تبليغاتX
اسماعیل احمدیان

از آن لحظه  كه آمدي ورفتي

دگر خود را گم كردم  ودل را رسوا

وچه سود گر بگويمت؟

كه شام تا سحر نخفته ام

ويا اگر دمي به خواب رفته ام

ترا به خواب ديده ام

چه سود گر بگويمت ؟

كه بي تو با خيال تو

به مي پناه برده ام

ونقش آن دو چشم قصه گو

به جام پر شراب ديده ام

چه سود گر بگويمت

كه دوريت چو شعله هاي تند تب

به خرمن وجود من

شراره هاي درد ميزند

ومن درون آن زبانه ها

بناي اين دل رميده را

زبن خراب ديده ام

چه سود گر بگويمت

كه بي توكيستم وچيستم

كه بحر پر خروش من تويي

وساحل صبور وبي فغان منم

ومن درون موجهاي سركشت

تمام هستي ووجود خويش را

چو يك حباب ديده ام

چه سود گر بگويمت؟

كه من ز دوري  تو هر نفس

چو شمع آب مي شوم

واشكهاي گرم من

به دامن شب سياه مي چكد

ومن ميان قطره هاي چون بلور آن

محبت تو را چو نقش سرد آرزو

به روي آب ديده ام

چه سود گر بگويمت

ترا به خواب ديده ام

تو غافلي ومن تمام مي شوم

وديدگان پر راز من

هزار بار گفته با دلم

كه من سراب ديده ام

 

نوشته شده توسط اسماعیل احمدیان در دوشنبه بیست و پنجم آذر 1387 ساعت 9:24 قبل از ظهر | لینک ثابت |


كيستي ؟معشوق ديرين مني
كيستي؟ روياي شيرين مني
اين تويي آن كس كه بندي بسته ام
از نگاه او به قلب خسته ام
آن كه رنجوريم رنجوريش بود
وآنكه خاموشيم مهجوريش بود
آن كه مي خواند از نگاهم راز دل
وز لب خاموش من آواز دل
آن كه جان من به جانش بسته بود
غير من از عالمي بگسسته بود


اين تويي آن كس كه شب هاي دراز
با دل پر مهر من مي گفت راز
آن كه بي من غير من فكري نداشت
آن كه جز نام من ذكري نداشت
هستي من بود ومستي بخش من
روح وجان ما يكي بود ودو تن
گر لب من لحظه اي خاموش بود
سينة پر مهر او در جوش بود
كيستي درياي گوهر زاي من
كيستي در عاشقي رسوايي من
نازنينم از دوري ننگ داشت
كي درون سينه قلبي سنگ داشت

نوشته شده توسط اسماعیل احمدیان در یکشنبه بیست و چهارم آذر 1387 ساعت 9:4 قبل از ظهر | لینک ثابت |

باز با من سخن از عشق بگو
اي سراپا همه خوبي وصفا
به خدا محتاجم
من چو ماهي كه زدريا دور است
وشن گرم كنار ساحل
پيكرش را گور است
موج اميد ووفا مي خواهم
من ترا مي خواهم

من ترا مي خواهم اي دريا
اي به ظاهر همه تندي همه خشم
وبه دل
گرم وآرام وپر از شور حيات
من چو گل كه به اشك شب ولبخند سحر محتاجست
به تو روشنگر جان محتاجم
به تو همچون خورشيد وبه هر قصة عشق كه بگويي با دل
چو هوا محتاجم

به تو چون سرو بلند
كه بر آن ساقة نيلوفر نازك پيچد
همچو آن پيچك لرزندة خرد
تارهاي از وفا مي پيچم
تا جدا هيچ نگردي از من
با تو مي مانم در باغ وجود
با تو مي ميرم اي بود ونبود
من به تو محتاجم
به محبت به وفا محتاجم

نوشته شده توسط اسماعیل احمدیان در یکشنبه بیست و چهارم آذر 1387 ساعت 9:2 قبل از ظهر | لینک ثابت |


اي به قهر از كنار من رفته
جز تو دگر مرا پناهي نيست
جز محبت كه سخت ارزان است
دل ديوانه را گناهي نيست


 

 

به كجا مي روي كه هستي من
بستة آن نگاه ولبخند است
به كجا مي روي كه رشتة عمر
به وجود تويي آشنا بند است


 

 

نغمه سر كن دوباره با دل من
كه صداي تو ساز غمگين است
اي به قهر از كنار من رفته
آرزوي تو نيز شيرين است


 

 

باز گرد اي تمام اميدم
بي تو ساز شكسته را مانم
بي تو وآسمان چشمانت
مرغك بال بسته را مانم


 

 

دل گر كه بي من آرام است
در دل من خروش طوفان است
در سكوت نگاه غمگينم
قصه هاي نگفته پنهان است

نوشته شده توسط اسماعیل احمدیان در شنبه بیست و سوم آذر 1387 ساعت 10:28 قبل از ظهر | لینک ثابت |

از من اي هستي من دور مشو
مي من مستي من دور مشو
رشته عمر مني جان مني
عشق من دين من ايمان مني
تار وپود دل بيمار تويي
خواب وبيداري وپندار تويي
نقش بستي به وجودم با خون
كي روي از دل رسوا بيرون
دل بريدم زهمه خلق جهان
به تو پيوسته ام اي مايه جان
دل تو از چه حقيقت بين نيست
به خدا رسم محبت اين نيست
گر چه همچون خم مي در جوشم
خون دل مي خورم وخاموشم
نور خورشيدي ومن اشك شبم
تا بتابي به تنم جان بر لبم
نيستي ليك به همراه مني
قطره اشك مني آه مني


 

 

پس مرا يكه وتنها مگذار
مست وافتاده واز پا مگذار
رشتة مهر تو شد زنجيرم
گر جدا از تو شوم مي ميرم


 

نوشته شده توسط اسماعیل احمدیان در شنبه بیست و سوم آذر 1387 ساعت 10:22 قبل از ظهر | لینک ثابت |

 بي تو طوفانزده دشت جنونم
صيد افتاده به خونم
تو چسان مي گذري غافل از اندوه درونم

 


بي من از كوچه گذر كردي ورفتي
بي من از شهر سفر كردي ورفتي
قطره اي اشك درخشيد به چشمان سياهم
تا خم كوچه به دنبال تو لغزيد نگاهم
تو نديدي

 

