تبليغاتX
اسماعیل احمدیان

گفتم مرو ای بود من ای تار من ای پود من


آتش مشو دودم مکن این گونه نابودم مکن


عشق تو شد دمساز من پایان من آغاز من


بندی شدم بازم مکن دیوانه از نازم مکن


غافل مشو از یاد من بشنو دمی فریاد من


این گونه ناشادم مکن پر بسته آزادم مکن


آخر تو هستی جان من پیمان من ایمان من


دیگر پریشانم مکن رو بر رقیبانم مکن


ای عشق آتش زای من سرمایة سودای من


از عالمی پروا مکن عاشق شدی حاشا مکن

نوشته شده توسط اسماعیل احمدیان در چهارشنبه یازدهم دی 1387 ساعت 11:53 قبل از ظهر | لینک ثابت |
 

 شايد براي همه شما پيش آمده باشد كه وقتي از عطري استفاده مي كنيد در نهايت خوشبويي كه دارد گاهي زود بوي آن رفته  و در اصطلاح مي پرد و انگار نه انگار كه عطري استفاده شده است،در اين مقاله قصد داريم تا نكاتي را بياموزيم كه بوي عطر شايد كمي ديرتر بپرد.البته بايد توجه داشت كه ماندگاري عطر به خود عطر و مواد تشكيل دهنده آن نيز ربط دارد.

حفظ پوست سالم و افزايش بوي عطر

1- پوست سالم رمز استفاده موفق از محصولات آرايشي و زيبايي است.ابتدا مطمئن بشويد كه پوست شما پيش از استفاده از عطر كاملا شسته و تميز است.

2- توجه كنيد كه چه نوع مواد بهداشتي پوست و بدن باعث مي شود كه بدن شما بوي تندي داشته باشد. اگر از عطر براي اين منظوراستفاده مي كنيد كه بوي بدن شما را بپوشاند، اين بو وعطر به مدت طولاني نمي ماند و سرانجام بوي بدن شما بر عطر غلبه مي كند
  3- اگر بوي بدن شما به شكلي است كه اثر عطر را از بين مي برد، قبل از به كار بردن عطر از محصولات بهداشتي و آرايشي مناسب استفاده كنيد.

4- دقت كنيد كه عطر را در جايي كه ماده بوبر يا ضد عرق استفاده كرده ايد، به كار نبريد. بوبرهايي با رايحه ملايم بوي عطر شما را نمي پوشاند، بلكه آن را افزايش مي دهند. بوبرها هر نوع بوي عرق را از بين مي برند و باعث مي شوند كه رايحه عطر به خوبي بدن شما را خوشبو كند.

5- قبل از استفاده از عطر مطمئن شويد كه خراش و زخم روبازي بر روي پوست خود نداريد، زيرا تركيب عطر با مايعات بدن باعث ايجاد بوي نامطبوع مي شود.
 
 
ايجاد رطوبت براي طولاني تركردن زمان عطر

1- عطرها در محيط مرطوب ماندگاري بيشتري دارند. قبل از استفاده از عطر، ابتدا حالت پوست خود را ارزيابي كنيد؛ آيا پوسته پوسته و خشك است يا مرطوب و سلامت است.

2- اگر پوست شما خشك است، از يك كرم مرطوب كننده استفاده كنيد تا به ايجاد رطوبت و نرمي پوست شما كمك كند. توجه داشته باشيد كه كرمي انتخاب كنيد كه مشابه بوي عطر شما باشد.

3- پيش از استفاده از عطر، اجازه بدهيد تا كرم نرم كننده به خوبي توسط پوستتان جذب بشود.

4- مطمئن بشويد كه قسمتهاي حساس بدنتان مرطوب شده است. اصلي ترين بخش هاي بدن براي پاشيدن عطر مچ، گردن و پشت زانوي شما است.

5- عطر را بر روي بدن خود بپاشيد و اطمينان حاصل كنيد كه در قسمتهاي اصلي قرار گرفته است تا ماندگاري بيشتري داشته باشد.
 
