست و حس میکنه بهش اعتماد نمیشه.
2-آقایان عزیز، بدونین که زنها همیشه دوست دارند زیباتر بنظر بیان(این جزوی از خصلت زنانه است). این یک غریزه است. دست خودشون نیست. شما هم اگر به این مسئله اعتراض دارید تشریف ببرید یقه خدا رو بگیرید! شما دارین با غریزه زنانگی میجنگید و عملاً وارد یک جنگ فرسایشی بی مفهوم شدید! زنان میدانند که قادر به حفظ شخصیت خود هستند پس میخواهند آن جور که دوست دارند باشند و مردان هم یکدیگر را میشناسند و می دانند چه صحبتهایی بوجود خواهد آمد و در نتیجه فشار را بیشتر میکنند! این مسئله لباس یک امکان فردی در ارائه زیباییست نه اینکه بلافاصله ننگین ترین تهمتها رو بزنید و بگویید می خواد خودش رو نمایش بده. این مسئله کاملاً جنبه روانی دارد.
3-مورد قابل ذکر دیگر اینست که مردان به هیچ عنوان حاضر نمیشوند کس دیگری از زیبایی داشته آنان لذت ببرد.این به نوبه خود چیز بدی نیست اما اشکال از کم ظرفیتی اجتماع است
که نتیجه آن باعث به غلط محدود شدن زنها شده. در زمان فرعون رسم بود که زنها سرشان را بتراشند واز موی مصنوعی استفاده کنند!و مردها براحتی با دیدن سر برهنه زن تحریک می شدند .لازم نیست زیاد دور برویم، در همین جامعه فعلی ما افراد از دیدن ساق یا پوست پا و یا بازو براحتی تحریک میشوند! این در حالیست که در مکانهای دیگر دنیا افراد با دامن و یا رکابی از خونه بیرون می آیند و هیچکس هم تحریک نمیشود. مسلماً این از خفقان و عقده های جنسی موجود در جامعه است. وقتی که همه در محیط بسته زندگی کنند خب مشخصاً توی عروسیها و مهمونیها وقت اینه که یه شکم سیر ملت همدیگر رو بچرند! اصلاً خیلی ها برای زاغ زدن در عروسی شرکت میکنند و برخی برای مقایسه زوج خودشون! میچرخند تا مثلاً یه پر و پاچه ببینن یا خط سینه دید بزنند، اون هم خیلی باکلاس و رومانتیک که آب از آب تکون نخوره!دلیلش فقط اینه که اینبار اشخاص میتونند همدیگر رو خارج از شمایل همیشگی ببینند و مسلماً جذابتر همدیگه رو می یابند
4- باور کنید خانمها تقصیری ندارند. آنها نباید جواب هیز بازیهای شما رو پس بدهند.ما داریم این کم ظرفیتی دیگران رو با بی منطقی خودمون جمع میبندیم و تصمیم به محدودیت بیشتر زنان میگیریم.پس نکته دیگر اینکه آقایان لطف کنید هی نگویید چی بپوش چی نپوش! همسرتون بچه نیست. خودش عقل داره و میفهمه. خودش بلده خودش رو حفظ کنه و مسلماً اگه جایی احساس نا امنی کنه خودش بهتر از شما میفهمه. اینکار شما عملاً یعنی من برات تصمیم میگیرم چون تو نمیفهمی!
5-نکته دیگر اینکه توصیف افراد از پوشش متفاوت است. وقتی زنی به شوهرش میگوید من خودم پوششم را انتخاب میکنم مرد اخم میکند و فکر میکند همه چیز از کنترلش داره خارج میشه درنتیجه رئیس بازی در میاره! بعدش همه چیز را قاطی پاتی میشه و حتی ممکنه که تهمت فساد به همسر خود بزند!
ولی واقعیت اینه که زن منظورش این نیست که با شورت بره بین مهمونها! بلکه حرفش اینه که آقای عزیز، من شعور دارم و عقل. پس یک ذره اعتماد داشته باش. هرکس میزان راحتی پوشش خود رو با شرایط تخمین میزند . یک نفر با پوشش باز راحت است و دیگری با پوشش بسته تر.این یک حق است و هیچکدام بر دیگری ارجحیتی ندارد. این بی انصافی است که بدلیل بی ظرفیتی افرادی اشخاص دیگری محدود شوند.