نگهت هيچ نيفتاد به راهي كه گذشتي
چون در خانه ببستم
دگر از پاي نشستم
گوئيا زلزله آمد
گوئيا خانه فرو ريخت سر من

 

بي تو من در همه شهر غريبم
بي تو كس نشنود از اين دل بشكسته صدايي
بر نخيزد دگر از مرغك پر بسته نوايي
تو همه بود ونبودي
تو همه شعر وسرودي
چه گريزي ز بر من؟
كه ز كويت نگريزم
گر بميرم زغم دل
به تو هرگز نستيزم
من ويك لحظه جدايي
نتوانم نتوانم
بي تو من زنده نمانم

نوشته شده توسط اسماعیل احمدیان در دوشنبه هجدهم آذر 1387 ساعت 10:58 قبل از ظهر | لینک ثابت |

تويي اينجا پيش چشمم يا دارم آفتاب مي بينم
توي اون چشمهاي شوخت دوتا آفتاب مي بينم
كه به تاريكي شب هاي سياهم مي تابه
به نگاهم مي تابه
منو افسون مي كنه
زدلم حسرتو بيرون مي كنه
خون به سرعت توي رگهام
مث جوهاي پر آب
نقش هستي مي زنه
شور مستي مي زنه
ميون سرماي بهمن به زمستون دلم
دوتا آفتاب مي تابه
توي دشت دل افسردة من
مي شكافن پوشش غم را دونه ها
دونه شادي واميد وصفا
همه جا غرق گل وسبزه مي شه
سر ميارن بيرون از خاك پونه ها
پيش خورشيد نگاهت
توي اون مردمك ها
مثل يه ذره ميشه نقش من
كه مي رقصه تو فضا
تو بخند
كه بمان
تو بگو
كه بمير
منم امروز به دام تو اسير
از نگاهم ديگه آفتاب نگاهت را مگير

نوشته شده توسط اسماعیل احمدیان در دوشنبه هجدهم آذر 1387 ساعت 10:50 قبل از ظهر | لینک ثابت |

آه ای مطلع صبح

کاش می شد که دل خسته من

زندگی را زنو آغاز کند

چشم دیگر به جهان باز کند

دل نگنجد به برم

سینه تنگ است دریغا قفس است

کاش می شد که رهی باز کند بگشاید پر وپرواز کند

ای پرستوها ای چلچله ها

کاش می شد که به همراه شما

بپرم تا لب کشت بپرم سوی بهشت

خالی از حسرت وناکامی ها بی سرانجامی ها

دور از این

چهره های همه آلوده به رنگ

رنگ پاکی وصفا

وبه باطن دل ها همه سرد

همه خاموش وسیاه

سینه های همه لبریز ریا

آه ای سنگ صبور

کاش در دل من صبر تو بود

کاش می شد که تحمل کنم این مردم را

زندگی چیست مگر؟

زندگی زندانست

ودر آن

زنده بودن بی عشق بی شوق

زنده بودن تهی از شور حیات

خیمه شب بازی بس مسخره ای است

در دل یک زندان

آه بازیچه شدن

چه غم جانکاهی است

نوشته شده توسط اسماعیل احمدیان در یکشنبه هفدهم آذر 1387 ساعت 11:10 قبل از ظهر | لینک ثابت |


اي خوبتر از گل
اي پاكتر از قطره شبنم
اي دل به تو محتاج
من جز تو نخواهم زدو عالم
دل در تب سنگين خمار است

 اي دوست

 بهار است

جز چشم تو هر چشمه سراب است
كيفيت چشمان تو چون جام شراب است
اي چشم تو سرچشمه خورشيد
يك دم نگهم كن

 

صياد من اي آن كه به دام تو اسيرم
بگذار كه از پاي بيفتم
مستانه بميرم

اي هستيم از تو ارزنده چه دارم كه به پاي تو بريزم؟
در كوي وفايت چه كنم گر ندهم جان
گر سر ندهم بر سر پيمان
اي واي به من گر كه به محشر
پرسند چه كردي؟در راه محبت
آخر چه بگويم؟از فرط خجالت؟

نوشته شده توسط اسماعیل احمدیان در یکشنبه هفدهم آذر 1387 ساعت 10:45 قبل از ظهر | لینک ثابت |

تو آنجا من اينجا
اسير وپاي در بند
تو آنجا من اينجا
دو مجنون وگرفتار
دو در ظاهر سلامت
ولي در سينه بيمار


تو آنجا
مرا مي جويي اما جز هوا نيست
به جاي پيكر من در بر تو
به نرمي مي گشايي شعرهايم
كه پيچد عطر من در بستر تو
صداي پاي من مي ايد از دور
كه پر مي گيرم از هر جا به سويت
تو مي بيني نگاه خسته ام را
كه مي لغزد به رويت


تو آنجا من اينجا
من اينجا در دل جمع ولي محزون وتنها
از اين عالم ترا مي خواهم وبس
ترا ديوانه عشق
ترا بيگانه از هر آشنايي
ترا مست از مي ديوانگي ها
ترا اي هستي من
ترا اي شور وحال مستي من
ترا اي خوانده درس مهرباني
ترا اي زندگاني

نوشته شده توسط اسماعیل احمدیان در یکشنبه هفدهم آذر 1387 ساعت 10:36 قبل از ظهر | لینک ثابت |
 

اول از همه اینکه، زیبایی همیشه از درون افراد نشات می گیرد. بهترین راه برای زیبا شدن، طبیعی به نظر آمدن است اما ایده ها و راه هایی هم هست که به آن کمک می کند. لازم نیست برای زیبا دیده شدن حتماً چشمتان را در سایه و گونه هایتان را در رژگونه غرق کنید. این مقاله به شما نشان می دهد که چطور سایه ها و شکل های طبیعی صورتتان را زیباتر نشان دهید تا هم اعتماد به نفستان بالا رود و هم زیبایی طبیعی داشته باشید. اعتماد به نفس زیباترین ویژگی در دنیاست. اندامتان را صاف و سرتان را بالا نگه دارید چون این حالت احساسی در شما ایجاد میکند که بدانید که هستید، چه می خواهید و چطور باید از زندگی لذت ببرید.