6- يادتان باشد كه عطر را پيش از پوشيدن لباس به خود بزنيد. اگرچه ممكن قسمتهاي اصلي كه يادآور شديم با لباس پوشيده شود، اما هنگامي كه عطر را مستقيما به روي پوست خود بزنيد، عطر ماندگاري بيشتري نسبت به زماني كه به روي لباس خود بزنيد، خواهد داشت.

7- اگر پوستي داريد كه پس از زدن كرم مرطوب كننده، خشك باقي مي ماند؛ بايد عطر را در طول روز و شب در نقاط مختلف بدن تكرار كنيد؛ زيرا پوست خشك عطر را مي مكد و رايحه آن را زودتر از بين مي برد.

8- طبيعتا بوهاي تند بيشتر از بوهاي ملايم ماندگاري دارند. پس در انتخاب عطر خود دقت كنيد

نوشته شده توسط اسماعیل احمدیان در سه شنبه دهم دی 1387 ساعت 11:16 قبل از ظهر | لینک ثابت |

 نمیدانم چرا بسیاری از کاربران  فکر میکنند موضوع یا Subject ایمیل جایی است برای سلام کردن. همانطور که از معنای لغت Subject مشخص است قرار است این قسمت ایمیل اشاره ای به موضوع و ماهیت محتوای ایمیل داشته باشد.

در حالی که بسیاری از کاربران  در این بخش تنها عبارت Salam یا Hi را می نویسند.برای این کاربران مهم نیست که ایمیل را برای چه کسی (آشنا، همکار تجاری و یا فرد ناشناس) و با چه هدفی ارسال میکند ولی از قرار اصرار دارند که در موضوع ایمیل که یکی از مهمترین بخشها و اولین چیزی است که مخاطب ایمیل آنرا می بیند فقط سلام کنند. در چنین شرایطی مخاطب نامه متوجه موضوع نامه و اهمیت آن نخواهد شد و به شخصه فکر میکنم کسی که چنین ایمیلی ارسال میکند اصولا کار مهمی ندارد و بنابراین ایمیل او را یا پس از بررسی بقیه ایمیلها میخوانم یا آنکه اصلا نخواهم خواند!.استفاده از عبارتی مانند salam شاید فقط در ایمیلهای شخصی و دوستانه کاربرد داشته باشد (که البته بهتر است در اینگونه ایمیلها هم کمی خلاقیت به خرج دهید تا جستجو آنها در آینده راحت تر باشد). وقتی که فردی روزی دهها ایمیل با عنوان salam یا hi دریافت میکند هرگز احساس دوستانه ارسال کننده ایمیل را متوجه نخواهد شد.

کار ساده ای است که خلاصه ای از موضوع، مشکل یا درخواست خود را در موضوع (Subject ) ایمیل بنویسید تا هم به مخاطب خود درباره ماهیت نامه اطلاع بدهید و هم شانس بررسی نامه را افزایش دهید.البته گاهی هم کاربران از یک عبارت ساده استفاده مانند عبارت Moshkel استفاده میکنند که این عبارت هم ناقص است و بهتر است نوع مشکل را هم در موضوع ایمیل بنویسید.(مثل moshkel dar sabt site یا faramooshi username va password ) .
توصیه دیگر آنکه داستان نویسی و احوال پرسی و تعریف و...(راحت تر بگویم روده درازی) در ایمیلهای کاری کاربرد چندانی ندارد.شما مطمئنا قصد توضیح مسئله یا مشکل را از دیدگاه تاریخی یا شخصی خود دارید یا اینکه مایلید در این فرصت کمال تشکر را هم از مخاطب ایمیل داشته باشید. اما در مورد ایمیلهای کاری دریافت کننده ایمیل بایستی چندین ایمیل دیگر را نیز بررسی کند و فرصت و حوصله محدودی برای خواندن ایمیل شما دارد پس توضیح خلاصه و صریح مشکل یا هدفتان در ایمیل به هر دو طرف کمک کرده و نشان از حرفه ای بودن شما است.
منبع: shirazi.blogfa.com

__________________

نوشته شده توسط اسماعیل احمدیان در یکشنبه یکم دی 1387 ساعت 9:18 قبل از ظهر | لینک ثابت |

