تبليغاتX
اسماعیل احمدیان

 

خداشناسی خود به خود بر روی تمام شخصيت و روحيه و اخلاق و اعمال بشر اثر می‏گذارد . اندازه اين تاثير به درجه ايمان بستگی دارد . هر اندازه‏ ايمان انسان قوی‏تر و شديدتر باشد ، نفوذ خداشناسی در وجود انسان بيشتر می‏گردد و شخصيت آدمی را بيشتر تحت سيطره خود قرار می‏دهد
تاثير و نفوذ خداشناسی در انسان مراتب و درجات دارد و تفاوت انسانها از نظر كمال انسانی و قرب به خداوند به اين درجات بستگی دارد و همه‏ اينها " صدق " و " اخلاص " ناميده می‏شود ، يعنی همه اين درجات ، درجات صدق و اخلاص است
توضيح اينكه : قبلا گفتيم آنگاه كه به خدا رومی‏آوريم و او را عبادت‏ می‏كنيم ، چنين ابراز می‏داريم كه تنها مستحق اطاعت ، ذات احديت است و من در مقابل او تسليم محض هستم . اين گونه ايستادن و ابراز داشتن ، عبادت است و جز برای خدا جايز نيست ، ولی اين اظهار و ابراز ما تا چه‏ اندازه دارای " صدق " است ؟ يعنی ما در عمل تا چه اندازه قيد تسليم در برابر غير خدا را رها كرده‏ايم و در مقابل ذات او تسليم محض هستيم ؟ اين‏ جهت به درجه ايمان ما بستگی دارد
مسلما همه افراد از نظر صدق و اخلاص در يك درجه نيستند . برخی تا اين‏ حد پيش می‏روند كه عملا جز امر خدا بر وجود آنها حاكم نيست ، از درون و برون فرماندهی جز خدا ندارند ، نه هوای نفس و تمايلات نفسانی می‏تواند آنها را از اين سو به آن سو بكشاند و نه يك انسان ديگر می‏تواند آنان را مسخر فرمان خويش سازد ، به تمايلات نفسانی آن اندازه اجازه فعاليت‏ می‏دهند كه موافق رضای خدا باشد - و البته رضای خدا همان راهی است كه‏ انسان را به كمال واقعی خود می‏رساند - و فرمان انسانهای ديگر را از قبيل‏ پدر و مادر و معلم و غيره برای رضای خدا و در حدود اجازه خدا انجام‏ می‏دهند .

برخی از اين پيشتر می‏روند و مطلوب و محبوبی جز خدا ندارند ، خداوند محبوب و معشوق اصلی آنها قرار می‏گيرد و خلق خدا را به حكم اينكه‏ " هر كس چيزی را دوست بدارد آثار آن چيز و نشانه‏ها و يادگارهای آن چيز را نيز دوست می‏دارد " از آن جهت دوست‏ می‏دارند كه آثار و مخلوقات الهی و آيات و نشانه‏ها و يادگارها و يادآورهای خدا می‏باشند . برخی پا را از اين هم فراتر می‏گذارند و جز او و جلوه‏های او چيزی نمی‏بينند ، يعنی او را در همه چيز می‏بينند ، همه چيز در حكم آيينه و همه جهان يك آيينه خانه می‏شود كه به هر سو بنگرند او را و جلوه او را می‏بينند ، زبان حالشان اين می‏شود كه :

به صحرا بنگرم صحرا تو بينم

به دريا بنگرم دريا تو بينم

به هر جا بنگرم كوه و در و دشت

نشان از روی زيبای تو بينم

علی ( عليه السلام ) فرمود : " هيچ چيزی را نديدم مگر آنكه قبل از او و با او خدا را ديدم "
يك نفر عبادتگر آنچه را در حال عبادت با خدای خويش در ميان می‏گذارد ، در متن زندگی آن را پياده می‏كند و به مرحله " صدق " درمی‏آورد
عبادت برای يك عبادتگر واقعی " پيمان " است و صحنه زندگی وفای‏ پيمان است . اين پيمان مشتمل بر دو شرط اصلی است : يكی رهايی و آزادی‏ از حكومت و اطاعت غير خدا - اعم از هوای نفس و مطامع نفسانی و از موجودات و اشياء و اشخاص - و ديگر تسليم محض در مقابل آنچه خدا به آن‏ امر می‏كند و به آن راضی است و آن را دوست می‏دارد
عبادت واقعی برای عبادتگر عامل بزرگ و اساسی تربيت و پرورش روحی‏ اوست . عبادت ، برای عبادتگر درس است ، درس وارستگی ، آزادمنشی ، فداكاری ، محبت خدا ، محبت خلق خدا ، محبت امر خدا ، همبستگی و دوستی‏ اهل حق ، احسان و خدمت به خلق ، و . .

از آنچه توضيح داديم روشن شد كه توحيد اسلامی ، هيچ انگيزه‏ای غير خدا را نمی‏پذيرد . واقعيت تكاملی انسان و واقعيت تكاملی جهان ، واقعيت " به‏ سوی اويی " است ، هر چه رو به آن سو ندارد باطل و بر ضد مسير تكاملی‏ خلقت است . از نظر اسلام همچنانكه كار خود را بايد برای خدا كرد ، كار خلق را نيز بايد برای خدا كرد . اينكه گفته می‏شود كار برای خدا يعنی كار برای خلق ، راه خدا و خلق يكی است و برای خدا يعنی برای خلق ، وگرنه كار برای خدا منهای خلق ، آخوندبازی و صوفيگری است ، سخن نادرستی است . از نظر اسلام راه ، راه خداست و بس ، و مقصد خداست نه چيز ديگر ، اما راه‏ خدا از ميان خلق می‏گذرد . كار برای خود كردن نفس پرستی است ، كار برای‏ خلق كردن بت پرستی است ، كار برای خدا و برای خلق كردن شرك و دوگانه‏ پرستی است ، كار خود و كار خلق برای خدا كردن توحيد و خداپرستی است
در روش توحيدی اسلامی كارها بايد به نام خدا آغاز شود . آغاز كردن كار بنام خلق بت پرستی است و به نام خدا و خلق شرك و بت پرستی است و تنها به نام خدا توحيد و يگانه پرستی است
از قرآن مجيد در مورد " اخلاص " نكته جالبی استفاده می‏شود و آن اينكه‏ مخلص بودن ( به كسر لام ) غير از مخلص بودن ( به فتح لام ) است . مخلص‏ بودن ( به كسر لام ) يعنی در عمل اخلاص ورزيدن ، عمل را پاك و خالص برای‏ خدا انجام دادن . اما مخلص بودن ( به فتح لام ) يعنی پاك و خالص شده‏ برای خدا . بديهی است كه پاك و خالص كردن عمل ، چيزی است و پاك و خالص بودن به تمام وجود ، چيز ديگر است

نوشته شده توسط اسماعیل احمدیان در سه شنبه بیست و هشتم آبان 1387 ساعت 10:22 قبل از ظهر | لینک ثابت |
 

JavaScript Codes