مراحل

1. لبخند بزنید. اگر هر از گاهی لبخند بزنید، باعث می شود هم احساس بهتری نسبت به خودتان پیدا کنید و به دیگران این احساس مثبت را منتقل کنید. حتی می توانید جلوی آینه لبخند زدن را تمرین کنید. این می تواند شروع بسیار خوبی برای روزتان باشد و حال و هوایتان را بهتر کند. اما همیشه به یاد داشته باشید که برای تکمیل زیبایی لبخندتان باید دندانهایتان را خوب مسواک کنید.

2. مراقب پوستتان باشید. با یک کرم مرطوب کننده که SPF آن حداقل 15 باشد، پوستتان را پاکیزه و مرطوب نگه دارید. بیشتر از سه بار در هفته روی صورتتان لیف نکشید چون ممکن است پوستتان را اذیت کند مخصوصاً اگر روی پوستتان جوش داشته باشید. برای آنها که پوست مرطوب دارند، استفاده از ماسک می تواند به از بین بردن روغن اضافی پوست کمک کند. البته این ماسک ها را هم بیشتر از یکبار در هفته استفاده نکنید.

3. لایه برداری پوست، یعنی برداشتن لایه کهنه و مرده پوست، می تواند کمک کننده باشد. لایه برداری می تواند آسیب های ناشی از جوش و آکنه پوست را کاهش دهد اما اگر روی پوستتان جوش دارید، بهتر است که از متخصص پوست هم کمک بگیرید.

4. با کمتر کردن آرایش صورتتان، زیبایی طبیعی تابستانی را به پوستتان ببخشید. آرایش برای تقویت شکل و ترکیب صورت شماست نه برای پوشانیدن آن. برای چشمانتان حتماً از خط چشم استفاده کنید چون به چشمانتان شکل می دهد. برای روز از رنگ ها و سایه های جیغ استفاده نکنید اما استفاده از این رنگ ها برای شب اشکالی ندارد. اگر روی صورتتان جوش دارید، برای درمان آن از محصولاتی که پوستتان را بیش از حد خشک می کند استفاده نکنید.

- لباسهایی انتخاب کنید که اندامتان را متناسب تر نشان دهد. پوشیدن لباسهای خیلی لختی هم همیشه خوب نیست چون باعث می شود دیگران فکر زیاد خوبی درموردتان نکنند.

- می توانید لباسهایی انتخاب کنید که هم جذاب و در عین حال سنگین به نظر بیایید. یک شلوار جین یا دامن با یک بلوز زیبا بسیار متناسب به نظر خواهد آمد. البته دقت کنید که کفشهایتان هم حتماً باید با لباستان ست باشد.

5. با لوازم جانبی و زینتی ظاهرتان را چشمگیرتر کنید. اما دقت کنید که زیاد هم در این زمینه افراط نکنید. یک هدبند، تل یا گردن بند کافی است. یادتان باشد هرچه کمتر، بهتر.

- لباسهایی بخرید که اندامتان را لاغرتر و متناسب تر نشان دهد.

6. مراقب موهایتان باشید. به طور منظم موهایتان را کوپ کنید و همیشه دنبال مدل ها و رنگ هایی برای موهایتان باشید که به شکل صورت و نوع موهایتان بیاید.

- همیشه موهایتان را شانه کنید اما نه بیش از اندازه. مدل موی صاف و فر هر دو را برای خود امتحان کنید.

- اگر قصد رنگ کردن موهایتان را دارید، دقت کنید که رنگ مورد نظرتان حتماً به رنگ پوستتان بیاید. سعی کنید فقط تا یک تا دو سایه روشنتر یا تیره تر از رنگ طبیعی موهایتان پیش روید.

7. صاف بایستید. اینکار نشان می دهد که به خودتان احترام می گذارید و همه هم دنبالتان خواهند بود. علاوه بر این برآمدگی های اضافی بدنتان را هم کمتر نشان می دهد. طرز ایستادن و نشستن اهمیت زیادی دارد و می تواند به جذابیتتان اضافه کند.

8. اهمیت زیبایی درونتان را درک کنید. آدم های زیبا در دنیا زیاد هستند اما زیبایی خیلی متداول است. بعد از حرف زدن با چند نفر از آنها متوجه می شوید که این آدم ها زیاد هم زیبا نیستند. رفتار بد با دیگران ممکن است درون آنها را خیلی زشت هم نشان دهد و باعث شود دیگران دیگر اهمیت چندانی به زیبایی بیرونشان هم نشان ندهند.

- پس یادتان باشد اگر با دیگران بد رفتار کنید، همه آرایشهای دنیا هم نخواهد توانست زیبا نشانتان دهد.

- به خودتان و دیگران احترام بگذارید و خواهید دید که چه حس خوبی پیدا میکنید.

9.  احساس خوبی نسبت به خودتان داشته باشید. وقتی حستان به خودتان خوب باشد، ظاهرتان هم خوب خواهد شد. پس اعتماد به نفس داشته باشید.

- مردم به سمت کسانیکه به خودشان احترام می گذارند جذب می شوند و با آنها راحت هستند. دوست داشتن و احترام گذاشتن به خودتان به معنی خودخواهی و خودبینی شما نیست. فقط به دیگران نشان می دهد که از ظاهر خودتان راضی و خوشحال هستید.

- خودتان باشید، با دیگران گرم و دوستانه برخورد کنید و احساس خوبی پیدا کنید. مطمئن باشید که خیلی زود همه این را متوجه می شوند.

10. اگر دوستانتان تحسینتان کردند، سعی نکنید آنها را منفی کنید، تحسین و تمجید اطرافیان را بپذیرید و از آن برای بالا بردن اعتماد به نفستان استفاده کنید. یک تشکر کردن مودبانه خیلی بهتر از پایین آوردن خودتان است.

11. ورزش کنید. همه کسی را که به خودش احترام می گذارد و مراقب بدن خود است را دوست دارند. خوب به نظر رسیدن فقط به آرایش و لباس محدود نمی شود، سالم بودن و داشتن احساسی خوب نسبت به خود هم بخشی از آن است.

- حداقل نیم تا یک ساعت در روز وقتتان را به ورزش اختصاص دهید و روزانه 8 لیوان آب بنوشید. آب درخشش زیبایی به پوستتان می دهد.

- اگر وقت برای باشگاه رفتن ندارید، حداقل 40 دقیقه در روز –در فواصل استراحت های 20 دقیقه ای بین کار هم که شده—را به پیاده روی تند اختصاص دهید.