هرگز تو را فرموش نخواهم کرد حتی اگر مرا از یاد ببری

 

و هرگز از تو رنجور نخواهم شد

 

چرا که تو را دوست دارم

 

دیوانه وار عاشقت شدم

 

چرا که مهربانی را در وجودت دیدم

 

با چشمانت وجودم را دگرگون ساختی

 

و اگر تو نبودی هرگز عاشق نمی شدم 

 

نه تو از عشق من دست میکشی

 

و نه قلب من از عشقت روی گردان می شود

سوگند که وجود تو در سرنوشت من نوشته شده است و اگر با مژگانت اشاره ای کنی

فرسنگها راه خواهم پیمود چرا که شب عشق بسیار طولانی است

و قلبم در آرزوی تو می سوزد

آنگاه که از برابر دیدگانم دور شوی

خورشید وجودت پنهان می گردد

و ابرهای غم و اندوه مرا در بر می گیرند

و به دنیای غریبی می برند

همیشه در قلبم حضور داری

و عشقت زندگی ام را گل باران کرده است

تمامی این دنیا را با قلبی پر از رمز و راز به دنبالت طی کرده ام

 

محبوبم همیشه به انتظار ت

 

 خواهم ماند

نوشته شده توسط اسماعیل احمدیان در یکشنبه یکم دی 1387 ساعت 1:24 قبل از ظهر | لینک ثابت |

اگه بگى دوستم دارى  

             تا آسمون پر مى گیرم

                زندگى گذشتم رو، دوباره از سر مى گیرم  

اگه بگى دوستم دارى

          مى میرم و زنده مى شم

             روشن تر از روز خدا ،خورشید تابنده مى شم

اگه بگى به غیر من

             کسى تو دنیا ندارى

               رو گفته هاى  این و اون   از ته دل پا  بزارى

من هم برات فدا مى شم

              گریه بى صدا مى شم

 اگه بگى یار منى

                                   همدم و غمخوار منى

من هم برات یار مى شم

             یار وفادار مى شم!...


نوشته شده توسط اسماعیل احمدیان در یکشنبه یکم دی 1387 ساعت 1:20 قبل از ظهر | لینک ثابت |

با غرور بی دلیلت منو آزار نده

به منه خسته و بی حوصله هشدار نده

بزار این سکوت سنگین به شکستن نرسه

به خودت تو بیش از این زحمت اقرار نده

به خدا من خودم رفتنیم

واسه دیگران تو شمعی

واسه من خاموش و غمگین

برای خودی تو دردی

واسه غریبه تسکین

واسه دیگران حقیقت

واسه من عین سرابی

برای همه ستاره

واسه من مثل شهابی

وقت و بی وقت لحظه ها رو به دلم زهر نکن

بیا و این دم آخر صحبت از قهر نکن

بخدا من خودم رفتنیم

بخدا

نوشته شده توسط اسماعیل احمدیان در یکشنبه یکم دی 1387 ساعت 1:16 قبل از ظهر | لینک ثابت |

سلام هستی من

وقتی دلتنگ شدی به یاد بیار کسی رو که خیلی دوستت داره.

وقتی ناامید شدی به یاد بیار کسی رو که تنها امیدش تویی.

وقتی پر از سکوت شدی به یاد بیار کسی رو که به صدات محتاجه.

 وقتی دلت خواست از غصه بشکنه به یاد بیار کسی رو که توی دلت یه کلبه ساخته.

وقتی چشمات تهی از تصویرم شد به یاد بیار کسی رو که حتی توی عکسش بهت لبخند میزنه.

 

وقتی به انگشتات نگاه کردی به یاد بیار کسی رو که دستاش در ارزوی دستاته.

 وقتی شونه هات خسته شد به یاد بیار کسی رو که هق هق گریه اش اونها رو می لرزوند.  


وقتی که دلت گرفته شد به یاد بیار کسی رو که قلبش مملو ازعشق پاک تو است.

ای سراپا همه خوبی تک و تنها به تو می اندیشم

می دونی معبد و بتکده من میان ابروان قشنگ توست.

