تبليغاتX
اسماعیل احمدیان


كيستي ؟معشوق ديرين مني
كيستي؟ روياي شيرين مني
اين تويي آن كس كه بندي بسته ام
از نگاه او به قلب خسته ام
آن كه رنجوريم رنجوريش بود
وآنكه خاموشيم مهجوريش بود
آن كه مي خواند از نگاهم راز دل
وز لب خاموش من آواز دل
آن كه جان من به جانش بسته بود
غير من از عالمي بگسسته بود


اين تويي آن كس كه شب هاي دراز
با دل پر مهر من مي گفت راز
آن كه بي من غير من فكري نداشت
آن كه جز نام من ذكري نداشت
هستي من بود ومستي بخش من
روح وجان ما يكي بود ودو تن
گر لب من لحظه اي خاموش بود
سينة پر مهر او در جوش بود
كيستي درياي گوهر زاي من
كيستي در عاشقي رسوايي من
نازنينم از دوري ننگ داشت
كي درون سينه قلبي سنگ داشت

نوشته شده توسط اسماعیل احمدیان در یکشنبه بیست و چهارم آذر 1387 ساعت 9:4 قبل از ظهر | لینک ثابت |
 

JavaScript Codes