- هر ورزشی که دوست داشته باشید خوب است اگر هم ورزشی را تابه حال امتحان نکرده اید، یکی را انتخاب کنید که با شرایطتان جور باشد.

12. خواب کافی داشته باشید. این به شما کمک می کند همیشه بهترین ظاهر را داشته باشید و داشتن یک الگوی منظم برای خواب باعث می شود هر روز سرحال و سرزنده از خواب بیدار شوید و روز خوبی داشته باشید.

13. هر روز بدنتان را برس بکشید. یک برس با موی پلاستیکی یا موی طبیعی برداشته و دایره وار روی بدنتان بکشید. از پاها شروع کنید و بالا تا سینه پیش روید. اینکار پوستتان را سفت کرده، سلولیت را برطرف نموده و پوست های مرده را از بین برده و درخشش خوبی به پوستتان می دهد. بهتر است اینکار را صبحها انجام دهید چون سرحال ترتان می کند. یادتان باشد اینکار را حتماً روی پوست خشک انجام دهید.

14. بهداشتن دندانها را رعایت کنید. بعد از هر غذا دندانهایتان را مسواک کنید و روزی دوبار از نخ دندان استفاده کنید و یادتان باشد هرچه بیشتر مسواک بزنید، بهتر است.

- البته دقت کنید که مسواک را سفت روی دندانها نکشید. ممکن است فکر کنید اینطوری دندانهایتان بهتر تمیز می شوند اما فقط به آنها آسیب می رساند.

- حتماً بعد از گذشت 10 دقیقه از خوردن غذا مسواک کنید چون باعث می شود به مینای دندان آسیب برسد و اگر وقت برای صبر کردن ندارید، فقط دهانتان را با آب خالی بشویید.

- دندانهایتان را سفید کنید. همه با دندانهای سفید و تمیز زیباتر به نظر می رسند. و خرید سفیدکننده های دندان هم چندان برایتان گران تمام نمی شود. همچنین موقع مسواک کردن دندانها حتماً لثه ها، زبان و سقف دهانتان را هم مسواک بکشید.

15. شاخص حجم بدن (BMI) خود را اندازه گیری کنید. اینکار به شما کمک می کند وزن سالم خود را بدانید و دیگر وزن خود را با دیگران مقایسه نکنید.

16. موهای زائد بدن و صورت را از بین ببرید. موهای زائد بدن و صورتتان را به طور منظم با هر روشی که برایتان مقدور است، از بین ببرید.

17. با چشمانتان هم لبخند بزنید. چشمها دریچه روح هستند. پس وقتی با چشمانتان بخندید مردم بلافاصله جذبتان می شوند.

18. با محصولات خاص، موهایتان را براق و درخشان نگه دارید.

نکات

·      به مقدار کافی آب بنوشید. از موادغذایی سالم و مغذی مثل ماهی، میوه ها و سبزیجات و غلات کامل استفاده کنید. این مواد به درخشندگی پوستتان کمک می کنند.

·      اگر پوستتان مستعد جوش است از بخار روغن درخت چای استفاده کنید. این بخار منافذ پوستتان را باز کرده و این روغن به از بین بردن جوش ها کمک می کند.

·      بعد از استفاده از بخورهای صورت یا سونا از تمیزکننده پوستی مناسب با نوع پوست خود استفاده کنید. پس از شستشوی پوستتان، یک مرطوب کننده بدون روغن روی آن بمالید. بااینکه ممکن است به خاطر سن پایینتان به نظرتان مسخره بیاید از کرم های ضد چروک استفاده کنید. این کرم ها به پوستتان درخشندگی خاصی می دهد و استفاده مداوم از آن از بروز چروک جلوگیری می کند.

·      استفاده از مومک برای برداشتن موهای بدن بهترین روش است. بهتر است اینکار را در سالن های آرایشی انجام دهید اما به هیچ وجه برای پوست صورتتان از این روش بهره نگیرید. چون پوست صورت بسیار حساس است. بند انداختن برای پوست صورت بهترین روش است.

·      از اسپری، دئودورانت یا لوسیون برای پوستتان استفاده کنید. بااینکه جای دوش گرفتن را نمی گیرد اما باعث می شود دیگران از کنار شما بودن لذت ببرند.

·      یک آرایشگر خوب برای خودتان انتخاب کنید. ممکن است مجبور شوید پول بیشتری بپردازید اما ارزشش را دارد. اگر مطمئن نیستید که چه مدل مویی به شما بیشتر می آید، از آرایشگرتان کمک بگیرید.

·      روی رژلبتان برق لب بزنید.

·      ناخن هایتان را همیشه زیبا و مرتب نگه دارید. حداقل هفته ای دوبار نزد مانیکوریست بروید و اگر از عهده هزینه آن برنمی آیید، خودتان اینکار را یاد بگیرید. انجام فرنچ مانیکور آنقدرها هم که فکر می کنید سخت نیست. ناخن های پاها را هم فراموش نکنید.

·      همیشه موهایتان را تمیز نگه دارید. بااستفاده از شامپوی مناسب موهایتان را درخشان و سالم نگهدارید. اگر موهایتان وز دارد، حتماً از نرم کننده و حالت دهنده و ضد وز برای موهایتان ساتفاده کنید. اگر وقت ندارید که هر روز صبح موهایتان را بشویید، شب قبل آنها را شسته و کار درست کردن را برای صبح بگذارید.

·      وقتی شب موهایتان را می شویید، در همان حالت که خیس هستند آنها را ببافید. اینکار باعث می شود صبح که موهایتان را باز کنید، حالت زیبایی پیدا کند و درست کردن آن آسانتر شود. مدل هایی را برای درست کردن موهایتان انتخاب کنید که با شکل و فرم صورتتان جور باشد.

·      از عطری استفاده کنید که بهترین احساس را در شما ایجاد میکند. همچنین می توانید از لوسیون بدن استفاده کنید. البته دقت کنید که بیش از اندازه عطر به خودتان نزنید. کمی از عطرتان را روی یکی از مچ ها زده، آن مچ را به مچ دیگرتان بمالید و بعد روی بازوها و گردنتان بمالید.

·      مراقب لبهایتان باشید. از رژ لب های خوب و حتماً از برق لب استفاده کنید.

·      کفش های پاشنه بلند پاهایتان را فوق العاده نشان می دهند.