ارزوی من دیدار روی تو و نهایت امید من به دست اوردن توست

نوشته شده توسط اسماعیل احمدیان در یکشنبه یکم دی 1387 ساعت 1:11 قبل از ظهر | لینک ثابت |

هرجا بودی یادت نره یه عاشقی به یادته

دو چشم منتظر به در همیشه چشم به راهته

هرجا بودی یادت نره یه بیت جا مونده داری

یه حنجره پر از غزل تو غیبتت تو ساکته

تو ای عزیز هرجا بودی طنین این صدا بودی

برای زنده بودنم نفس بودی هوا بودی

قدم قدم تو جاده ها دلیل رفتنم شدی

تو خود تنم شدی حتی اگه جدا بودی

هرجا بودی یادت نره یه عاشقی به یادته

دو چشم منتظر به در همیشه چشم به راهته

فقط خیال ناز توست که این سکوت رو میشکنه

دست نجیب تو فقط تار دلم رو میزنه

هرجا بودی یادت نره دلم اسیر خواستنه

وقتی نباشی کاره من روز و شب رو شمردنه

نوشته شده توسط اسماعیل احمدیان در یکشنبه یکم دی 1387 ساعت 1:8 قبل از ظهر | لینک ثابت |

کاش هرگز نمی دیدمت تا امروز غم ندیدنت رابخورم ...

 

کاش لبخندهایت آنقدر زیبا نبودند که امروز آرزوی

 

دیدن یک لحظه فقط یک لحظه

 

از لبخندهای عاشقانه ات را داشته باشم ...

 

کاش چشمان معصومت به چشمانم خیره نمی شد ...

 

تا امروز چشمان من به یاد آن لحظه بهانه گیرند و اشک بریزند ...

 

کاش حرف های دلم را بهت نگفته بودم تا امروز با

 

خود نگویم : " آخه او که میدونست چقدر دوستش دارم "

 

نوشته شده توسط اسماعیل احمدیان در یکشنبه یکم دی 1387 ساعت 1:5 قبل از ظهر | لینک ثابت |

در خواب ناز بودم شبی            دیدم کسی در می زند

در را گشودم روی او             دیدم غم است در می زند

ای  دوستان  بی وفا                 از  غم  بیاموزید وفا

غم با آن همه بیگانگی           هر شب به من سر می زند

نوشته شده توسط اسماعیل احمدیان در یکشنبه یکم دی 1387 ساعت 1:2 قبل از ظهر | لینک ثابت |
نگات قشنگه ولیکن یه کم عجیب و مبهمه

 


         من از کجا شروع کنم دوست دارم یه عالمه


من و گذاشتی و بازم یه بار دیگه رفتی سفر


           نمی دونم شاید سفر برای دردات مرهمه


تا وقتی اینجا بمونی یه حالت عجیبیه


      من چه جوری واست بگم بارون قشنگ ونم نمه


هوای رفتن که کنی واسه تو فرقی نداره


          اما به جون اون چشات مرگ گلای مریمه


آخرشم دق می کنم تا من و دوست داشته باشی


  مردن که از عاشقیه یک دفعه نیست که کم کمه


    من نمی دونم تو چرا اینجور نگاهم می کنی


    زیر نگاه نافذت نگاه عاشقم خمه


  می پرسم از چشمای تو ممکنه اینجا بمونی ؟


     می خندی و جواب می دی رفتن من مسلمه


برو به خاطر خودت اما به من قول بده


   هرجای دنیا که بری دیگه نشو مال همه


رسمه که لحظه ی سفر یادگاری به هم می دن


  قشنگ ترین هدیه ی تو تو قلب من یه مشت غمه


       شاید این و بهم دادی که همیشه با من باشه


  حق با تو،تو راست می گی غمت همیشه پیشمه


 دیدی گلا شب که میشه اشکاشونو رو پاک می کنن


    یادت باشه چشم منم همیشه غرق شبنمه


  تو می ری و اسم من واز رودلت خط می زنی


     اسم قشنگ تو ولی همیشه هرجا یادمه


   چشمای روشنت یه کم کاش هوای من رو داشت 

 

نوشته شده توسط اسماعیل احمدیان در یکشنبه یکم دی 1387 ساعت 0:59 قبل از ظهر | لینک ثابت |
صبح صادق ندمد، تا شب يلدا نرود
سعدي                                           

دي ماه، در ايران کهن، چهار جشن را در بر داشت : نخستين روز ماه دي -  و روزهاي هشتم، پانزدهم و بيست وسوم، سه روزي که نام ماه و نام روز يکي بود. 