6-در انتها باید بگم بعضی از شما خانمهاهم ...با این لباس پوشیدنتون! یعنی واقعاً میرین میگردید مزخرفترین مدل لباس رو انتخاب میکنین. یه تیپهای اراجیفی میزنین و یه مدلهایی رو انتخاب میکنین که آدم رغبت نداره نگاهشون کنه.شما در انتخاب مدل آزادید ولی باید بدونین که مسلماً بعضی از البسه برای زیبایی نیست و بیشتر جهت تو چشم افتادنه. اگه هم از این کار خوشتون میاد پس مشکل از جای دیگست .بعضی از لباسها هم پوشیدنشون مربوط به هر مجالسی نیست و بعضی آرایشها و لباسها معرف یک شخصیت خاص است و مسلماً اینگونه افراد خود را در مقابل پیش داوری دیگران قرار میدهند
نوشته شده توسط اسماعیل احمدیان در سه شنبه چهاردهم اسفند 1386 ساعت 9:54 قبل از ظهر |
لینک ثابت |
کفتر روی بوم اومد،پیغوم رو پيغوم اومد
هی نامه پشت نامه،بنويس من از خدامه
تا آهوآ دويدن،پروانه ها پريدن ،
پيغوم دادی شنيدم ،نوشته بودی ديدم
از بس قشنگ پيغومات،دلم ميخواد بشم فدات ،
کاشکی منم به اين خوبی ،ميشد که بنويسم برات
برات پيغوم گذاشتم که هیچکسو تو دنيا قد تو دوست نداشتم
هر چی تو قلبت داشتی،رو برگ گل نوشتی،
لای کتاب عشقم برام پيغوم گذاشتی
که هيچکسو تو دنيا اينجوری دوست نداشتی
نوشته شده توسط اسماعیل احمدیان در سه شنبه چهاردهم اسفند 1386 ساعت 9:49 قبل از ظهر |
لینک ثابت |
رازهاي زيبا شدن
آيا مي خواهيد شفافيــت پوستتان بيشتر شده و خوش هـيكل تـر بـه نـظـر بـــياييد؟ تاجاييكه مي توانيد از كمر خم شويد همانجا نگه داريد و تا 30 بشماريد!
- بــراي از بــين بردن سلوليت هاي پوستتان (چربيهاي زير پـوست)، صـــورت را با لـــيف يا بروس هاي مخصوص خوب بـــــماليد. دقت كنيد كه حركت دستتان بايد از بالا به پايين باشد. براي اين منظور دستكشـهاي مخـصوص هم در بازار موجود اسـت، اما با ليف هاي معمولي هم ميتوانيد اينكار را بـخـوبي انجام دهيد. سعي كنيد هر روز حداقل 5 دقيقه اينكار را تكرار كنيد.
- راهكار ديگر براي رفع سلوليت هاي پوستي: يك فنجان روغن ذرت را با ½ فنجان آب گريپ فروت و 2 قاشق چايخوري آويشن خشك مخلوط كنيد. اين ماده را بر روي ران ها و كفل ماليده و خوب ماساژ دهيد. با بانداژي پلاستكي آن را ببنديد تا از گرماي بدن جدا نشود. براي گرفتن نتيجه ي بيشتر مي توانيد از بالشتك هاي حرارتي استفاده كنيد و اين بالشتك را به مدت 5 دقيقه روي هركدام از اين قسمت ها نگاه داريد.
- كريسكو، كره ي مخصوص تردكننده ي شيريني، راز بزرگ زنان زيباست. از اين ماده مي توانيد براي پاك كردن آرايش و همچنين به عنوان مرطوب كننده استفاده كنيد. در بيمارستان ها هم از اين ماده براي درمان اگزما و پسوريازيس استفاده ميكنند.