·      به خودتان در آینه نگاه کنید. بهترین ویژگیتان چیست؟ پاها؟ موها؟ دهانتان؟ شانه هایتان؟ ببینید چطور می توانید این ویژگی را برجسته تر کنید. مثلاً اگر موهای زیبایی دارید، هر یک روز در میان آنرا بشویید تا براقتر و زیباتر به نظر برسند.

·      آنها که پاهای بلند و زیبایی دارند، حتماً به دقت همیشه آنها را اپیلاسیون کنند تا بتوانند با پوشیدن دامن یا شلوارکهای زیبا آنها را برجسته تر نشان دهند. آنها که شانه ها و استخوان بندی زیبایی دارند می توانند از تاپ ها و بلوزهایی استفاده کنند که زیبایی اندامشان را بیشتر جلوه گر کند.

·      هر شب یک حمام طولانی اما نه خیلی داغ بکنید. اینکار به ریلکس کردنتان کمک می کند.

·      هروقت که از وضعیت ظاهرتان ناراحت و غصه دار شدید، با چند نفر از دوستانتان برای شام بیرون بروید و با آنها دردودل کنید.

·      اگر از درون شاد و خوشحال باشید، به بیرونتان هم منتقل خواهد شد. کارهایی انجام دهید که از آن لذت می برید، به کنسرت بروید، کفش بنفش بپوشید، با حیوانات بازی کنید و ....

·      اعتماد به نفس یکی از جذابترین ترین چیزها در دنیاست. جسور باشید. پشتتان را صاف و سرتان را بالا نگه دارید. این حالت نشان می دهد که می دانید که هستید، چه می خواهید و کجا می روید. برای چشمهایتان از سایه های متفاوت و متنوع استفاده کنید. دکوراسیون اتاقتان را هر از گاهی تغییر دهید. با غریبه ها حرف بزنید. پر رو باشید اما نه بی ادب، محدوده خود را بشناسید. مطمئن باشید که زیبایید.

·      خودتان باشید. بر حسادت خود و مقایسه کردن خود با دیگران غلبه کنید. ببینید چه چیز باعث می شود که دیگران اینقدر خوب به نظر برسند. ببینید چطور می توانند حواس همه را به نقاط مثبت خود جلب کنند و با این روش نقاط منفی خود را بپوشانند.

·      اگر پوستتان بی عیب و هیکلتان زیبا نیست نگران نباشید. زیبایی به شکل ها و اندازه های مختلف می آید. و یادتان باشد زیبایی واقعی همان زیبایی درونی است.

·      ابروهایی که شکل طبیعی داشته باشند همیشه زیباتر هستند اما دقت کنید که ابروهایتان را حتماً دست یک متخصص خبره بسپارید.

·      اگر سنتان پایین است، از رنگ های شادتر استفاده کنید.

·      وانمود نکنید کسی هسیتید که واقعاً نیستید. خودتان بودن همیشه بهترین کار است. وقتی به خودتان در آینه نگاه میکنید، ببینید که چقدر زیبا هستید. اینکار اعتماد به نفس بیشتری به شما می دهد.

·      زیبا بودن در درون همه دخترهاست. این شمایید که باید آمادگی نشان دادن آن را داشته باشید.

·      همچنین یادتان باشد که باید همیشه زیبا به نظر برسید، نه فقط برای پسرها.

هشدارها

·      در آرایش کردن افراط نکنید. آرایش نکردن به شما نشان می دهد که بدون آن هم زیبا هستید و چندان به آن نیاز ندارید.

·      یادتان باشد که یک لبخند زیبا بهترین دارایی شماست، پس مراقب دندانهایتان باشید و مرتب نزد دندانپزشک بروید.

·      همیشه درمورد اینکه آیا لازم است در همه قسمت های صورت آرایش داشته باشید یا نه خوب فکر کنید.

·      هیچوقت به خاطر ظاهرتان کارهایی که از آن لذت می برید را کنار نگذارید. لزومی ندارد چون هر روز موهایتان را صاف میکنید دیگر شیرینی نپزید.

·      هیچوقت موی بالای لبتان را با تیغ اصلاح نکنید. بند انداختن یا استفاده از موبر برای آن بهتر است.

·      مصرف مشروبات الکلی یا موادمخدر به هیچ وجه به زیباتر کردن شما کمک نمی کند. درواقع در طول زمان، دقیقاً نتیجه عکس روی شما خواهد داشت.

·      اینکه مثل زن های هرزه به نظر برسید زیبایتان نمی کند. فقط شان شما را تا حد آن افراد پایین می آورد. بنا بر سنتان لباس بپوشید. هات و سکسی بودن همه چیز زندگی نیست.

·      به توجه مردان سن بالا ارزش بگذارید اما محتاط باشید. یادتان باشد که آنها تجربه بیشتری دارند، خودشان را می شناسند و اعتماد به نفسشان بالاست. از طرف دیگر، بهتر هم می توانند از شما سوء استفاده کنند پس حسابی مراقب باشید.

·      زیبایی یک نفر، یک هنر ساده مثل نقاشی یا مجسمه سازی نیست. اگر انسانیت، شجاعت، اعتماد به نفس و شوخ طبعی در چشمانتان بدرخشد، زیباتر به نظر خواهید آمد. پس قلب پاک، روح دلیر و همه خصوصیات مثبت خود را به نمایش بگذارید.

·      هیچوقت خودتان را به پسرها نیندازید (آویزان آنها نشوید).

چیزهایی که به آن نیاز دارید:

·      یک کرم مرطوب کننده مناسب با پوستتان

·      یک شامپو و نرم کننده مناسب با نوع موهایتان

·      محصولات مربوط به مو برای از بین بردن وز کردن مو، خشکی مو و امثال این.