امروز، از اين چهار جشن تنها شب نخستين روز دي ماه، يا شب يلدا، را جشن مي گيرند.  يعني آخرين شب پائيز، نخستين شب زمستان، پايان قوس، آغاز جدي و درازترين شب سال. 

واژه يلدا سرياني و به معني ولادت است. ولادت خورشيد ( مهر، ميترا ) و روميان آن را ناتاليس انويکتوس يعني روز تولد ( مهر ) شکست ناپذير نامند. 

  بنابر باور پيشينيان، در پايان اين شب دراز، که اهريمني و نامبارکش مي دانستند ( و مي دانند )، تاريکي شکست مي خورد، روشنايي پيروز و خورشيد زاده مي شود و روزها رو به بلندي مي نهد، و : « ... نام اين روز ميلاد اکبر است، مقصود از آن انقلاب شتوي است. گويند در اين روز نور از حد نقصان به حد زيادت خارج مي شود، و آدميان نشو و نما آغاز مي کنند و "پري" ها به ذبول و فنا روي مي آورند. »

زايش خورشيد و آغاز دي را، آيين ها و فرهنگ هاي بسياري از سرزمين هاي کهن آغاز سال قرار دادند، به شگون روزي که خورشيد از چنگ شب هاي اهريمني نجات مي يافت و روزي مقدس براي مهر پرستان بود. 

در سدهً چهارم ميلادي بر اثر اشتباهي که در محاسبهً کبيسه ها رخ داد روز 25 دسامبر را (به جاي روز 21 دسامبر) روز تولد ميترا دانسته و تولد عيسي مسيح را نيز در اين آغاز سال قرار دادند. اشارهً سنايي نيز به اين تقارن است :

 به صاحب دولتي پيوند، اگر نامي همي جويي        که از پيوند با عيسي چنان معروف شد يلدا

بنا بر اين نويل اروپايي (سالروز تولد مسيح) همان شب يلدا است، و نويل واقعي، يعني انقلاب شتوي در سي آذر برابر با بيست و يکم دسامبر است.

از مقاله ها و پژوهشهاي فراواني که دربارهً يلدا شده، در لغت نامه دهخدا، چکيده اي از برهان قاطع، انندراج، حواشي علامه قزويني بر آثار الباقيه شرح پور داود بر يشت ها، فرهنگ فارسي دکتر معين و يادداشت هاي مرحوم دهخدا آورده، که نقل آن بي مناسبت نخواهد بود :  

يلدا لغت سرياني است به معني ميلاد عربي، و چون شب يلدا را با ميلاد مسيح تطبيق مي کرده اند، از اين رو، بدين نام ناميده اند. بايد توجه داشت که جشن ميلاد مسيح که در 25 دسامبر تثبيت شده، طبق تحقيق، در اصل جشن ظهور ميترا بوده که مسيحيان در قرن چهارم ميلادي آن را روز تولد مسيح قرار دادند. يلدا اول زمستان و شب آخر پاييز است که درازترين شب هاي سال است. و در آن شب، يا نزديک بدان، آفتاب به برج جدي تحويل مي کند و قدما آن را سخت شوم و نامبارک مي انگاشتند.  در بيشتر نقاط ايران در اين شب مراسمي انجام مي شود. شاعران زلف يار و همچنين روز هجران را از حيث سياهي و درازي بدان تشبيه کنند. و از شعرهاي برخي از شاعران مانند سنائي، معزي، خاقاني و سيف اسفرنگي، رابطه بين مسيح و يلدا ادراک مي شود. يلدا برابر با شب اول جدي و شب هفتم دي ماه جلالي و شب بيست و يکم دسامبر فرانسوي است.  