- تكه هاي سيب زميني خام حاوي ميزان زيادي پتاسيم هستند و براي برطرف كردن گودي و سياهي زير چشم بسيار مناسب اند.
- براي روشن تر كردن لكه هاي سفيدي كه با بالا رفتن سن بر روي پوست ايجاد ميشود و همچنين لكه هايي كه بر اثر آفتاب ايجاد شده، مي توانيد آب يك عدد ليمو، يك عدد ليموترش، يك قاشق غذاخوري عسل، و 70 گرم ماست را با هم مخلوط كرده و به آرامي بر روي لكه ها ماساژ دهيد. اينكار را حداقل يكبار در هفته تكرار كنيد.
- بهترين حالت دهنده براي مو چيزي نيست جز نرم كننده ي لباس. البته اين مايع بسيار قوي است پس يادتان نرود كه قبل از مصرف كمي آن را رقيق كنيد. توصيه ي من اين است كه ½ فنجان از اين مايع را با يك فنجان آب مخلوط كنيد.
- جعفري سرشار از كلروفيل يا سبزينه است. اين ماده آنقدر خوشبو است كه ماده ي اساسي در توليد اكثر خنك كننده هاي دهان مي باشد. پس پولتان را دور نريزيد، به جاي آن همين جعفري ها را به صورت خام استفاده كنيد.
- خودتان براق كننده ي لب بسازيد. فقط كافي است كمي از رژ لب هاي محبوبتان را با وازلين مخلوط كنيد.
- براي بزرگتر و برجسته تر جلوه دادن لب مي توانيد در ميان لب ها از رنگ هاي قرمز و نارنجي استفاده كنيد.
- براي براق تر كردن سفيده ي چشم، مي توانيد مداد چشم آبي كمرنگ زير چشم ها بكشيد. سايه هاي آبي هم اگر به ميزان كم زير چشم استفاه شود اينكار را به خوبي انجام ميدهد.
- هنگام رنگ كردن مو، دقت كنيد كه موهايتان را براي حداقل يك روز نشسته باشيد. چربي طبيعي مو باعث مي شود رنگ مو بهتر درآيد. همچنين رنگ مو بر موهايي كه كاملاً خشك نباشد هم بهتر اثر مي كند.
- براي برطرف كردن پف و ورم چشمها، يك بسته نخود فرنگي فريز شده زير چشم ها قرار دهيد.
- براي جلوگيري از چرب شدن مو مي توانيد در مواقعي كه وقت شامپو كردن نداريد، از نارون كوهي بر ريشه ي موهايتان استفاده كنيد.
- براي از بين بردن شوره ي سر، 30 عدد آسپيرين ساده را در يك شيشه از شامپوي معمول خود حل كنيد. و به همان روش قبل بر روي موها استفاده كنيد.
- مانيكور—يك فنجان آب گرم را با آب نصف ليمو مخلوط كنيد. 5 دقيقه نوك ناخن ها را در آن نگاه داريد. بعد دست ها را شسته و خشك كنيد. پوست ليمو را به پشت و روي ناخن ها ماليده و بعد با يك پارچه ي نرم ناخن ها را مالش دهيد تا براق شوند.
- براق كننده ي ناخنتان را هميشه در يخچال نگهداري كنيد تا نرم تر و روانتر بماند. براق كننده اي كه يخ زده باشد هيچوقت جدا نخواهد شد. اگر موقع مصرف احساس كرديد كه سخت يا چسبنده شده مي توانيد آن را در يك ظرف آب جوش قرار دهيد و خواهيد ديد كه مثل روز اولش مي شود.
- پوست هاي چرب بيشتر از پوست هاي خشك عطر را نگه مي دارند. از اينرو قبل از عطر زدن به خود يك لايه ي نازك وازلين يا ژل پتروليوم روي پوست خود بماليد و بعد عطر بزنيد.
- براي برطرف كردن قرمزي جوش ها، مي تواند يك قطره از قطره چشم روي هركدام چكانيد.
- اگر نگران سلوليت هايتان هستيد، كمي گرده ي قهوه بر روي قسمت هاي مورد نظر بماليد. (كافئين يكي از مهمترين مواد تشكيل دهنده ي كرم هاي سلوليت است).