·      موچین و قیچی

·      مو بر

·      لیف یا محصولات مخصوص لایه برداری پوست

·      محصولات مربوط به مراقبت از پوست مناسب با نوع پوستتان

·      اعتماد به نفس

·      میوه و سبزیجات روزانه

·      لباسهای زیبا

·      ریمل

·      برق لب

·      لبخند

نوشته شده توسط اسماعیل احمدیان در سه شنبه دوازدهم آذر 1387 ساعت 6:10 بعد از ظهر | لینک ثابت |

شنبه: زنم براي يک هفته به ديدن مادرش رفته و من و پسرم لحظاتي عالي را خواهيم گذراند. يک هفته تنها . عاليه. اول از همه بايد يک برنامه هفتگي درست و حسابي تنظيم کنم. اينطوري ميدونم که چه ساعتي بايد از خواب بيدار بشم و چه مدتي را در رختخواب و چقدر وقت براي پختن غذا توي آشپزخانه صرف ميکنم. همه چيز را به خوبي محاسبه کرده ام. وقت براي شستن ظرفها، مرتب کردن خانه و خريد کردن و همه روي کاغذ نوشته شده است. چقدر هم وقت آزاد برايم ميماند. چرا زنها آنقدر از دست اين کارهاي جزيي و ساده شکايت دارند. درحالي که به اين راحتي همه را ميشود انجام داد . فقط به يک برنامه ريزي صحيح احتياج است. براي شام هم من و پسرم استيک داريم. پس روميزي قشنگي پهن کردم و بشقابهاي قشنگي چيدم و شمع و يک دسته گل رز روي ميز نهادم تا محيطي صميمانه به وجود آورم. مدتها بود که آنقدر احساس راحتي نکرده بودم.

يکشنبه: بايد تغييرات مختصري در برنامه ام بدهم. به پسرم متذکر شدم که هرروز جشن نميگيرم و لازم هم نيست که آنقدر ظرف کثيف کنيم چون کسي که بايد ظرفها را بشويد منم نه او! صبح منوجه شدم که آب پرتقال طبيعي چقدر زحمت دارد چون هربار بايد آبميوه گيري را شست بهتر اين است که هر دو روز يکبار آب پرتقال بگيريم که ظرف کمنري بشويم.



دوشنبه: انگار کارهاي خانه بيشتر از آنچه که پيش بيني کرده بودم وقت ميگيرد. راه ديگري بايد پيدا کنم. ازاين پس فقط غذاهاي آماده مصرف ميکنم. اينطوري وقت زيادي در آشپزخانه صرف نميکنم. نبايد که وقت آماده کردن و طبخ غذا بيش از زماني باشد که صرف خوردن آن ميکنيم. اما هنوز يک مشکل باقيست: اتاق خواب. مرتب کردن رختخواب خيلي پيچيده است. نميدانم اصلا چرا بايد هرروز تختخواب را مرتب کرد؟ درحالي که شب باز هم توي آن ميخوابيم!!

سه شنبه: ديگر آب پرتقال نميگيرم. ميوه به اين کوچکي و قشنگي چقدر همه جا را کثيف و نامرتب ميکند! زنده باد آب پرتقالهاي آماده و حاضري!! اصلا زنده باد همه غذاهاي حاضري!
کشف اول: امروز بالاخره فهميدم چه جوري از توي تخت بيرون بيايم بدون اينکه لحاف را به هم يزنم. اينطوري فقط صاف و مرتبش ميکنم. البته با کمي تمرين خيلي زود ياد گرفتم. ديگر در تخت غلت هم نميزنم.. پشتم کمي درد گرفته که با يک دوش آب گرم بهتر خواهد شد. ازاين پس هر روز صورتم را نمي تراشم و وقت گرانبهايم را هدر نميدهم.

کشف دوم: ظرف شستن دارد ديوانه ام ميکند.عجب کار بيخودي است! هربار بشقابهاي تميز را کثيف کنيم و بعد آن را بشوييم.

کشف سوم: فقط هفته اي يکبار جارو ميزنم. براي صبحانه و شام هم سوسيس و کالباس مي خوريم.


چهارشنبه: ديگر آب ميوه نمي خوريم. بسته هاي آب ميوه خيلي سنگينند و حملشان خيلي مشکل است.

کشف ديگر: خوردن سوسيس براي صبحانه عاليست. براي ظهر بد نيست اما براي شام ديگر از حلقم بيرون ميزند. اگر مردي بيش از دو روز سوسيس بخورد احتمالا دچار تهوع خواهد شد!!


پنجشنبه: اصلا چرا بايد موقع خوابيدن لباسم را بکنم در حالي که فردا صبح باز بايد آن را بپوشم؟!!! ترجيح ميدهم به جاي زماني که صرف اين کار ميکنم کمي استراحت کنم. از پتو هم ديگر استفاده نميکنم تا تختم مرتب بماند.
پسرم همه جا را کثيف کرده . کلي دعوايش کردم. آخر مگر من مستخدم هستم که هي بايد جمع کنم و جارو بزنم؟ عجيب است ! اين همان حرفهايي است که زنم گاهي ميزند!
امروز ديگر بايد ريشم را بتراشم .. اما اصلا دلم نميخواهد . ديگر دارم عصباني ميشوم. براي صبحانه بايد ميز چيد، چايي درست کرد، نان را خرد کرد. انجام همه اين کارها ديوانه ام ميکند.
براي راحتي کار ديگر شير را با شيشه ، کره و پنير را هم توي لفافش ميخوريم و همه اين کارها را هم کنار ظرفشويي انجام ميدهيم. اينطوري ديگر جمع و جور کردن و ميز چيدن هم نميخواهد!
امروز لثه هايم کمي درد گرفته شايد براي اينکه ميوه هم نميخورم. چون ماشين ندارم و برايم خيلي مشکل است که ميوه بخرم و به خانه بياورم. اميدوارم که عفونت نکرده باشند. عصري زنم زنگ زد که آيا رختها رو شيشه ها را شسته ام؟ خنده عصبي سر دادم انگار که من وقت اين کارها را داشتم!
توي حمام هم افتضاحي شده، لوله گرفته اما مهم نيست من که ديکر دوش نميگيرم!

يک کشف جديد ديگر: من و پسرم با هم غذا ميخوريم. آن هم سر يخچال! البته بايد تند تند بخوريم چون در يخچال را که نميشود مدت زيادي باز گذاشت.


جمعه: من و پسرم در تختمان مانده ايم تا تلويزيون نگاه کنيم. ديدن اينهمه تبليغات مواد غذايي دهانمان را آب انداخته. با خستگي کمي غر و غر ميکنيم. وقتش است که خودم را بشويم و ريشم را بتراشم و موهايم را شانه کنم و غذاي بچه را آماده کنم و ظرفها را بشويم و جابه جا کنم، خريد کنم و بقيه کارها.... ولي واقعا قدرتش را ندارم. سرم گيج ميرود و تار ميبينم. حتي پسرم هم نايي ندارد. به تبعيت از غريزه مان به رستوران رفتيم و يک ساعتي را غذاهايي عالي و خوشمزه در ظروفي متعدد خورديم. قبل از اينکه به هتل برويم و شب را در يک اتاق تميز و مرتب بخوابيم، از خودم مي پرسم آيا هرگز زنم به اين راه حل فکر کرده بود؟

نوشته شده توسط اسماعیل احمدیان در سه شنبه دوازدهم آذر 1387 ساعت 6:4 بعد از ظهر | لینک ثابت |

 

چندین راه برای جلوگیری از هک شدن سیستم شما وجود دارد. ولی حتما بدانید اگر آنتی ویروس خوب و برنامه های مختلف دیواره آتش نصب کنید و هر شب وقتی سیستم خود را می خواهید خاموش کنید . tmp سیستم خود را پاک کنید . که در این آدرس قرار دارد .