انگيزه هاي پايدار ماندن اين جشن را مي توان، از جمله بدين گونه برشمرد :

 1- شب زايش خورشيد ( مهر ) است، از باورهاي ديني کهن.

 2 - بلند ترين شب سال، يعني طولاني ترين تاريکي است، نشانهً اهريمني شبي شوم و ناخوشايند که از فردا به کوتاهي مي گرايد.

 3 - پايان برداشت محصول صيفي و آغاز فصل استراحت در جامعهً کشاورزي است. همهً قشرها و گروههايي که از فراورده هاي کشاورزي و تلاش کشاورزان بهره مندند، در جشن نخستين روز دي ماه و برداشت محصول، در شگون و شادي کشاورزان شرکت مي کنند.    

«  و ... در اين روز پادشاه با دهقانان و برزگران مجالست مي کرد و در يک سفره با ايشان غذا مي خورد، و مي گفت (...) قوام دنيا به کارهايي است که به دست شما مي شود. »  

آيين و جشن شب يلدا و يا شب چله بزرگ، تا به امروز در تمامي سرزمين کهنسال ايران و در بين همه قشرها و خانواده ها برگزار مي شود. 

يلدا را همچنين مي توان جشن و گردهمايي خانوادگي دانست. در شب يلدا خويشاوندان نزديک در خانهً بزرگ خانواده گرد مي آيند. به بياني ديگر در سرماي آغازين زمستان، دور کرسي نشستن و تا نيمه شب ميوه و آجيل و غذا خوردن و به فال حافظ گوش کردن از ويژگي هاي شب يلدا است. 

جشن خانوادگي : برگزاري مراسم يلدا، اگر بتوان نام جشن بر آن نهاد، آييني خانوادگي است، و گردهمايي ها به خويشاوندان و دوستان نزديک محدود مي شود. در کتاب ها و سندهاي تاريخي به برگزاري مراسم شب يلدا اشاره اي نشده است. ابوريحان بيروني از جشن روز اول دي ماه، که آن را خرم روز نامند، در دستگاه حکومتي و پادشاهي ياد مي کند و نامي از شب يلدا در ميان نيست، که مي توان به دليل خانوادگي و همگاني و غير رسمي بودن آن دانست.   

کنار کرسي : بي گمان براي جوانان نسل امروز کرسي گذاشتن، کنار يا دور کرسي نشستن نياز به توضيح و توصيف دارد. ابزارهاي گرمازاي تکنولوژي جديد - و نيز عامل هاي ديگر - کرسي و فرهنگ مربوط به آن را به دست فراموشي سپرده است.   در زمستانها، استفاده از کرسي براي گرم کردن خانه و دور کرسي نشيني معمولا از شب يلدا، نخستين شب زمستان، شروع مي شد و تا پايان چلهً بزرگ - و در برخي خانواده ها تا پايان چلهً کوچک - ادامه داشت. اعضاي خانواده از کوچک و بزرگ، دور کرسي، که روي آن را ميوه و آجيل پوشانده بود، مي نشستند.  

  تا مي توان ز فرش چو کرسي جدا مباش      آتش به فرق ريز و مکن اختيار برف  ( ميرالهي همداني )

خوراک : در همهً جشن ها و آيين ها، در جامعه هاي ابتدايي يا متمدن، خوردن و آشاميدن بخشي از مشغوليت ها و سرگرمي هاي جمع را تشکيل مي دهد.  

براي شب يلدا، خوراک ويژاه اي نمي شناسم، و تهيه شام بستگي به وضع اقتصادي و روند تغذيه خانواده دارد. خوردني هاي ويژه شب يلدا ميوه هاي فصل تابستان چون خربزه، هندوانه، انگور، انار، سيب، خيار، به و مانند آن است. ميوه هايي که مي بايستي در اين شب تمامي آنها بجز سيب و به خورده شود و چيزي براي فردا، يعني فرداي زمستان باقي نماند. ميوه هايي را که شب يلدا بر آن مي گذشت نمي خوردند.   