- براي بالا بردن ميزان PH شامپوي خود، به آن آسپيرين اضافه كنيد.
- به جاي سوهان ناخن مي توانيد از تكه اي كاغذ سمباده بر روي يك وسيله ي بلند و باريك هم استفاده كنيد.
- ماليدن داروهاي ضد اسيد (ترشي) معده بر روي پوست بسيار بهتر از ماسك هاي پيلينگ عمل ميكند.
نوشته شده توسط اسماعیل احمدیان در سه شنبه چهاردهم اسفند 1386 ساعت 9:46 قبل از ظهر |
لینک ثابت |
خانمها چه خصوصياتي را دوست دارند؟؟!!
خيلي سخت است كه بتوان بر طبق خصوصيات اخلاقي كه جنس مخالف آنها را ميپسندد رفتار كرد. معمولاً هنگاميكه زمان قرارهاي ملاقات فرا مي رسد، خانم ها از هر نظر به خودشان مي رسند، اما در مقابل آقايون همان چهره خسته و عرق كرده باشگاه را ترجيح مي دهند. نكته مهمي كه آقايون نبايد هيچ گاه از نظر خود دور كنند اين است كه خانم ها هميشه آنطور كه وانمود مي كنند، نيستند و هيچ گاه حقيقت چيزهايي را كه دوست دارند در همسر خود ببينند را به زبان نمي آورند. شايد برخي از خانم ها نسبت به بعضي از خصوصيات اخلاقي همسرشان دل خوشي نداشته باشند و هميشه از او ايراد بگيرند و به او غر بزنند؛ اما بد نيست كه در اين قسمت از برخي خصوصياتي كه مي تواند يك خانم را همواره علاقمند به شوهرش نگه دارد نيز چيزهايي بدانيم. شايد خانم ظاهراً از تعدادي از رفتارهاي بخصوص آقا رضايت نداشته باشد، اما واقعيت اين است كه او در باطن خود، از زور خوشحالي در حال انفجار ميباشد. تعجب آور است؟
!
اين مقاله را بخوانيد تا ببينيد كداميك از رفتارهاي "مردانه" تان حس علاقه همسرتان را بر مي انگيزد و براي تغيير آنها مجددا فكر كنيد
1- مرد مردها
هر چند خانم ها ادعا مي كنند كه از مردهاي مرتب و تميز و شيك پوش خوششان مي آيد، اما گاهي اوقات اگر با لباس هاي ورزشي كج و كوله جلوي آنها ظاهر شويد، غذا را بدون رعايت آداب ويژه بخوريد، و در كوچه فوتبال بازي كنيد، شايد به نظر خانم ها خيلي جذاب تر هم جلوه كنيد. او بدش نمي آيد كه هر چند وقت يكبار براي نجاتش تلاش كنيد، و يا اگر از عهده تعمير برخي وسايل بر مي آييد اين كار را انجام دهيد، و يا حتي با دوستان خود گپ بزنيد. يك خانم با يك آقا قرار نمي گذارد تا بر سر اين موضوع كه كدامشان كفش ها و يا موهاي شيك تري دارند با او به رقابت بپردازد؛ بلكه اين تفاوت هاي موجود ميان شما دو نفر است كه منجر به اتصال هر چه بيشتر شما به هم مي شود. البته نبايد فراموش كنيد كه زمانيكه براي مشاهده تئاتر و يا صرف شام به بيرون مي رويد، او از شما انتظار دارد كه لباسهاي مناسب و آراسته اي به تن كنيد، اما در عين حال بايد در نظر داشته باشيد كه در بقيه ساعات بيشتر از حس مردانگي شما لذت مي برد - هر چند اين امكان وجود دارد كه هرگز به اين موضوع اعتراف نكند- هميشه لازم نيست شيك ترين لباس ها را به تن كنيد و درهاي مختلف را پيش از او برايش باز كنيد، فقط كافي است كه آروغ هاي بعد از نوشيدني را در زمان مناسب و هنگاميكه با دوستانتان هستيد بزنيد