C:\Documents and Settings\admin\ Local Settings

بعضی از دوستان فکر می کنند . هک شدنشان فقط از طریق ایمیلهای مشکوک یا دانلود فایلهای ویروس دار ممکن است که باید عرض کنم درسته ولی یک راه دیگر هم رفتن به سایتها و وبلاگهای حاوی ویروس می باشد . و در این سایتها و وبلاگها حتما لازم نیست شما چیزی دانلود کنید چون خود به خود فایل ویروس با وارد شدن به سایت یا وبلاگ وارد سیستمتان می شود و در اول کار در این قسمت از سیستم می نشیند . Temporary Internet Files که آدرسش :
C:\Documents and Settings\admin\ Local Settings\Temporary Internet Files

است و شما به هر آدرسی در اینترنت مراجعه کنید . در آدرس بالا خواهید یافت . حال آنکه هر روز با خالی کردن tmp کامپیوترتان . از این راه آلوده شدن را به صفر می رسانید .

راه دیگری که عکسها و فلمهایتان پخش می شود از طریق معدود شرکتهای خدمات کامپیوتری می باشد . وقتی کامپیوترتان خراب می شود . سعی کنید سیستم را به افراد و شرکتهایی که شخصا می شناسیدشان بدهید . که اگر از من می پرسید کمی بیشتر هزینه کنید و فرد مورد اطمینانی را پیدا کنید و از او بخواهید سیستمتان را درب منزلتان درست کند و خود شما هم بالا سر آن فرد حواستان به وی باشد .

بعضی از دوستان فکر می کنند که مثلا فلان فیلم و یا عکسی که در سیستم داشتیم را پاک کرده ایم و با خیال راحت سیستم را به دیگران می سپارند . باید به این دوستان هم عرض کنم . امروزه نرم افزارهای زیادی است که وظیفه بازیافت اطلاعات را انجام می دهند . و اگر کسی کمی وارد باشه براحتی می تواند حتی اطلاعاتی که شما از سیستم پاک کرده اید هم بدست بیاورد .

راه دیگر هم از طریق موبایل است و راه بعدی معدود افردای که شما فیلم و عکسهایتان را برای چاپ و میکس به آنها می سپارید .