به ياد دارم، تا سال 1323 که در کوهبنان ( از بخش هاي کرمان ) بودم، در خانهً روستايي ما، خربزه و هندوانه و انار را در انبار گندم مي گذاشتند و انگور را يا همچنان که بر درخت بود، در کيسه ها مي کردند و يا در جايي خنک به بند مي آويختند. و در شب يلدا تمامي آنها مي بايستي خورده شود.  

آجيل و شب چره که شامل دانه هايي چون گندم و نخود برشته، تخم هندوانه و کدو، بادام، پسته، فندق، کشمش، انجير و توت خشک است، در بسياري از شب نشيني ها، مهماني ها و گردش ها فراموش نمي شد. ولي در شب يلدا مي بايست ( و مي بايد ) بر سر سفره باشد. خوردني هاي شب يلدا، در واقع، ميوه و آجيل است نه غذا. برخي از خانواده ها در شب يلدا، پس از خوردن شام، براي شب نشيني شب يلدا به خانهً خويشاوند بزرگتر مي روند.

فال حافظ : يکي از رسم هاي شب يلدا، فال حافظ گرفتن است. اگر رسم ها و آيين هاي ديگر يلدا را ميراثي از فرهنگ چند هزار ساله بدانيم ( که بايستي چنين باشد )، ولي فال حافظ گرفتن در شب يلدا - و نيز در تيرما سيزه شو ( جشن تيرگان در مازندران ) - در سده هاي اخير به رسم هاي شب يلدا افزوده شده است.   

فال حافظ گرفتن، در شب نشيني هاي زمستان و مناسبت هايي چون چهارشنبهً آخر ماه صفر، چهارشنبه سوري، شب سيزده صفر، بعد ازظهر سيزده بدر، تيرما سيزه شو ( جشن تيرگان در مازندران ) نيز از باورهاي همگاني است ر... و در شب يلدا گويا بيشتر وصف الحال است. ممکن است در شب يلدا، براي فال حافظ گرفتن، به خانً ملا و باسواد محل رفت :   

در روستاي کاورد دودانگه ساري، خواندن کتاب حافظ چندان رونقي ندارد. تنها در سال يک بار، آن هم در شب يلدا از ديوان حافظ فال مي گيريم. براي فال گرفتن غروب شب يلدا همسايگان و نزديکان، با آجيل و ميوه به خانهً ملاي ده مي رويم، که فال ما را گرفته و ببيند چه سرگذشتي دربارهً ما نوشته است. 

همه رسم ها و آيين هاي شب يلدا را ( بجز دور کرسي نشستن، که به اصطلاح نتوانسته است حرف خود را بر کرسي بنشاند ) تا آنجا که پژوهش ها اجازه مي دهد، در همهً شهرها و آبادي ها سراغ داريم.  

پژوهش و مطالعهً کمي دربارهً برگزاري آيين ها و رسم هايي که همگاني است و جنبهً خانوادگي دارد آسان نيست، و تنها مي توان نمونه هايي انگشت شمار را مشاهده و مطالعه کرد.  

امروز نمود برگزاري آيين و رسم شب يلدا را ميتوان در روزهاي بيست و نهم و سي ام آذرماه، در بازارها و فروشگاه هاي ميوه و آجيل فروشي ها ديد. اين خريدها تا پاسي از شب يلدا ادامه دارد. در آخرين لحظه ها نيز کساني را مي بينيم که از سر کار برگشته و ميوه هايي چون خربزه و هندوانه و انار را که به آساني نمي توان در بخچال نگهداري کرد، مي خرند.  

باشد که اين جشن و آيين، که در حد جشن نوروز و به روايتي، خود جشن نوروز و سال نو بوده، با وجود اشاعه و دگرگوني هاي فني و صنعتي امروز، به عنوان گوشه اي از نمودهاي فرهنگي و قومي و تاريخي اين مرز و بوم، به دست فراموشي سپرده نشود.

همهً شب هاي غم آبستن روز طرب است                        يوسف روز ز چاه شب يلدا آيد

منبع:فرهنگسرا

نوشته شده توسط اسماعیل احمدیان در یکشنبه یکم دی 1387 ساعت 0:46 قبل از ظهر | لینک ثابت |
 

JavaScript Codes