2- نه گفتن
شما بايد تصميماتي كه به ذهنتان را مي رسد را انجام دهيد و بر طبق آنچه عقلتان به شما دستور مي دهد، عمل كنيد؛ حتي اگر اين كار سبب عصباني شدن خانم شود. آقايون تصور مي كنند كه دخترخانم ها به دنبال نامزدهايي مي گردند كه او را بتوانند روي يك انگشت خود بچرخانند و هر چه كه مي گويند انجام دهد. اگر بخواهيد هميشه مطابق آنچه به شما ديكته مي شود، عمل كنيد، ديري نخواهد گذشت كه رابطه تان كسل كننده و ملال آور مي شود. خانم ها به دنبال مردي هستند كه چيزي براي ارائه كردن در دست داشته باشد و بتواند عقايد و ملاحظات شخصي خود را در بحث ها وارد كند. آنها به دنبال مردي هستند كه شخصيت منحصر بفردي داشته باشد. اگر تمام زندگي يك مرد را تنها "همسرش" تشكيل دهد، آنگاه ديگر چيزهاي زيادي براي گفتن ندارد و برايش سورپرايزهاي زيادي باقي نمي ماند كه بتواند در مواقع ضروري آنها را رو كند. حتي اگر همسر شما از آن دست خانم هايي باشد كه دوست دارند قدرت و كنترل خانواده را بدست بگيرند، باز هم بدش نمي آيد كه گه گاه با شما قدرت آزمايي و جدلي برابر داشته باشد. بنابراين اگر تا به حال تصور مي كرديد كه بايد كنترل تمام امور را به دست او بسپاريد، بهتر است از اين به بعد دست از اين كار برداريد؛ به منظور حفظ رابطه و نگه داشتن او حتماً نبايد خودتان را به يك خدمتكار خانگي دست آموز تبديل كنيد
. اين امر به او اجازه مي دهد كه با خيال راحت از رابطه خود لذت ببرد
4- مستقل بودن
شايد هميشه خانم ها به اين دليل كه همسرشان ادعا مي كنند سرشان بيش از اندازه شلوغ است، به آنها توجه كافي مبذول نمي دارند، وقت زيادي را در محل كار خود سپري مي كنند و يا با دوست هاي خود خوش گذراني مي كنند، ناراحت مي شوند. بايد توجه داشت باشيد كه اگر مي خواهيد همسرتان در كنارتان باقي بماند، بايد مانند يك پرنسس با او رفتار كنيد؛ اما از طرف ديگر، همواره در نظر داشته باشيد كه اگر سرگرمي، تفريح و كارهاي ديگري براي انجام دادن نداشته باشيد، ممكن است خانم احساس كند كه در حال خفه شدن در رابطه است. همان اندازه كه شما در رابطه نياز به فضا داريد، خانم ها نيز از آزادي خود لذت مي برند و شديداً به آن محتاج هستند. يك مرد مستقل و متكي به نفس در نظر خانم ها از جذابيت بيشتري برخوردار مي باشد. يك مرد محتاج و بدون آرزو هاي بزرگ، براي بيشتر خانم ها هيچ گونه جذابيتي ندارد. بنابراين شما مجاز هستيد كه با دوستان مختلف خود قرار ملاقات بگذاريد و شغل و سرگرمي مخصوص به خودتان را داشته باشيد
5 حسود بودن
حسادت يكي از احساسات قوي به شمار مي رود. هر چند انسان ها نمي توانند ميزان دقيق حسادت خودراحدس بزند
نوشته شده توسط اسماعیل احمدیان در سه شنبه چهاردهم اسفند 1386 ساعت 9:45 قبل از ظهر |
لینک ثابت |
من با تو هرگز
سلام ای بی وفا ، ای بی ترحم