نوشته شده توسط اسماعیل احمدیان در یکشنبه دهم آذر 1387 ساعت 10:30 قبل از ظهر | لینک ثابت |
برآن شدم تا به طور خلاصه زندگينامه شهيد احمد جهانگيري را كه داييم مي باشد در ايجا بياورم تا يادش را گرامي بدارم
بسم الله الرحمن الرحيم
زندگينامه شهيد احمد جهانگيري
يكي از نشانه هاي برجسته وبزرگ در راه تكامل انسان مانند عشق ،وفاداري، ايثار ،فداكاري وديگر مواردي كه انسان را از محيط مادي خود متمايز مي كند شهادت است.
امام علي (ع)مي فرمايد انسانها به دو دسته تقسيم مي شوند :اهل دنيا واهل آخرت اگر اهل دنيا را انسانهايي بناميم كه زندگي آنها از تولد شروع وگور به زندگي آنها خاتمه مي دهد اين افراد هيچ خير وبركتي پس از خود براي جامعه انساني باقي نمي گذارند
واما گروه دوم كه امام علي (ع) آنان را اهل آخرت نام نهاده است انسانهاي متعالي ونامحدود هستند كه زندگي آنها منتهي به گور نمي گردد بلكه در زندگاني مردم تأثيرات مستقيم وغير مستقيمي به يادگار مي گذارند اينگونه افراد تفكرات عاشقانه شان در خصوص عالم هستي با زندگي مردم آميخته وفداكاريهايشان در امور روزمره مردم خوشبختي وپيشرفت به همراه دارد ايگونه افراد هميشه در طول تاريخ چراغ راه نسلها خواهند بود طبق گفته حضرت علي (ع) شهادت براي افراد اهل آخرت به مراتب بيشتر از ساير مردمان مي باشد وبه همان اندازه كه هدف ومقصد آنان الهي وعادلانه وآينده ساز مي باشد ضريب نائل شدنشان به فيض عظيم شهادت بيشتر است .اينگونه افراد كه تمامي زندگي ووجود وآينده خود رافداي آرمانهاي بزرگ الهي مي كنند شايسته وسزاوار شهادت هستند زندگاني اين انسانها در چنين حالتي شهادت مداوم وهميشگي است.در همين خصوص خداوند متعال در آيات 23 و24 سوره احزاب مي فرمايد :«برخي از آن مؤمنان بزرگ مرداني هستند كه به عهد وپيماني كه با خدا بسته اند كاملاً وفا كردند پس برخي بر آن عهد ايستادگي كردند (تا به راه خدا شهيد شدند)وبرخي به انتظار( فيض شهادت) مقاومت كرده وهيچ عهد خود را تغيير نداند . تا آنكه خداوند آن مردان راستكوي (با وفا) را از صدق ايمانشان پاداش نيكو بخشد»
به همين دليل است كه تفاوت بزرگي ميان مرگ وشهادت وجود دارد .مرگ پايان طبيعي هر موجود زنده اي است ولي شهادت يك نعمت كمياب ونادر كه رايگان به دست نمي آيد بلكه لازمة تحقق آن شرايطي است كه آن شرايط بسيار سخت وطاقت فرساست. از خود گذشتگي وايثار واز منافع دنيوي گذشتن بخاطر هدف والاتري كار هر مدعي نيست .به قول حافظ شيرازي
نه هر كه چهره بر افروخت دلبري داند نه هر آنكه آيينه سازد سكندري داند
نه هر كه كُله كج نهاد و تند نشست كلا هداري و آ يين سروري داند
تو بندگي چو گدايان به شرط مزد كن كه دوست خودش بنده پروري داند
شهيد احمد جهانگيري در تاريخ بيست وپنجم فروردين يك هزار وسيصد وچهل(25/1/1340) در خانواده اي روستاي ومذهبي ومتوسط حال قشر جامعه در روستاي حمزه قاسم از توابع شاهين دژ همانند هديه اي از كرة ديگر يا از دل اساطير ويا از آن سوي تاريخ كه مدتي در اين دنيا زندگي كند وعروج نمايد چشم به جهان گشود واو نيز مانند همه آنهايي كه به اين درجه بالا از مقام انساني وشهادت رسيده اند مراتب سلوك ودستيابي به نقطه اي را كه آن جا انساني جانش را در راه دين وآيين ناموس وشرف وسرزمين ومعشوق ازلي وابدي فدا مي سازد را در همين كره خاكي طي نموده است واو در دوران زندگي نوجواني در روستاي پرت ودور افتاده وروستاي كدخدا سالار با قوانين خاص به جا مانده از رژيم منحط شاهنشاهي بزرگ شده وروحيه ايثار وفداكاري را در خود پرورانده ودر ميان همسالانش اسوه بود. كسي بود كه به او مي شد اعتماد كرد وكارهاي بزرگ تر از سنش را به او واگذار كرد وكسي بود كه به سادگي از چيزي هراس به دل راه نمي داد شايد بعضي بگويند كه آقا اين طور نيست وشما قصد داريد آن چه در ذهنتان مي گذرد به او نسبت دهيد اي كاش آن بعضي نيز در زمان خودش مي بودند ومي ديدند وتفاوتها را احساس مي كردند زماني كه او در پختگي زودرس وآرامش دوست داشتني وجود داشت وبه روشني به پرتو نوري يا شعله اي در پس نگاه او وسادگي روستاي وپاكي وصفاي ايراني بودنش را پي برد.در اين دوران نوجواني آمادگي هر كار بزرگي را داشتند وبي قراري وجنب وجوش وتب وتابي خاص داشتند .زندگي ورشد وباليدن او در خانواده اي روستاي ومحيط روستا وجامعه اي مذهبي از او جواني پاك وصديق ومؤمن ساخت .جواني شايسته وخوش نام ومثال زدني والبته الگو . او در آن سالهاي اول انقلاب كه شاهد فقر ورنج خانواده اش همانند همه مردم روستا نشين بود براي تأمين مخارج وهزينه زندگي روانه دنياي كار ومهاجرت براي كار به دگر ديار كشورش گشت ودر اين مهاجرتها چند سالي در تهران ماند وكار كرد وبراي خانواده اش پول مي فرستاد واز آنجا كه در هر مكاني ومحيطي كه مي ماند چون اعمال ورفتارش گيرا ومورد پسند بود مرغ بخت واقبال بر شانه اش مي نشيند ودر تهران در ارديبهشت ماه شصت وسه ازدواج مي كند ودر همان جا سكونت مي نمايند وثمرة ازدواجش دو فرزند پسر بود . در آن سالهاي جنگ نابرابر تحميلي با وجود متأهل بودن وداشتن بار تهية مخارج زندگي خود وخانواده ودو فرزند خردسال وزماني كه احساس مي كند به وجودش در ميادين نظامي احتياج هست براي دفاع از آب وخاك وناموس وشرف ملتش در مورخة بيست وپنجم تيرماه شصت وپنج (25/4/1365 )خود را به حوزة نظام وظيفه معرفي مي كند ودر آن زمان گروهگهاي منحط در منطقه بلوا به راه انداخته بودند ودر دل مردم هراس ايجاد نموده بودند. او به پادگان مستقر در شهرستان ديواندره اعزام واز آنجا به پايگاه مستقر در روستاي گزميل منتقل مي شود او در آنجا هر چند يك سرباز وظيفه بوده است ولي اما در ميان همرزمانش ومردم منطقه مورد توجه واحترام قرار مي گيرد وهمرزمانش در خاطرات خود آورده اند شور وشوق وحرارت واشتياق شعله ور در روح و جان او در روزهاي آخر او را از سكون به ستوه آورده بود وهميشه به دنبال راهي براي بر قراري ارتباط با مردم روستا ومنطقه وترد منافق از آنجا بود.ودر يكي از همان شبهاي خدمت وپاسداري نامرداني پست ورذل وخفاش صفت از دل بوم خرابه عقايد منحط خود بيرون مي آيند وبه نام آزادي براي مردم به گمان منحرف خودشان اسلحه به دست گرفته بر روي مردان حق كه در سنگر پاسداري از مرز وبوم وشرف وناموس وآزادي وآزادگي ايرانشان نشسته بودند ناجوانمردانه يورش مي آورند وشهيد احمد جهانگيري را در همان درگيري در روستاي گزميل ديواندره با گروهگ منحط منافقين كومله در بيست وششم مرداد شصت وشش(26/5/1366) به شهادت مي رسانند روحش به ديار باقي مي شتابد وبه ديدار معبودش نائل مي گردد و به خيل شهيدان جانفداي اسلام و ايران اسلامي مي پيوندت واين چنين بود كه شهيد روحش به ملكوت مي رود وجسمش در دنياي باقي در ميان هم روستائيانش ودر زادگاهش به خاك سپرده مي شود .
آري من چشم از او چه توانم نگاه داشت كه اول نظر به او ديده ور شد.
شهيد غير دوست ورضاي او هيچ چيز ديگر را نمي بيند وبرنمي تابد هر چه خداوند را خشنود كند با آغوش باز مي پذيرد امام خميني (قدس سره ) مي فرمايند :«شهيد نظر مي كند به وجه الله » اين رهنمود بس است هر رزمندة عاشقي را تا از همه چيزش از جمله جان بگذرد در راه خداخدايا مرگ انتهاي راه دنياي ماست .واجباري است براي همه مخلوقاتت ولي انتخاب نوع مرگ اختياريست كه به ما داده اي پس كمكمان كن تا بهترين نوع مرگ را انتخاب كنيم ودنباله روي راه شهيدانمان باشيم همانطور كه شهيد رفت.




نوشته شده توسط اسماعیل احمدیان در جمعه هشتم آذر 1387 ساعت 7:19 بعد از ظهر | لینک ثابت |
 

JavaScript Codes