سلام ای خنجر حرفای مردم
سلام ای آشنا با رنگ خونم
سلام ای دشمن زیبای جونم
بازم نامه می دم با سطر قرمز
آخه این بار شده من با تو هرگز
نمی خوام حالتو حتی بدونم
تعجب می کنی آره همونم
همونی که زمونی قلبشو باخت
همون که از تو یک بت ، یک خدا ساخت
همونی که برات هر لحظه می مرد
که ذکر نامتو بی جون نمی برد
همونم که می گفتم نازنینم
بمیرم اما اشکاتو نبینم
همون که دست تو ، مهر لباش بود
اگه زانو نمی زد غم باهاش بود
حالا آروم نشستم روی زانوم
ولی دیگه گذشت اون حرفا ، خانوم
تعجب می کنی آره عجیبه
می خوام دور شم ازت خیلی غریبه
خیال کردی همیشه زیر پاتم ؟
با این نامردیات بازم باهاتم ؟
برات کافی نبود حتی جوونیم
تموم شد آره گم شد مهربونیم
دیگه هر چی کشیدم بسه دختر
نمی بینیم همو این خوبه ، بهتره
دیگه بسه برام هر چی کشیدم
فریبی بود که من از تو ندیدم ؟
دروغی هست نگفته مونده باشه ؟
کسی هست تو خیال تو نباشه ؟
عجب حتی دریغ از یک محبت
دریغ از یک سر سوزن صداقت
دریغ از یک نگاه عاشقونه
دریغ از یک سلام بی بهونه
نه نفرینت چرا ، این رسم ما نیست
اگر چه این چیزا درد شما نیست
گل بیتا چرا اخمات توهم شد؟
چیه توهین به ذات محترم شد ؟
دیگه کوتاه کنم با یک خدافظ
که عشق ما رسید به سد هرگز
نوشته شده توسط اسماعیل احمدیان در سه شنبه چهاردهم اسفند 1386 ساعت 9:45 قبل از ظهر |
لینک ثابت |
برگرد
برگرد بی تو بغض فضا وا نمی شود
یک شاخه یاس عاطفه پیدا نمی شود
در صفحه دلم تو نوشتی صبور باش
قلبم غبار دارد و معنا نمی شود
بی تو شکست و پنجره رو به آسمان
غم در حریم آبی دل جا نمی شود
دریای تو پناه نگاه شکسته است
هر دل که مثل قلب تو دریا نمی شود
می خواستم بچینم از آن سوی دل گلی
اما بدون تو که گلی وا نمیشود
دردیست انتظار که درمان آن تویی
این درد تلخ بی تو مداوا نمی شود
زیباترین گلی که پسندیده ام تویی
گل مثل چشمهای تو زیبا نمی شود
بی تو شکسته شد غزل آشناییم
شبنم گل نگاه مرا باز شسته است
دل در کنار یاد تو تنها نمی شود
گلدان یاس بی تو شکست و غریب شد
گلدان بدون عشق شکوفا نمی شود
باران کویر روح مرا می برد به اوج
اما دلم بدون تو شیدا نمی شود
رفتی و بی تو نام شکفتن غریب شد
دیگر طلوع مهر هویدا نمی شود
رویای من همیشه به یاد تو سبز بود
رفتی و حرفی از غم رویا نمی شود
رفتی و دل میان گلستان غریب ماند
دیگر بهار محو تماشا نمی شود
یک قاصدک کنار من آمد کمی نشست
گفتم که صبح این شب یلدا نمی شود
دل های منتظر همه تقدیم چشم تو
امروز بی حضور تو فردا نمی شود
ازشعرهاي مريم حيدرزاده
نوشته شده توسط اسماعیل احمدیان در سه شنبه چهاردهم اسفند 1386 ساعت 9:39 قبل از ظهر |
لینک ثابت |
خیلی سخته
خیلی سخته چیزی رو که تا دیشب بود یادگاری
صبح بلند شی و ببینی که دیگه دوسش نداری
خیلی سخته که نباشه هیچ جایی برای آشتی
بی وفا شه اون کسی که جونتو واسش گذاشتی
خیلی سخته تو زمستون غم بشینه روی برفا
می سوزونه گاهی قلب و زهر تلخ بعضی حرفا
خیلی سخته اون کسی که اومد و کردت دیوونه
هوساش وقتی تموم شد بگه پیشت نمی مونه
خیلی سخته اگر عمر جادوی شعرت تموم شه
نکنه چیزی که ریختی پای عشق اون حروم شه
خیلی سخته اون که می گفت واسه چشات می میره
بره و دیگه سراغی از تو ونگات نگیره
خیلی سخته تا یه روزی حرفهای اون باورت شه
نکنه یه روز ندامت راه تلخ آخرت شه
خیلی سخته که عزیزی یه شب عازم سفر شه
تازه فردای همون روز دوست عاشقش خبر شه
خیلی سخته بی بهونه میوه های کال رو چیدن
بخدا کم غصه ای نیست چن روزی تو رو ندیدن
خیلی سخته که دلی رو با نگات دزدیده باشی
وسط راه اما از عشق یه کمی ترسیده باشی
خیلی سخته که بدونه واسه چیزی نگرانی
از خودت می پرسی یعنی می شه اون بره زمانی؟
خیلی سخته توی پاییز با غریبی آشنا شی
اما وقتی که بهار شد یه جوری ازش جدا شی
خیلی سخته یه غریبه به دلت یه وقت بشینه
بعد به اون بگی که چشمات نمی خواد اون رو ببینه
خیلی سخته که ببینیش توی یک فصل طلایی
کاش مجازات بدی داشت توی قانون بی وفایی
خیلی سخته که ببینی کسی عاشقیش دروغه
چقدر از گریه اون شب چشم تو سرش شلوغه
خیلی سخته و قشنگه آشنایی زیر بارون
اگه چتر نداشته باشی توی دستا هردوتاشون
خیلی سخته تا همیشه پای وعده ها نشستن
چقدر قشنگه اما واسه ی کسی شکستن
خیلی سخته واسه ی اون بشکنه یه روز غرورت
اون نخواد ولی بمونه همیشه سنگ صبورت
خیلی سخته بودن تو واسه ی اون بشه عادت
دیگه بوسیدن دستات واسه اون نشه عبادت
خیلی سخته چشمای تو واسه ی اون کسی خیسه
که پیام داده یه عمر واسه تو نمی نویسه
خیلی سخته که دل تو نکنه قصد تلافی
تا که بین دو پرستو نباشه هیچ اختلافی
خیلی سخته اونکه دیروز تو واسش یه رویا بودی
از یادش رفته که واسش تو تموم دنیا بودی
خیلی سخته بری یک شب واسه چیدن ستاره
ولی تا رسیدی اونجا ببینی روز شد دوباره
ازشعرهاي مريم حيدرزاده
نوشته شده توسط اسماعیل احمدیان در سه شنبه چهاردهم اسفند 1386 ساعت 9:37 قبل از ظهر |
لینک ثابت |
وقتی رفتم
هیچکی از رفتن من غصه نخورد
هیچکی با موندن من شاد نشد
وقتی رفتم کسی قلبش نگرفت
بغض هیچ آدمی فریاد نشد
وقتی رفتم کسی غصش نگرفت
وقتی رفتم کسی بدرقم نکرد
دل من میخواست تلافی بکنه
پس چشه هیچ کسی عاشقم نکرد
وقتی رفتم نه که بارون نگرفت
هوا صاف و خیلی هم آفتابی بود
اگه شب میرفتم و خورشید نبود
آسمون خوب میدونم مهتابی بود
دم رفتن کسی گفت سفر بخیر
که واسم غریب و نا شناخته بود
اما اون وقتی رسید که قلب من
همه آرزوهاشو باخته بود
چهره هیچ کسی پژمرده نبود
گلا اما همه پژمرده بودن
کسائیکه واسشون مهم بودم
همه شاید یه جوری مرده بودن
وقتی رفتم کسی غصش نگرفت
وقتی رفتم کسی بدرقم نکرد
دل من میخواست تلافی بکنه
پس چشه هیچ کسی عاشقم نکرد
از شعرهاي مريم حيدرزاده
نوشته شده توسط اسماعیل احمدیان در سه شنبه چهاردهم اسفند 1386 ساعت 9:33 قبل از ظهر |
لینک ثابت |